این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۳۰۶ – سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

عالم پیچیده وگستره بی منتهای کائنات راازدریچه تنگ چشم نه می توان شناخت و نه کارچشم بی بصیرت است حتی دیدن! آن چنان که باید دید، چه رسدبه شناخت ودرک مفاهیم عمیق وبطن دربطن عالم وجودکه هستی تمامی موجودات شناخته شده دردایره امکان،بخشی ازواقعیت های به فهم آمده ودرک شده،انسان به عنوان موجود«مدرک»و«حی ناطق» است و البته این انسان با چنین خصوصیاتی به عنوان اشرف و بدیع ترین مخلوق حضرت خالق برای «شناختن» و «رسیدن» به آن چه باید، پیشتر و بیشتر از همه موجودات نیازمند بینش و فهم و شناخت است و بی گمان سیر عقلانی در آفاق و انفس برای دستیابی و تحصیل علوم «حصولی» و سیر در عالم «حضور» و «شهود» برای درک علوم «حضوری» ناگزیر راه و بلکه صراط ایمنی است برای «تحصیل» و «تشریف» و مانند آن.
در این میان تلاش برای شناخت انسان های «جلیل المقدار» و «متعالی کردار» که گرچه به لحاظ خلقت و صنع آفریدگار، خلقتی مشابه و از نوع و جنس دیگر انسان ها دارند، شاید یکی از بایسته ترین و امن ترین راه ها برای شناخت عالم وجود، آفرینش هستی و علت و بقای وجود باشد و بی گمان در این عرصه بعد از وجوب سعی بلیغ در شناخت و درس آموزی از پیامبران و خصوصا اعظم و اکرم ایشان حضرت محمد مصطفی(ص)، تلاش و صرف همت برای شناخت و راه یابی به زوایای وجودی مولای کونین، امیر مومنان، امام عارفان و سالکان و اهل حقیقت و معنا حضرت مولا نامبردار به اسم اعلای حضرت حق تعالی یعنی مولا علی از جمله بایسته ها و شاید بایسته ترین ها برای حرکت به سمت «شناختن» و «رسیدن» به آن چه شایسته انسان و انسانیت است و اساسا خلقت او به همین منظور در عالم «تکوین» شکل گرفته.
و شاید به همین دلیل است که از چهارده قرن پیش تاکنون تحقیق و مطالعه و تلاش زایدالوصفی توسط محققان و دانشمندان مسلمان و غیرمسلمان بزرگ و برجسته جهان برای شناخت و بررسی ابعاد وجودی حضرت علی (ع) انجام شده است.
این مهم غیر از مجموعه اشعار و مدایح و منقبت ها و سروده های عاشقانه و دلدادگی های اهل ذوق و شعر و ادب و فرهنگ و هنر به مولا است و البته قصه دلدادگی و عاشقی توده ها و اقشار مختلف مردمان در ازمنه گوناگون به ساحت وجود مبارک امام علی(ع) خود حدیثی مفصل دارد.
اما با این همه این حقیر مدعی است با وجود تمامی تلاش های انجام شده برای شناخت مولا و ابعاد وجودی حضرتش هنوز کارهای انجام نشده و بایسته های پرداخته نشده در این عرصه بسیار فراوان است و از آن مهم تر این که متاسفانه، واقعیت های انکارناپذیر جوامع اسلامی و خصوصا جامعه ایرانی به عنوان اصیل ترین پایگاه و جلودار مکتب علوی در جهان از عمق نداشتن شناخت علی و جاری نبودن مکتب علوی و سیره و مرام «ولو ی»به معنای واقعی و مورد انتظار در مسیر زندگی مردم حکایت می کند و این یعنی مولا و راه او نه تنها در زمان و زمانه خود مظلوم بود بلکه هنوز مظلوم است ذکر شاهد مثال های فراوان در روند زندگی، تصمیم سازی، تصمیم گیری ها و مدیریت زندگی فردی و اجتماعی و فعالیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و خصوصا مسائل سیاسی، کاری بسیار ساده است و این واقعیتی تلخ و غیرقابل انکار است که نباید و نه می توان آن را قلب کرد و نادیده گرفت و نه می توان از کنار آن گذشت و بدان خو گرفت و پرواضح است که با شکل گیری حاکمیت دینی آن هم بر مبنای آموزه های دینی اسلام ناب و مکتب و سیره علوی در کشور احدی خصوصا در رده تصمیم گیران و مسئولان اجازه ندارد ترویج و تحکیم واقعی مکتب و سیره علوی در تمامی ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را اولویت اصلی برنامه های خود قرار ندهد و در این عرصه ورودی منفعلانه داشته باشد.
برای گریز از دراز دامن شدن این بحث و از آن جا که همگان به خوبی مصادیق فراوانی برای بیان شاهد مثال فاصله اندیشه و گفتار و کردار بسیاری از مسئولان و افراد جامعه با مکتب و سیره علوی ید طولایی دارند، از ذکر مصادیق فراوان و واضح گذر می کنم و تنها به اشارتی آن هم به صورتی اجمالی به آنچه در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و خصوصا اتفاقات بعد از آن روی داد بسنده می کنم. و شاید بهتر این باشد که این مسئله در این مقال تنها به صورت طرح چند سوال مطرح شود.
۱ – آیا در سیره پاک و منزه علوی حتی یک نقطه و یک نمونه اندیشه، گفتار و کرداری یافت می شود که هدفی جز کسب رضای الهی، شناخت تکلیف و انجام تکلیف ،حتی به ذهن رسیده باشد.
