- نوشته کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - سرمقاله روزنامه خراسان - کورش شجاعی - kourosh shojaee - اتحاد اقوام ایران

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۴۵۴  – دوشنبه  ۱۴ دی ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

به عنوان یک عضو کوچک از خانواده بزرگ ایران، در این نوشته نکاتی را در قالب چند سوال مطرح می کنم که اگر نتوان گفت این سوالات در ذهن و کلام اکثریت مردم است اما می توان ادعا کرد شاید چنین سوالاتی برای کثیری از مردم مطرح باشد.

۱ – با توجه به مجموعه اتفاقات و حوادث تلخ رخ داده پس از انتخابات، آیا هنوز وقت آن نرسیده است که اتاق فکری متشکل از دلسوزان و نخبگان با سلایق و گرایش های مختلف اما معتقد و ملتزم به جمهوری اسلامی و قانون اساسی تشکیل شود و با نگاهی علمی، عمیق و آسیب شناسانه مجموعه دستاوردهای گران سنگ انقلاب و جمهوری اسلامی و همچنین کاستی ها و مشکلات موجود و فرا روی جامعه براساس اطلاعات مبتنی بر واقعیت های کسب شده از اقشار مختلف جامعه و نه بر مبنای اطلاعات بولتنی و گزینشی مورد واکاوی عالمانه و نقد منصفانه قرارگیرد؟

تا در پرتو آن علاوه بر توسیع خانواده انقلاب هر گروه و گرایش و سلیقه ای که بر مسند امور قرار می گیرد تمامی مشکلات را بر گردن گذشتگان و دیگران بار نکند؟ و هر شخص و سلیقه و گرایشی پاسخ گوی گفتار، رفتار و عملکرد خود باشد.

۲ – تصمیم سازان و تصمیم گیران و مسئولان تا چه حد مردم را امین و محرم مسائل کشور می دانند و دانستن تمامی اطلاعات و اخبار در حوزه های مختلف – غیر از اسناد طبقه بندی شده امنیتی- را حق مردم؟

آیا مسئولان فعلی و قبلی می توانند ادعا کنند که فضای اطلاع رسانی ایجاد شده از طرف دستگاه های کمیتی در زمینه های گوناگون در کشور، به روز، دقیق، به هنگام و اقناع کننده افکار عمومی بوده است؟

پاسخ این سوال نیاز چندانی به تامل عمیق، فحص گسترده و شمارش مصادیق ندارد؟

تاکنون چندبار و در کدام جلسات و با حضور کدام کارشناسان حوزه ارتباط و اطلاع رسانی و نخبگان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور این موضوع و مسئله مهم مورد بررسی کارشناسانه قرار گرفته است؟

آیا هنوز کسانی هستند که در نقش بی بدیل اطلاع رسانی بر افکار عمومی و ضرورت نگاه و تصمیم کارشناسانه در این حوزه تردید داشته باشند؟ و خلاصه آیا نبود و یا ضعف نگاه دقیق علمی و کارشناسانه در این حوزه هیچ نقشی در به وجود آمدن یا تشدید برخی حوادث پس از انتخابات نداشته است؟

۳ – آیا آنچه در برخی مناظره های انتخاباتی از سوی ۲طرف مطرح شد زیبنده جمهوری اسلامی و شان و شخصیت کاندیدای ریاست جمهوری بود، آن هم در شرایطی که هر انسان مطلع و منصفی به راحتی می توانست از برنامه ها و لابه لای صحبت های هریک از کاندیداها، بفهمد که کدام یک از کاندیداها حرف و برنامه قابل ارائه ای برای اداره مملکت دارند. اما متاسفانه فضای مناظره ها خصوصا بین دو کاندیدای اصلی به سمت درگیری ومجادله لفظی و توهین و اتهام زنی رفت و شاید بهانه و آتش بسیاری از حوادث بعدی از انداختن آن کبریت شعله ور به خرمن آماده سوختن به دامن جامعه افتاد.

آیا می توان اثر تخریبی این مناظره را بر نظام جمهوری اسلامی به هیچ انگاشت؟ و آیا پس از آن قصه تلخ آن مناظره نامبارک نمی شد به جای دمیدن بر آتش در مصاحبه ها و سخنرانی های عمومی فضا را به سمت فروکاستن از التهاب سوق داد؟

آیا صدای آن حدود ۱۳میلیون نفری که به هر دلیلی به آقای موسوی رای دادند، آنچنانی که باید شنیده شد و حرمت؟ در سخنرانی برخی مسئولان دولتی پاس داشته شد؟ حتی اگر آن تعبیر رئیس دولت را سهولسان بدانیم باید قبول کنیم که شان رئیس جمهور اجل از این مسائل است.

