غفلت تا کی؟

شهریور ۳۱, ۱۳۸۸
کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان سرمقاله روزنامه خراسان شهید دفاع مقدس - شهدا

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۳۷۰  – سه شنبه  ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله در ویژه نامه سند عزت به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

«سند عزت»  /

غفلت تا کی؟  /

در تاریخ هرکشوری وقایعی رخ داده که به خاطرنوع و ویژگی های آنهانه تنهابه عنوان نقاط عطف بلکه به عنوان وقایع ومقاطعی سرنوشت ساز و حیاتی بر پیشانی صفحات تاریخ آن کشور حک شده است.کشور ماایران نیز باتوجه به پیشینه ای هفت هزار ساله و برخورداری از توان تمدن سازی و فرهنگ پروری و خلق حماسه، در طول تاریخ شاهد وقایع و مقاطعی حساس و سرنوشت ساز بوده که هرکدام را به طریقی از سرگذرانده که این مقال را فرصت و مجالی برای پرداختن به آنها نیست. اما در میان وقایع چند دهه اخیر تاریخ کشور، پس از وقوع انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) که به برچیده شدن بساط نظام شاهنشاهی و جایگزینی و تشکیل نظام مردم سالاری دینی منجر شد دفاع مردمی و هشت ساله ملت در مقابل تجاوز رژیم بعث عراق شاید واقعه ای بی بدیل و منحصر به فرد در تاریخ کشور باشد که از زوایای گوناگون هنوز که هنوز است نیازمند و شایسته واکاوی و بررسی دقیق و کارشناسانه است. درباره تجاوز رژیم بعث عراق به ایران و تحمیل جنگی نابرابر و تمام عیار بر مردم و کشوری که نهال انقلابش هنوز ۲ساله نشده و از ضعف شدید ساختارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی در رنج بود، مسائل بسیاری در قالب خاطره، گفتار، کتاب، شعر، فیلم مطرح شده اما به نظر می رسد علی رغم تلاش های انجام شده مجموعه آنچه تاکنون در این باب گفته و شنیده و نوشته و تصویر کشیده شده نتوانسته حق آن واقعه عظیم را آنچنان که شایسته است ادا کند.شاید علت اصلی این ماجرا ناشناخته ماندن قدر و منزلت و جایگاه این مقطع سرنوشت ساز تاریخ ایران در بین عامه مردم و حتی در بین بسیاری از خواص جامعه باشد.  برای اثبات چنین ادعایی می توان شواهد فراوانی ارائه کرد و عمده ترین آن شاید کمرنگ شدن خداباوری و حق مداری واقعی و کم رنگ شدن روحیه ایثار و از خودگذشتگی حتی در بین آنانی که از دور یا نزدیک دستی بر شعله های جنگ و دفاع مقدس داشته اند، باشد. اگر زوایا و ابعاد گوناگون آن حماسه سرنوشت ساز به گونه ای شایسته در اتاق های فکر بایسته و متشکل از دست اندرکاران و خالقان آن حماسه بزرگ و نخبگان سیاسی و نخبگان علمی در زمینه های گوناگون ارتباطات، جامعه شناسی، روان شناسی، علوم دینی و تربیتی و متخصصان علوم نظامی و آشنایان به تاریخ نگاری و تحلیل تاریخ و… مورد واکاوی، بازشناسی و مهندسی قرار می گرفت و خروجی و حاصل کار علمی، کارشناسانه و مهندسی شده این اتاق های فکر در بسته هایی منسجم و برنامه ریزی شده به بهترین شکل و در بهترین موقعیت ها و در اثرگذارترین مراکز از جمله مدارس و دانشگاه ها و حوزه ها و رسانه ها در اختیار آحاد مردم و اقشار مختلف و افکار عمومی قرار می گرفت نه فقط امروز تنها با گذشت بیست سال از آن روزهای تاریخ ساز که مانایی دین و میهن و در اهتزاز ماندن پرچم ایران عزیز را رقم زد، آن حماسه ها و تاثیر حیات بخش و عزت آفرین آن روزها به این زودی  از بسیاری از خاطره ها و در بسیاری گفتارها و رفتارها رنگ نمی باخت بلکه امروز می توانستیم به برکت خلق آن حماسه عزت آفرین توسط آن هزاران هزار دریادل خداباور عاشق وطن، ده ها اثر پژوهشی و تحقیقی و صدها کتاب و تالیف ماندگار، هزاران بیت شعر نغز و پرمغز و ده ها اثر تلویزیونی و سینمایی فاخر و قابل رقابت با آثار فاخر سینمایی جهان به دنیا عرضه کنیم که تازه اگر این همه را انجام می دادیم می توانستیم مدعی باشیم که تنها بخشی هایی از «سند عزت ایران» را برای اذهان و افکار عمومی مردم تصویر کرده ایم و در چنین حالی اگر ادعا می کردیم

که به قدر بضاعت، برای نهادینه کردن آن حماسه و فرهنگ غنی آن در تاریخ، اذهان و افکار عمومی و اندیشه و گفتار و رفتار مسئولین و مردم و نسل های امروز و فردا تلاش کرده ایم، ادعایی به گزاف نبود. انجام داده ایم و همچنین در چنین حالتی همچنین می توانستیم ادعا کنیم که برای گردآوری گنجینه ای گرانقدر از دین مداری، وطن دوستی، غیرتمندی و عزت مداری دلاورمردان دریادل این سرزمین تلاشی متعهدانه انجام داده ایم و حاصل این تلاش را به عنوان میراثی گران سنگ و عظیم و فراموش ناشدنی و اثرگذار در همیشه سرنوشت ایران زمین به فرزندان امروز و فردای ایران تقدیم کرده ایم. اما هر مسئول و سازمان و ارگانی که خود را شاگرد ممتاز و یا حتی خوب این کلاس بلندپایه و اثرگذار می داند دستش را بلند کند تا امروز این حقیر کمترین بر آن دست بوسه ای افتخارآمیز بزند به هر صورت باید همه با هم از خدای ۲۵۰ هزار شهید شاهد عرصه دفاع از دین و میهن و هزاران جانباز و آزاده سرافراز ایران زمین تمنا کنیم تا نام ما در زمره رهروان و زنده نگاه داران شهیدان وطن قرار گیرد و نه خدای ناکرده در زمره حق ناشناسان و قدرناشناسان و پایمال کنندگان خون جان فدایان و سربازان اسلام و ایران عزیز. با این همه هنوز تا یادگاران و نام آوران بی ادعا و گم نامان آن حماسه عظیم «فرصت هستی» را زندگی می کنند آن هم عاشقانه و امیدوارانه، می توان برای حفظ و انتقال این میراث گران سنگ و سند عزت اقدام های شایسته انجام داد.