kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - بزرگداشت ابوالقاسم فردوسی

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۱۶۲  – دو شنبه  ۱۹ تیر ۱۳۹۱  با عنوان یادداشت روز  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

بسیاری از ما برای آن چیزهایی که نداریم صدایمان را بلند می کنیم و گاه فریاد برمی آوریم که چرا نداریم و چرا مسئولان تمهیدی بایسته نمی اندیشند. تازه وقتی که فریاد می کنیم معلوم نیست کسی فریادمان را بشنود یا اگر بشنود معلوم نیست به دادمان برسد و چاره ای بیندیشد. از مقوله ناداشته ها و این که چرا نداریم و چرا بعضی به فکر نیستند بگذریم. اماچقدر بنویسیم، آه بکشیم، حسرت بخوریم که چرا برخی از مردم و برخی مسئولان قدر این همه داشته هایمان را نمی دانند و کاری بایسته برای پاسداشت و نگاهداشت این داشته های گران مقدار و گرانسنگ انجام نمی دهند. شاید چون از این داشته های گرانمایه و گنج های تمام نشدنی بسیار داریم، از این روی قدر نمی دانیم!

شاید چون این کهن سرزمین صاحب تمدن و فرهنگ پرور از بس بوعلی سینا و ابوریحان و رازی و سهروردی و خیام و خواجو و خرقانی و ملاصدرا و فارابی و سعدی و حافظ و بزرگمهر و شیخ توسی و فردوسی و… دارد آن چنان که باید قدر نمی دانیم. شاید بسیاری مشاهیر و مفاخر و دانشمندان ایران زمین باعث شده برخی قدر این گوهرهای تابناک دریای معرفت و علم و دانش و شعر و ادب ایران زمین را ندانند و دیگران که یک بطلمیوس یا سقراط یا افلاطون یا کنفوسیوس یا گالیله یا نیوتن یا گوته یا شکسپیر یا داوینچی دارند آن چنان قدرشناس باشند که هزار و یک کار انجام دهند که نام و یاد و نظریه هاشان را جهانی و ماندگار کنند اما ما با وجود این همه دانشمند و عالم و عارف و شاعر و هنرمند و بسی دیگر گرانمایگان نه تنها آن چنان که باید برای معرفی آنان به جهانیان کاری در خور نکرده ایم بلکه گاه بر اثر سهل انگاری و قدرناشناسی قافیه را آن چنان باخته ایم که برخی دانشمندان و ادبای ما را که حتی یک بیت شعر به زبان غیرپارسی ندارند از آن خود می کنند. نه تنها برای معرفی بزرگان خود به جهان امروز و فردا بایسته کارهایی نکرده ایم بلکه حتی میراث گرانسنگ تمدنی و فرهنگی خود را نیز آن چنان که باید در معرض شناخت و دید جهان قرار نداده ایم. کشوری با حداقل هفت هزار سال دیرینه تمدنی و فرهنگی و هزاران اثر گرانسنگ تمدنی و فرهنگی از جمله تخت جمشد، چغازنبیل، بیستون، ارگ بم، شهر سوخته و آن ابنیه تاریخی و معماری گرانقدر اسلامی ایرانی در میدان نقش جهان و آن بادگیرهای تاریخی در یزد و ده ها و صدها اثر تاریخی از خانه های تاریخی کاشان تا توس بزرگ که این چنین کوچکش داشته ایم. با این که توس بزرگ است به بزرگی حکیم فرزانه توس جناب ابوالقاسم فردوسی و بزرگ است به بزرگی بزرگترین حماسه سرای ایران بلکه جهان، بزرگ است به بزرگی پانصد نامدار دانشمند، فرهیخته، ادیب و شاعر که از این خاک برخاسته اند. بزرگ است به بزرگی پاژ که زادگاه مردی حکیم بود و زنده کننده زبان پارسی و فرهنگ ایرانی، بزرگ است به بزرگی آرامگاه فردوسی حکیم و بزرگ است به بزرگی شاهکار فردوسی اما برخی از ما و مسئولان، توس، این خاک دانشمند پرور، عالم پرور و ادیب پرور را کوچک انگاشته ایم و در حالی که می توانستیم این شهر کوچک را به یک قطب گردشگری و فرهنگی تبدیل کنیم، آن را در حد شهرکی ویرانه، شهرکی نه چندان آباد نگه داشته ایم آن هم در حالی که همه فرهیختگان بر بزرگداشت این سامان تأکید کرده اند و فرزانه مرد فرهیخته و عالم و ادیبی همانند رهبر انقلاب بر آبادانی و بزرگداشت آن با نوشتن دستخط در جریان بازدید از این مکان در سال ۷۵ تأکید کرده اند اما گویی برخی از مسئولان یا به خاطر شناختی که ندارند یا به خاطر اراده ای که ندارند یا به خاطر فراوانی مشاهیر و مفاخر و آثار ملی و باستانی افتخارآمیز فراوانی که داریم و یا… از یاد برده اند که امروز توس می توانست و می بایست شهری بین المللی و جهانی و زبانزد عالمیان می بود نه میراثی فراموش شده و به قول رهبر فرزانه انقلاب غارت شده.

قصه توس قصه پرغصه ای است چراکه هنوز با کارهایی که انجام شده است توس و پاژ به یک هزارم آنچه که باید تبدیل نشده است. شانزده سال از آن تأکید رهبری عزیز می گذرد و مسئولان گوناگونی وعده ها داده اند اما امروز سری به توس بزنیم و ببینیم با وجود آن چه که انجام شده فاصله توس با وعده ها و آن چه بایسته است، فاصله و تفاوتی از ثری تا به ثریا است. نمی دانم تا کی و تا چند باید منتظر بمانیم که توس این خاستگاه فردوسی حکیم و پانصد فرهیخته و عالم و دانشمند و ادیب دیگر به قطب گردشگری در ایران و به شهری جهانی و بین المللی برای جهانیان تبدیل شود. از ما که جز نوشتن و فریاد برآوردن برای تحقق آرمان ها و مطالبات اصیل مردمی کاری برنمی آید تا ببینیم آنان که تصمیم سازند و تصمیم گیر و دستی بر قانون گذاری و اجرا دارند لااقل از این به بعد برای توس و دیگر مظاهر تمدنی و فرهنگی ایران اسلامی چه می کنند؟