۴ – آیا وزیر و مجموعه وزارت کشورکه برگزارکننده انتخابات بودند توانستند به تمامی سوالات مردم، پاسخی به موقع، مستدل و قانع کننده بدهند؟

۵ – آیا برخی اعضای شورای نگهبان به احسن وجه به وظیفه و تکلیف قانونی خود مبنی بر حفظ بی طرفی در انتخابات عمل کردند؟

۶ – آیا نمی توان ادعا کرد که اگر نیروی انتظامی و دستگاه های امنیتی خصوصا در تهران با تدبیر و درایت و احاطه کامل بر مسائل کشور در عرصه مسائل و حوادث پس از انتخابات ورود می کردند حداقل برخی از حوادث تلخ یا اصلا به وجود نمی آید و یا این که نمود حداقلی پیدا می کرد؟ آیا سیستم انتظامی و اطلاعاتی فقط برای جمع کردن و برخورد با حوادث این چنینی شکل گرفته و یا این که پیش بینی و پیش گیری بسیاری از مسائل و برخورد حداقلی و متناسب جزو وظایف تعریف شده این دو نهاد است.

۷ – آیا سیستم قضایی آن چنان که شایسته دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است در همه موارد آن چنان که باید در پیش گیری و رسیدگی به جرایم انجام وظیفه کرده است؟

بحث ترور حجاریان و قتل های زنجیره ای و مسئله کوی دانشگاه و آن ماجراها که در سال ۷۸ رخ داد به کجا انجامید؟

موضوع رسیدگی به پرونده فجایعی که به اذعان هرچند دیگر هنگام در بازداشتگاه کهریزک رخ داد.

علی رغم تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر رسیدگی سریع و دقیق به این پرونده، به چه سرانجامی رسیده است؟

آمران و مباشران ماجرای کهریزک که بهانه ای بزرگ برای تبلیغ علیه نظام به دست بدخواهان ملت دادند، کجایند و چه می کنند؟در دستگاه قضایی چه می گذرد و یا می گذشت که رسیدگی به پرونده متهمان انقلاب مخملی مدتی به صورت علنی و در حضور رسانه ها برگزار و از رسانه ملی با کلی طمطراق پخش شد و پس از تحمیل هزینه های فراوان سیاسی و اجتماعی به ناگاه پس از تغییر ریاست قوه جریان این محاکمات شکل دیگری به خود گرفت آیا برای آن علنی برگزارکردن و رسانه ای کردن و این غیرعلنی برگزار کردن، توضیحات شفاف تری ضرورت نداشت؟

و آیا امروز شناسایی ، دستگیری و محاکمه عامل یا عاملان قتل مشکوک سیدعلی موسوی برای مجموعه نیروهای انتظامی امنیتی و دستگاه قضایی، کاری ناشدنی است؟ و یا این که شناسایی برهم زنندگان مراسم حسینیه جماران کاری دشوار است.

۸ – و اما آیا کاندیدایی که با شعار قانون و التزام به قانون اساسی و ولایت فقیه و آرمان های امام وارد عرصه انتخابات شده بود پس از اعلام نهایی نتایج آرا و تایید نهادهای قانونی به قانون انتخابات و نتیجه رای مردم تن داد، آیا به دعوت شورای نگهبان برای ارائه مستندات مدعیات خود پاسخ مثبت داد؟ یا به جای پی گیری قانونی ادعاهای خود، با اصرار بر اظهارات و مواضع و ادعاهایی که هیچ مستندی برای آن ارائه نکرد، هواداران خود را به خیابان ها کشید و به نوعی ۲۴ میلیون رای مردم را به رئیس جمهور منتخب نادیده گرفت و کار بدانجا کشید که بیانات مدبرانه، دلسوزانه و مشفقانه رهبر انقلاب در آن جمعه تاریخ ساز، چشم بصیرت برخی را باز نکرد تا با درایت و تدبیر دامن فتنه را از هر سو بر چینند.گو این که بغض پیچیده در گلو، اشک بنشسته بر چشم و حتی استغاثه و التجای رهبری به محضر امام زمان(عج) هم نتوانست برخی از خوابیدگان و یا خود را به خواب زدگان را بیدار کند و عجبا از این به خود نیامدن ها و سکوت برخی خواص به منزلت و جایگاه رسید از برکت انقلاب!

