کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان سرمقاله روزنامه خراسان kourosh shojaee - غلامرضا تختی جهان پهلوان

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۶۸۸۹  – دوشنبه  ۱۷ دی ۱۳۸۶ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

جوانمردی به عنوان یکی از درون مایه های تمدن و فرهنگ اصیل ایرانی ازجمله افتخارات مردم این مرز و بوم بوده و هست و اگرچه اتصاف به این صفت ، اختصاص به گروه و طیف خاصی نداشته و ندارد اما اغلب مردم از برخی افراد و گروه های اجتماعی، انتظار ویژه ای در بروز و ظهور گفتار و رفتار جوانمردانه دارند، که در این میان ورزشکاران ازجمله کسانی هستند که مردم از آنان انتظار «منش جوانمردی» دارند و البته وجود چنین انتظاری به جا و قابل احترام است چرا که اولا ورزشکاران به عنوان یکی از گروه های «مرجع» و ارزشمند اجتماعی برای مردم محترم و برای خیل کثیری از جامعه خصوصا جوانان، الگو هستند، ثانیا ایشان به خاطر برخورداری از قوای جسمانی، روحیه نشاط و شادابی و تسلط به فنون و مهارت های ورزشی ازجمله افراد موفقی هستند که توانسته اند از قوای جسمی و روانی خود به شکل بسیار خوبی بهره برداری کنند و بخشی از توانمندی های جذاب و دوست داشتنی انسان را به منصه ظهور برسانند، ثالثا اکثر قریب به اتفاق این قشر جامعه افراد برخوردار از سلامت جسمی و روانی و رویگردان از انحراف و اعتیاد و رذایلی از این قبیل هستند و این مهم نیز عامل دیگری برای محترم بودنشان در نزد مردم است، وجود چنین نگرشی نسبت به ورزشکاران در کنار این مهم که مردم، قهرمانی را مسندی بزرگ و قابل احترام می دانند موجب شده این طیف جایگاه ویژه ای در جامعه داشته باشند و صدالبته که انتظارات ویژه ای نیز از آنان مطمح نظر و خواست مردم است خصوصا با توجه به وجود مفهوم والا و ارزشمندی مانند «پهلوانی» که در عمق باور و فرهنگ و تمدن ایرانی ریشه دارد مفهومی که اصالتا و بالذات با مجموعه ای از صفات و فضایل نیک و پسندیده و در راس آنها فتوت و جوانمردی در هم تنیده است.

رسیدن به جایگاه پهلوانی در باور و فرهنگ ایرانی رسیدن به اوج عزت و عزیزی است. پهلوانی که هم جنس و همزاد فتوت و جوانمردی است گرچه اختصاص به گروه ورزشکاران ندارد اما مردم از ورزشکاران بیش از دیگر اقشار جامعه انتظار دارند که متصف به صفت پهلوانی باشند.

مام میهن در دامان پاک و پرافتخار خود، سترگ پهلوانان و نام آور یلان، بسیاری پرورانده است که هر کدام جهانی را می توانند الگو باشند و رهنما . نزدیکترین این بزرگان به عصر حاضر بلند آوازگانی چون «پوریای ولی» و« جهان پهلوان تختی» است که فتوت و جوانمردیشان زبانزد و مجلس آرای عام و خاص ایرانی و فرنگی است. پهلوانانی که در اوج قدرت و شهرت، فخر نفروختند و در بی راهه غرور پا نگذاشتند، بزرگوارانی که دو جا قامت دو تا کردند یکی به گاه بندگی خالق و دیگری به گاه خدمت به مخلوق.

بزرگانی که چاره ساز بودند و گره گشا، خیرشان به مردم فراوان می رسید و شرشان را کسی سراغ نداشت،فداکاران و یتیم نوازانی که ادب زینت اعمالشان و انصاف رفیق همیشگی گفتار و رفتارشان بود. همانانی که اهل آزار و زخم زبان نبودند ، نفاق و دورویی نیز در مرام سراسر مروتشان یافت نمی شد. چشم و جان پاکانی که چشم و دل به مال و ناموس مردم نداشتند و مردمان در غایت آسوده خاطری گرانبهاترین امانت های خویش را به آنان می سپردند.

ظلم ستیزانی که یاور مظلوم بودند و با ظالم در ستیز. وفادارانی که گوهر دین و میهن را چون جان عزیز می داشتند هر چند خسان دنیامدار، جانشان را به تازیانه بی وفایی خستند.

عزیزانی که به هیچ ذلت تن ندادند و مس وجودشان در کیمیای عزت، به طلای ناب تبدیل شد. پهلوانانی که بر نفس خود «امیر» شدند و نفس اماره را به زنجیر کشیدند. پهلوانان چون چنین فتا و جوانمردند و گنجینه ای از صفات نیک و پسندیده را زینت نیت و گفتار وکردار خود کرده اند در نزد مردمان عزیزند و دوست داشتنی و الگو.

و غلامرضا تختی، او که مردم به صفت جهان پهلوان نامبردارش کردند برای همیشه تاریخ نزد اهل ایران زمین عزیز است چون بر طریق جوانمردی، جوانمردانه قدم نهاد. سربازان و رزمندگان و امیران و سرداران ناجی وطن نیز بی گمان بر این طریق خداباورانه گام نهادند که ایران، ایران ماند.

اما گویی امروز مردم در حسرت احیای سنت و آیین جوانمردی و تکثیر پهلوانان و جوانمردانی چون «تختی» در انتظاری تلخ به سر می برند این انتظار طولانی مباد.