تشییع شهدا - نوشته کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - شهید شقایق نشان

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۳۳۶  – چهارشنبه  ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

آن روز هر چه گشتند،کمتر یافتند، روز به پایان خود نزدیک شد و آنان شرمنده از این که چرا هنوز دست خالی اند! اما روز عید بود و میلاد «آقا»، توسلی کردندو قلب و زبان به نام «آقا» متبرک گفتند: امروز روز عید است و بسیاری از خانواده هاچشم انتظار!مولا جان!خسته ودل شکسته ایم عنایتی فرما!هنوزمادران بسیاری چشم به دردوخته اند وسرو قامت پدران بسیاری که به خم بید مجنون دچار آمده در انتظار! چیز زیادی نمی خواهند از قبول قربانی خود.در پیشگاه حق خشنود و سرافرازند! اما به یافتن بخشی از پیکر یا پاره ای از پیراهن یوسف خود دل خوش دارند!! طولی نکشید که ناگاه در فراخنای دشت، سرخی شقایقی نورسته چشم ها را خیره کرد و گام های بچه های گروه تفحص را به سوی خود کشانید، قلب ها به تپش افتاد، صدای نفس ها شنیده می شد و گام ها به احترام آرام تر بر خاک نهاده، دست ها به اشتیاق در آغوش کشیدن تک شقایق سرخ آن «دشت تنهایی» و دیگر «دشت های فراموش شده» به خاک نزدیک شد، بچه های گروه تفحص، جان به شمیم آن شقایق تازه کردند، کمی پوییدند و پالیدند، آن شقایق سرخ نورسته، به رقص عشق و شیدایی جلوه گری ها کرد، از اصل و ریشه خود ابایی نداشت و به آن می بالید، ریشه خود را نمایان کرد آن گاه که خاک ها به نرمی هر چه تمام تر از ساقه گل کنار زده شد، کاش بودیم و می دیدیم بازشدن یکی از درهای آسمان را در دل آن دشت تنهایی، آن شقایق سرخ بر پیکر شهیدی و به پیشانی او روییده بود، کاش قلم و زبان و دوربینی توان تصویر این صحنه بهشتی را داشت!

تا امروز کمی به خود آییم و بر خود نهیب زنیم که به کجا چنین شتابان؟!

پس از مدتی هویت آن «شهید شقایق نشانی» که در روز ولادت مولا و آقایش مهدی موعود با توسل بچه های گروه تفحص، خود را نشان داده بود، شناسایی شد، آخر پدران و مادران بسیاری منتظر بودند، و هنوز نیز منتظرند! اما آن شهید که آن روز با عنایت آقا، پرده از رخ برگرفت، کسی نبود جز شهید «مهدی منتظر قائم»!

ای شهید شقایق نشانم، ای عطرآگین ترین گل های عالم، ای هدیه و عیدی «آقا» به پدر و مادر چشم انتظارت امروز تو و دیگر همرزمان به خدا پیوسته ات ببینید و شاهد باشید که برخی خواسته و ناخواسته، آگاهانه و ناآگاهانه با حاصل و ثمره دشت های شقایق و لاله زارهای ایران زمین چگونه رفتار می کنند و انگار نه انگار که عزت و استقلال و شرف و عرض امروز دین و میهن مدیون معامله تو و عزیزانی مثل تو با خدا بوده!!

همین دیروز امیر سرافراز دیگری، خلبان لشکری را می گویم پیش شما آمد تا در حلقه مهربانی تو و دیگر شهدای عزیز و سرافرازمان همچون کشوری، صیادشیرازی، همت، باکری، چمران، کاوه، فکوری، آبشناسان، جهان آرا، فلاحی، ستاری، چراغچی، رضوی، ساجدی و ۲۵۰هزار شهید پرافتخار این مرز و بوم آرام گیرد، و شاید شکایت نزد شما آورد، الهی که چنین مباد! عزیزان سرافراز! خدا نکند که عده ای با گفتار، رفتار ، گفته ها و ناگفته  هایشان، خودخواهی ها و مطلق انگاری هایشان، حق پنداری ها و توهم هایشان، تنگ نظری و جزم اندیشی هایشان و … سبب شوند شما از آنها و ما روی بگردانید و ما را تنها بگذارید، شما بزرگوارتر از این هستید پس دعا کنید همه راه به خطا رفته ها و اصل فراموش کرده ها و خود بزرگ بین ها و ناسیان ، غافلان و جاهلان به خود آیند! قبل از این که خدای ناکرده حکم مردودی در امتحان صادر شود و به امضای آقا و «صاحب امر» برسد.