۹ – آیا جناب میرحسین موسوی نمی بایست و نمی توانست به گونه ای در اظهارات و بیانیه های خود، موضع گیری می کرد که موجبات تجمع هوادارانش در خیابان ها فراهم نشود تا در سایه و پناه این اعتراض های خیابانی عده ای اغتشاش گر و هتاک و حرمت شکن که یا اساسا دشمن دین و ملک و میهن و مزدور بیگانه هستند و یا فریب خورده و دچار گر گرفتگی احساسات، فضا را برای هر گونه ساختارشکنی و حرمت شکنی مناسب ببیند، و این عده قلیل شعار «جمهوری ایرانی» به جای «جمهوری اسلامی» که میراث گرانقدر هزاران شهید و ایثارگر و جانباز و امام عزیز است، سر دهند و حتی این عده اندک و هتاک و حرمت شکن به عکس امام عزیز جسارت کنند و دامنه حرمت شکنی ها را به روز عاشورا بکشانند و در هنگامه ای که چشم زمین  و زمان در مصیبت حضرت اباعبدا… الحسین، آن سرور و سالار شهیدان و امام مقتدای آزادگان جهان اشک ریز است، کف بزنند و سوت بکشند آن هم در مملکت و سرزمینی که مردمانش به عشق و مهر و مودت و ولای اهل بیت نفس می کشند، در مملکتی که مردمانش، به عشق حسین و کربلا و عاشورای حسین و خدای حسین، ۲۵۰ هزار شهید تقدیم کردند تا نام حسین و مرام حسین و دین جد حسین در ایران با تشکیل و تثبیت جمهوری اسلامی تا قیام مهدی منتظر پابرجا بماند.سوال دیگر این که آیا اساسا روز عاشورا زمان مناسبی است برای حمایت از فرد یا گروهی ؟ آیا سزاست که در مراسم عزاداری ثارا… به چیز دیگری جز پاس داشت سنت پیامبر و تعمیق معرفت و مودت اهل بیت پرداخته شود؟

۱۰ – آیا آقای موسوی نمی توانست از حق مورد ادعای خود به نفع منافع و اقتدار وحدت ملی بگذرد و با تن دادن و پذیرفتن قانون – با همه کم و کاست های احتمالی آن – تن دهد، همان قوانینی که براساسش ایشان هشت سال بر کرسی نخست وزیری نشسته و سالهاست که از طرف رهبری به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسات این مجمع شرکت می کند و براساس همان قوانین در وزارت کشور برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ثبت نام کرده است، اگر او چنین می کرد به عنوان فردی انقلابی و صبور و حتی گذشته از این در راه انقلاب و نظام در پیشگاه مردم باقی نمی ماند، آیا موسوی این روزها با موسوی روزهای انتخابات در نظر مردم و هوادارانش یکسان است؟ حضور پرشور و شعور و پرمعنای مردم در راه پیمایی چهارشنبه گذشته حکایت ها دارد که همگان از هر طیف و جناح و گرایش با می توانند بصیرت از آن عبرت بگیرند.

۱۱ – آیا مسئولان و مدعیان به تاثیر مسائل به وجود آمده پس از انتخابات در اذهان و افکار عمومی مردم جهان، منطقه، دوستداران و بدخواهان ایران اندیشیده  اند، چه کسی و کسانی از این وقایع سود برده اند و می برند؟

۱۲ – به نظر آقایان آیا این حوادث در نوع رفتار و مواضع کشورها با ایران تاثیر نگذاشته؟ نگاهی به رفتار عربستان بیندازید، گنده گویی های آمریکا را که حتما می شنوید، قصه گزافه های شیخ نشین امارات را هم که از قبل شنیده ایم، آیا ادعاهای جدید مرزی و نفتی عراق که حکومت زمان صدامی آن صدها هزار جوان دلاور ما را به شهادت رسانده و این روزها به برکت زائران ایرانی عتبات عالیات به نان و نوایی رسیده اند را با شرایط امروز و وضعیت داخلی نمی توان مرتبط دانست.

آیا تداوم این وضعیت و فضای اختلاف، افراط و تفریط جز این است که دهان طمع کاران و بدخواهان ملت را بازتر و دندان هایشان را تیزتر می  کند.

۱۳ – آیا هنوز وقت آن نرسیده که سهل انگاران و قاصران و مقصران با خلوص نیت رضای حضرت حق را که هیچ از «سر» و «علنی» افراد بر او پوشیده نیست، بجویند، هر کسی به اندازه سهم قصور و تقصیر خود در محضر حضرت حق توبه کند، از پیشگاه مردم عذرخواهی کند، و بیش از این از کیسه امام و نظام و شهدا خرج نکند، و با گرد آمدن در زیر چتر و خیمه انقلاب همگام و همسو و هم پای مردم که همیشه از مسئولان و مدعیان پیشروتر و راسخ ترند، به چیزی غیر از خود و هواهای نفسانی و باند و جناح و گروه خود بیندیشند به ایران همیشه مستقل، آزاد، سرافراز، به جمهوری اسلامی به ملت بزرگ ایران که در راه استقلال و آزادی و خودباوری رنج و مرارت ها کشیده و خون هزاران هزار جوان خود را تقدیم کرده است.شاید هنوز برای توبه و بازگشت به دامان ملت و روراستی و صداقت و همسویی با مردم و جلوگیری از تداوم فتنه و بروز افراطی گری ها فرصت باقی باشد، تاریخ انقلاب حوادث و فتنه های فراوانی را شاهد بوده و به لطف و عنایت الهی و حضور آگاهانه مردم و درایت رهبری چشم این فتنه را نیز کور می کند، اما مسئولان و مدعیان بی بصیرت مراقب باشند در برهوت غفلت و خواب آلودگی و خواب زدگی باقی نمانند.