kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - کیف قاپی - زورگیری

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۵۶۲  – پنجشنبه  ۷ آذر  ۱۳۹۲  با عنوان «بدون موضوع»  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

روز دوشنبه یعنی همین سه روز پیش در خیابان سناباد مشهد جوانی ۱۸ ساله که بر ترک موتور نشسته بود پس از ربودن کیف دستی یک خانم، در هنگام فرار مورد اصابت گلوله پلیس قرار گرفت و کشته شد. این گونه اتفاقات زوایای پنهان و پیدای زیادی دارد که شاید حتی پرداختن اجمالی به برخی از زوایای آن کمکی باشد برای تکرار نشدن چنین ماجراهای تلخی.

۱ – پلیس در هر کشوری خصوصاً در جمهوری اسلامی باید مظهر رأفت در مقابل مردم و البته مظهر اقتدار در برابر مجرمان باشد. بر این اساس اقدام مأمور پلیس در مقابله با دو موتورسوار کیف قاپ، اقدامی از سر احساس وظیفه و انجام تکلیف بوده که با روحیه شجاعت و ریسک پذیری وارد میدان مبارزه با مجرمان و دفاع از حقوق شهروندان شده است گر چه پلیس مذکور می توانست با خود را به غفلت زدن، اقدام به انجام وظیفه نکند و وارد معرکه دفاع از حقوق مردم و مقابله با آن مجرمان نشود و یا این که خیلی سرسری از کنار قضیه بگذرد و با یک مانور ساده به همان اندازه ای که حاضران بگویند پلیس کاری کرده و اقدامی انجام داده است. اما آنچه از این ماجرا برمی آید این است که مأمور پلیس در نهایت وظیفه شناسی اقدام به انجام وظیفه کرده است آنچنان که بر اساس خبر منتشر شده در چهارشنبه ۶ آذر، مأمور پس از گشودن هر دو دست خود برای ایجاد مانع سر راه کیف قاپان و ادامه فرار موتورسوار و راکب آن با دست بردن به اسلحه قصد ممانعت از فرار مجرمان را داشته که منجر به کشته شدن کیف قاپ شده است بنابراین در وظیفه شناسی و اقدام به موقع مأمور حاضر در صحنه وقوع این جرم آشکار و شجاعت او شکی نیست و از این بابت باید از طرف مسئولان مورد تقدیر قرار بگیرد اما درباره این موضوع مهم نیز باید به صورت دقیق بررسی شود که آیا مأمور مورد نظر تمامی مقررات قانون استفاده از سلاح را در مقابله با مجرمان این حادثه رعایت کرده است یا خیر؟ نکته دیگر این که آیا مأموران زحمتکش نیروی انتظامی دوره های تخصصی لازم را در آن حد دیده اند که در شرایط خاص بتوانند پس از اخطارهای لازم، پاهای مجرمان را دقیق مورد اصابت گلوله قرار دهند. از آنجا که نمونه این مسائل چند بار دیگر نیز اتفاق افتاده است به نظر می رسد لازم است هم برای حفظ و افزایش اقتدار پلیس و بالابردن انگیزه این عزیزان برای مقابله با مجرمان و هم برای افزایش دقت و رعایت دقیق تمامی مقررات استفاده از سلاح، سرمایه گذاری لازم و بیش از پیش برای آموزش تیراندازی های دقیق نیروهای پلیس انجام شود.

