این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۵۹۹ – سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۲ با عنوان «یادداشت» به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

چند روز بیشتر به پایان دی ماه باقی نمانده، ماهی که معمولاً طی سده ها و دهه های گذشته این سامان شاهد سرما و بارش برف و باران فراوان بوده است. پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما از اول دی تا دهم بهمن ماه را «چله بزرگ» می نامیدند و اوج سرما و یخبندان و بارش ها را در همین چهل روز انتظار داشتند و معمولاً پس از این ایام و آغاز «چله کوچک» یعنی ۲۰ روز پایانی ماه بهمن به قول قدیمی ها طبع زمین و زمان گرم می شد و به قولی «ننه سرما» بیشتر آنچه از بارش و سرما در چنته داشت در همان چله بزرگ به مردم هدیه می کرد، حالا اما می گویند بر اساس تحقیقات علمی اوضاع جوی به هم خورده و وضعیت اقلیم ها هم نیز گاه تا مرحله دگرگونی پیش رفته. قصه کوتاه کنیم. قصه، قصه تلخ و دردناک کم بارشی و خشکسالی و بی آبی و تشنگی است. واقعیت غیرقابل انکاری که این روزها در چله بزرگ و درست در هنگامه ای که باید اوج ریزش ها و نزولات آسمانی و برکات الهی بر این سامان باشد صدای عطش و تشنگی از زمین و زمان به گوش می رسد، خصوصاً در خراسان رضوی و به ویژه در مشهد عزیز، شهری که همین چند سال پیش فریاد عطش و تشنگی اش از طریق همین روزنامه خراسان به گوش بسیاری از مسئولان رسید و خدا می داند که اگر نبود تدبیر آیت ا… هاشمی رفسنجانی در ساخت سد دوستی مشترک بین ایران و ترکمنستان، چه بلایی که از تشنگی سر مردم این شهر نمی آمد، هنوز یادمان نرفته است که همین چند سال پیش در یک مقطع زمانی کوتاه (چند ساعت)، حتی آب صحن ها و اماکن متبرکه حرم مطهر رضوی نیز قطع شد. اما به هر صورت در سال های گذشته با همان کم و بیش بارندگی و ذخایر سدها و خصوصاً سد دوستی، زندگی مردم گذشت اما اخباری که این روزها درباره ذخیره و آب ورودی به سدها و خصوصاً سد دوستی می رسد چندان خوشایند و دلگرم کننده نیست، وضعیت سفره های آب زیرزمینی نیز به خاطر برداشت های بی رویه و غیرمجاز آنقدر بحرانی شده که علاوه بر به خشکی گراییدن این سفره ها متأسفانه بخش هایی از دشت مشهد دچار خطر جدی فرونشست شده است. این در حالی است که هنوز و در همین شرایط برخی روان آب ها و رودخانه های جاری از برخی نقاط خراسان رضوی مانند کلات نادری به خاطر عدم استفاده بهینه به سیلاب ویرانگر تبدیل می شود و پس از آن به راحتی هر چه تمام تر از این سرزمین تشنه راهی کشور همسایه می شود.
بحران کمبود آب در خراسان رضوی و خصوصاً مشهد عزیز جدی است ولی گویا هنوز هیچ کار اساسی برای جلوگیری از این بحران انجام نشده است نه برای مهار روان آب ها و جلوگیری از خروج آب ها از مرزها کاری شایسته انجام شده و نه اقدام بسیار موثری برای حفاظت از همین اندک منابع آب های زیرزمینی به وسیله آبخیزداری و آبخوان داری صورت گرفته و نه کار موثری برای جلوگیری از هدررفت آب بسیار زیادی که در سیستم غیرعلمی آبیاری در بخش کشاورزی هدر می رود انجام شده و نه کاری برای بارورسازی این همه ابری که این روزها از بالای سر استان می گذرد انجام شده و از همه مهمتر متأسفانه حتی نه در نمازهای جمعه و جماعات و نه در جمع پرشمار این همه دسته های بزرگداشت شعائر مذهبی دستی به دعا برای نزول بارش ها و رحمت الهی بلند نمی شود، آیا نباید در حالی که بیشتر استان های کشور بارندگی های قابل توجه و گاه بسیار زیاد داشته است و مردم برخی از شهرها مثل زاهدان و برخی دیگر از نقاط گرمسیری پس از چند سال به لطف خدا شاهد بارش برف هستند یک عزم عمومی در مساجد، حسینیه ها و تکایا، نمازهای جمعه و خصوصاً حرم مطهر رضوی برای دست به دعا برداشتن و خواندن دعای باران ایجاد شود؟ چرا روحانیون و ائمه جمعه و جماعات به وظیفه خود برای ترغیب مردم به دعای باران و نماز باران خواندن عمل نمی کنند؟ آن هم در شهری که امام رئوف مان قرن ها پیش در آن بیداد خشکسالی دست به دعا برداشت و نماز باران اقامه فرمود و پس از آن نماز باشکوه مردم شاهد نزول بارش های پربرکت آسمانی شدند. چرا برخی از ما نقش دعا را در بارش رحمت های الهی جدی نمی گیریم؟