این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۰۶۴ – دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۸۷ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

گردن آویز طلای هادی ساعی و قرارگرفتن این فرزند ایران زمین بر سکوی قهرمانی جهان در المپیک ٢٠٠٨ چین دل هر ایرانی وطن دوست را شاد کرد و مروارید شوق را بر گونه های بسیاری از شیفتگان اعتلای میهن نشاند.
این گرد دلاور، امروز پرافتخارترین ورزشکار ایرانی در تاریخ برگزاری المپیک است. این فوق ستاره قهرمان که به ارزنده ترین خصلت یک ورزشکار یعنی «منش پهلوانی» آراسته است دیگر بار به جهانیان ثابت کرد که ایرانی، می تواند و شایستگی ایستادن بر بام افتخارات را دارد و غیرت به اهتزاز درآوردن پرچم سه رنگ ایران و فرازآمدن بر قله های افتخار، ذاتی وجود اوست که این فرزند ایران به جهان نشان داد ایرانی ریشه در تاریخ پرافتخار، حماسه هایی به یادماندنی و اسطوره هایی ماندگار چون کاوه آهنگر و آرش کمانگیر دیروز و کاوه ها و صیادها و چمران های امروز دارد.
پیش از او نیز دلاورمردان بسیاری در عرصه قهرمانی و نخبگان گران مقداری در عرصه های علمی و هنری، تابلوی خوش نقش توانمندی ایرانی را در جهان به نمایش گذارده اند و از این پس نیز چنین خواهد بود، اما پرواضح است که با وجود ظرفیت های کشور از جمله برخورداری از جامعه ای جوان، هوشمند، غیرتمند و دارای روح حماسی و شیفته منش پهلوانی وجوانمردی و همچنین وجود بودجه های قابل توجه در سازمان تربیت بدنی و ورزش کشور در کنار مناعت طبع و قناعت ورزشکاران و جوانان ایرانی و افتخارآفرینی های متعدد این عزیزان در عرصه های جهانی، سهم ایران و ایرانی از مدال های المپیک باید بسیار بیشتر از یک طلا و یک برنز مشترک باشد.
بی گمان به روزبودن دانش ورزشکاران، مربیان و مدیران در زمینه های گوناگون از جمله تغذیه، بدن سازی، تقویت روحیه، پشتیبانی انگیزشی و روانی در کنار بهره گیری از جدیدترین روش ها برای افزایش هوشیاری، سرعت و قدرت بدنی ورزشکاران از جمله مسائل بسیار حائزاهمیت و قابل توجه در عرصه ورزش های قهرمانی است و البته برخورداری سازمان ورزش و تربیت بدنی از مدیریت پرانگیزه، منسجم، متعهد، توانمند، کارآمد، موثر و پاسخگو شاید یکی از موثرترین عوامل موفقیت ورزشکاران کشور در عرصه های ملی و بین المللی باشد بر این اساس نتیجه بسیار ضعیف و غیرقابل قبول ورزش کشورمان در المپیک ٢٠٠٨ چین باید مدیران و مسئولان و خصوصا دست اندرکاران ورزش کشور را به تاملی اساسی و جدی در سیستم مدیریتی خود وادارد و این عزیزان شفاف و صادقانه به مردم بگویند آیا واقعا ظرفیت ورزش کشورمان همین است و نتیجه ای که در المپیک گرفته شد شایسته ایران و ایرانی است یا این که مدیریتخرد و کلان ورزش در کشور توان به شکوفایی رساندن استعدادهای بالقوه ورزش و جوانان ایران را ندارد؟ اگر غیر از این است مسئولان ورزش اهداف،چشم انداز، برنامه های بلندمدت،میان مدت،کوتاه مدت و راهبردهای اساسی (اگر وجود دارد) را برای ارتقاء ورزش قهرمانی کشور در معرض داوری خبرگان، کارشناسان و مردم قرار دهند.
مدیران ورزشی کشور به مردم پاسخ دهند که همین یک طلا و یک برنز مشترک تا چه حد حاصل استعدادهای ذاتی این دو قهرمان ایرانی است و سهم سازمان ورزش کشور در کسب این دو مدال چیست؟
انصاف حکم می کند که مسئولان ورزش کشور به مردم توضیح دهند که چگونه می شود طلای باارزش جهانی و المپیک رشته تکواندو که ورزشی با خاستگاه غیرایرانی است به مدد پشتکار و شایستگی های ذاتی هادی ساعی جلوه گری می کند، اما در ورزشی مانند کشتی که اساسا می تواند خاستگاهی ایرانی برای آن قائل شد سهم ایران فقط یک برنز مشترک می شود؟
همچنین مدیران ورزش باید توضیحی در خور درباره آنچه که به کناره گیری و انصراف رضازاده این اعجوبه و فوق ستاره وزنه برداری جهان که با رشادت، افتخار قوی ترین مرد جهان بودن را به خود اختصاص داد و شاید در هر چند دهه چنین قهرمان فوق ستاره ای در آسمان جهان ورزش ندرخشد، ارائه کنند، به خاطر داشته باشیم که در تاریخ وزنه برداری جهان تا قبل از افتخارآفرینی های رضازاده هیچ وزنه بردار ایرانی نتوانسته بود حتی یک بار به مقام قهرمانی جهانی وزنه برداری در سنگین وزن نزدیک شود اما معلوم نیست به کدام دلیل حسرت افتخار آفرینی چندباره وحضور این قوی ترین مرد جهان و اسطوره وزنه برداری در المپیک پکن به دل مردم کشورمان و جهانیان ماند که البته به نظر می رسد پرداختن به بحث حضورنیافتن رضازاده به عنوان قوی ترین مرد جهان خود مجال و فرصتی مستوفی می طلبد و نباید به سادگی از کنار این بحث گذشت چرا که رضازاده تنها متعلق به خود نبود بلکه افتخار ورزش ایران و جهان است بنابراین نمی توان و نباید از این مقوله به راحتی عبور کرد.
دست اندر کاران ورزش کشور سهم و نقش خود را در پررنگ شدن حاشیه ها و کم رنگ شدن متن مسائل ورزشی و همچنین نقش خود را در بروز سیاسی کاری در عرصه ورزش چگونه ارزیابی می کنند؟آیا سرمایه گذاری در رشته های مختلف ورزشی متناسب با ظرفیت ها و استعدادها انجام شده است؟
سخن آخر این که آیا مسئولان ورزش کشور نتایج حاصله را باعث جریحه دارشدن غرور ایرانی می دانند یا نه؟ اگر دراین باره تقصیری متوجه خود می دانند و فرصت ها را سوزانده اند باید به نحومقتضی از ملت ایران عذرخواهی و تصمیمی در خور اتخاذ کنند که این تصمیم می تواند کناره گیری و استعفا از سمت خود باشد و اگر کسب این نتایج ورزشی را لطمه به غرور ایرانی نمی دانند خود حکایتی است که قضاوت درباره آن نیز برعهده مردم است.