و به دنبال طرح این سوال به عنوان فردی از آحاد جامعه اسلامی و شهروند جمهوری اسلامی و به عنوان کسی که بنابر انجام تکلیف دینی و انجام وظیفه ملی و میهنی خود از حق رای خود استفاده کرده، از ۴ کاندیدای محترم سوال می کنم چنین دغدغه ای – انجام تکلیف و حرکت در مسیر و سیره مکتب علوی- تا چه حد در ذهن و گفتار و رفتار شما در جریان حضور در عرصه انتخابات و تبلیغات مربوط به آن جاری بود؟
و این که پاسخ شما هرچه باشد خروجی رفتار و عملکرد شما چقدر با واقعیت ها و باور مردم تطابق دارد؟
۲ – آیا فکر می کنید به واقع و بین خود و خدای خود هر آنچه در عرصه تبلیغات و خصوصا در جریان مناظره ها در پیش چشم میلیون ها انسان شاهد و ناظر، رد و بدل کردید، مطابق رضای الهی، رفتار علوی، اخلاق و شان و ادب کاندیدای ریاست جمهوری و دربرگیرنده منافع و مصالح ملی و میهنی بود؟
۳ – آیا همه تلاش و اشتیاقی را که برای تصدی پست ریاست جمهوری بروز دادید، برای ارائه خود به عنوان فردی لایق و اصلح برای جاری کردن سیره علوی و رساندن انسان در جمهوری اسلامی به جایگاه واقعی و حرکت او به سمت معرفت و رسیدن به سعادت واقعی و پیشرفت و تعالی کشور بود؟
۴ – آیا وقتی که تکلیفی چنین سنگین بر دوش کسی از سوی مردم با هر میزان آرا، بار می شود بر شانه گرفتن چنین تکلیف استخوان گدازی، برپایی «جشن پیروزی» را ضروری می کند و یا باید «جشن پیروزی» را کل ملت بزرگ ایران که افتخار شرکت ۸۵درصدی و حضور حدود ۴۰میلیونی را در حماسه ای بزرگ و تاریخی رقم زدند به عنوان «جشن ملی» در سراسر کشور برگزار می کردند بی آن که کاندیدایی منتخب با تکرار برخی مواضع و اظهارات نه چندان شایسته گذشته به ایراد سخن بپردازد.
۵ – آیا خصوصا آنچه پس از اعلام نتایج آن حماسه عظیم و آن «بیمه نامه» اقتدار و عزت و سرافرازی میهن اسلامی و آن شادکامی و امید و نشاط ملی روی داد و کسانی و خصوصا رقیب اصلی کاندیدای منتخب با تحریک و ترغیب هواداران به برگزاری تجمعات و تظاهرات خیابانی به جای پی گیری اعتراض خود از مسیر قانون در کنار کم تدبیری برخی عناصر انتظامی به اتفاقات ناگوار بعد از انتخابات دامن زدند و آن یکپارچگی و اتحاد ملی و آن شور و نشاط ملی را به تلخ کامی بدل کردند و اصل نظام به نوعی زیر سوال رفت مطابق رضای الهی، سیره علوی – که حتی گذشت از حق مسلم خود به خاطر بقای اصل بود و اینجا تنها احساس حق و خود را حق دانستن – و مطابق و همراستا با منافع و مصالح و عزت ملی بود؟
پاسخ این سوال ها هرچه که باشد، و تاریخ هر قضاوتی که داشته باشد، اما پاسخ گویی در محضر و محکمه عدل الهی قصه ای خواهد داشت که ما از آن بی خبریم!
۶ – آیا وقت آن نرسیده که رجال و نخبگان سیاسی حداقل به این نکته توجه بیشتری داشته باشند که مردم امروز با پخته شدن در کوران فراز و نشیب های سیاسی کشور و آبدیده شدن در حوادث پس از انقلاب، مدیران و مسئولان و مدعیان را به سنجه حق و با معیار حق محک می زنند نه این که این افراد را معیار و سنجه و تجلی حق بدانند؟
۷ – با این اوصاف به نظر شما آیا مولا علی و راه نورانی حضرتش فقط در زمانه خودش غریب و مظلوم بود یا مولا و سیره اش هنوز از غربت و مظلومیت در نیامده است؟
۸ – ذهنیت ها، گفتار و رفتار رجال سیاسی و مدیران و مسئولان و کاندیداها تا چه اندازه با مشی و سیره علوی در مدارای با مخالف و تحمل شدائد و مصائب تحمیلی تطابق دارد؟
۹ – آیا واقعا نمی توان فضایی را تصور کرد و به عالم تصدیق کشانید که لااقل پس از وقایع تلخ اخیر با تاسی به سیره علوی – با وجود آن ظلم عظیمی که در حق حضرتش به انحاء گوناگون تحمیل شد- روشی چون آن بزرگوار در پیش گرفت که نه تنها دلخوری ها به کینه توزی و انتقام جویی بدل نشود بلکه از همه ظرفیت ها و سرمایه های فکری و معنوی و مدیریتی کشور با سلایق گوناگون و با ترویج روحیه مشورت و همگرایی در خدمت مشارکت همه جانبه تمامی نیروهای وفادار به انقلاب در جهت هم افزایی برای اعتلا و پیشرفت ایران و نظامی که مفتخر به تاسی به مکتب علوی است به شکلی بهینه استفاده کرد، می توان باور کرد و باید باور کرد که راه برای مفاهمه، تعامل و مشارکت و تداوم عزت و اقتدار و سرافرازی ایران باز است.