۲ – در خبر به نقل از رئیس یکی از کلانتری های مشهد آمده بود که پیش از این جوان کیف قاپ به اتهام ۱۱ فقره سرقت و کیف قاپی در تاریخ ۹۲.۲.۷ در منطقه سیمتری طلاب دستگیر شده بود اما این متهم با سپردن وثیقه تا رسیدگی نهایی به پرونده آزاد شده بود. سوال قابل طرح این که آیا نباید برای متهمی که بر اساس اطلاعات تکمیلی پیش از این به اتهام ۱۱ فقره سرقت و کیف قاپی دستگیر شده و سابقه شرب خمر و خودزنی هم داشته اقدامات تأمینی و تنبیهی و بازدارنده جدی تری انجام می شد و به گونه ای موثر ضرب شست قانون را می چشید و در حد جرمی که مرتکب شده بود مجازات می شد به گونه ای که دیگر هوس جرم دیگری در سر نمی پروراند، آن هم جرم کیف قاپی که علاوه بر به یغما بردن بخشی از دارایی و مدارک اشخاص، موجبات ایجاد رعب و وحشت را در جامعه ایجاد می کند و علاوه بر آن ممکن است حتی منجر به سکته یا مرگ صاحب کیف شود، خصوصاً وقتی که صاحب کیف یک خانم باشد. آیا واقعاً کم هستند متهمانی که جرایم متعدد و گوناگونی مرتکب شده اند و برخی از آنان توسط پلیس دستگیر و به دادگاه ها معرفی شده اند اما پس از گذشت مدتی کوتاه به دلایل گوناگون از جمله اطاله دادرسی ها و یا انجام محاکمه نهایی و… در جامعه و در بین مردم آزاد آزاد می گردند و باز هم مرتکب جرم می شوند، آیا پایانی بر این سیکل معیوب خواهد بود؟

۳ – نکته مهم دیگر این که خانواده اینگونه مجرمان خصوصاً مجرمان جوان چرا به نقش و وظیفه اساسی و کلیدی خود برای نظارت بر جوانانشان عمل نمی کنند؟ که اگر خانواده این گونه افراد، دغدغه و مهارت لازم برای تربیت و نظارت بر فرزندان خود را می داشتند قطعاً امروز شاهد مجرم شدن، پشت میله های زندان رفتن و یا رفتن زود هنگام آنان به سینه قبرستان نبودند. آیا مگر غیر از این است که وظیفه اصلی هر پدر و مادر و خانواده ای تربیت صحیح و نظارت به موقع و به هنگام بر رفتار و کنش ها و واکنش های فرزندان خود است؟

۴ – البته نباید و نمی توان نقش آموزش و پرورش، رسانه ها و جامعه را نیز در تربیت نسل جوان و در هر چه بیشتر نهادینه کردن اخلاق و رفتار انسانی اسلامی و ترویج سبک زندگی منطبق بر فرهنگ غنی ایرانی اسلامی و تقویت روحیه جوانمردی و حلال خوری و همه خوب ها و معروف های لازم برای یک زندگی پاکیزه از یک سو و پیشگیری از ناهنجاری ها، رفتارهای خشن و جرایم از دیگر سو نادیده گرفت، هر چند این اصل غیرقابل کتمانی است که خانواده مهمترین جایی است که شالوده تربیت فرزندان و جامعه در آن پی ریزی می شود. پس هر یک از ما باید بیش از پیش به ارزش و اثرگذاری خانواده در تربیت فرزندانمان توجه کنیم و باور کنیم که اینگونه وقایع تلخ و جرم های کوچک و بزرگ و کسانی که خود را به خلاف و جرم آلوده کرده اند از کره دیگری به این سرزمین نیامده اند و هر چند تعدادشان معدود و محدود باشد اما آن ها میوه تلخ تربیت ناصحیح، رسیدگی نکردن ها، غفلت ها، نظارت نکردن ها، خودخواهی ها، بی توجهی ها و آخرت ناباوری ها هستند.

۵ – و اما حقیقت انکارناپذیر دیگر این که علت العلل وقوع چنین اتفاقاتی خود افراد هستند که به دلایل گوناگون و از همه مهمتر ضعف ایمان و خدانامحوری و آخرت ناباوری هم، شأن انسانی خود را و هم جایگاه اجتماعی و هم سرنوشت این دنیایی و از همه مهمتر آخرتی و زندگی ابدی آن جهانی خود را این چنین به پای هوس ها، بی ایمانی ها، نابخردی ها، جهالت ها، زیاده خواهی ها، ضعف اراده و سستی های خود می ریزند و زندگی، شخصیت، دنیا و آخرت خود را به تباهی می کشانند در حالی که هر کسی بخواهد در هر شرایطی می تواند اساس زندگی خود را بر حفظ شخصیت، پاکی و پاکیزگی و نیکو سرانجامی قرار دهد.