kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - شهید شوشتری

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۲۴۵  – چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱  با عنوان یادداشت روز  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

بعضی آدم ها برای ماندن و جاودانه شدن به دنیا آمده اند و آن چنان لیاقت پیدا کرده اند که انتخاب شده اند برای جاودانه شدن و آن چنان در مسیر زندگی از «بودن» به «شدن» طی طریق کرده اند که هیچ فصلی از زندگی شان بی ثمر نبوده است.

روزها، ماه ها و سال های عمرشان را وقف خدمت به دین و میهن و استقلال و عزت کشور و خدمت به انسانیت کرده اند. این چنین بزرگمردانی در مسیر زندگی خود همچون نهر و بلکه رودی زلال به سمت بیکران دریا جاری بوده اند. چنین بزرگوارانی غایت هستی و حیات خود را کسب رضای خداوندی و رسیدن به قرب الهی دانسته اند و برای رسیدن به این هدف نه با زبان که با عمل و کردار خویش رهسپار طریق حقیقت شده اند.

اینان «سرگشتگان» اما «راه پیداکردگان» طریق عشق و وصالند و به این راه نه با زبان که با جان روی آورده اند. اما گام نهادن و قرار گرفتن در این راه سراسر نور، دلی نورانی، باوری خدایی، عزمی راسخ و جانی مشتاق می طلبد و مگر می توان با دلی بی نور و بی عزمی جزم و بی باوری عمیق به یکتای هستی بخش در چنین راهی گام گذاشت؟

این عرصه گرچه سراسر نور است اما سیمرغ عشق را یک جا باید در خانه دل جمع کرد و آن گاه پر پرواز در این راه نورانی یافت. این عرصه گرچه سراسر نور است اما عشق بازی و پاک بازی و خود ندیدن و تنها خدا دیدن را طلب می کند. مگر می توان حجاب خود دیدن را نگسلید و هوای یار و وصال را در سر پرورانید؟

در این معرکه که عرصه سربازی و پاسداری از عزت و شرف و پاک بازی است، سر و جان را در طبق اخلاص گذاردن، باور عاشقانه و عارفانه می طلبد.

عرصه نورانی حفاظت و پاسداری از دین خدا و سربازی در راه عزت و استقلال و حفظ امنیت و ناموس وطن، بسی مردی و مروت و جوانمردی طلب می کند که این همه را رزمندگان عزیز ما داشتند که به وصال رسیدند و جاودانه شدند. از خیل این جاودانگان و قدم در راه نورگذاردگان «نورعلی» بود همان که در گوشه روستای «ینگجه» چشم به جهان گشود و به نورعلی نام بردار شد، او که از دوران نوجوانی مودب بود و اهل مروت و نه تنها حرمت پدر و مادر و بوسه زدن بر دست های ایشان را عاشقانه وظیفه خود می دانست بلکه آن چنان مهربان و مودب و متواضع بود که بر دستان عمویش نیز بوسه می زد.

آن گاه که دین و میهن و مرزهای وطن آماج حملات ناجوانمردانه صدامیان شد، «نورعلی» لباس رزم و غیرت را چون دیگر فرزندان با همت ایران زمین بر تن کرد و در راه نورانی دفاع مقدس گام گذاشت و سال ها در میدان

«جهاد اصغر» جوانمردانه و دلاورمردانه به نبرد با خصم پرداخت و در عملیات های متعددی از جمله طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، خیبر، والفجر۳ و در عملیات مرصاد نیز رشادت ها کرد و حماسه ها آفرید.

سال های پوشیدن لباس افتخار سربازی و پاسداری بر قامت نورعلی آن قدر طولانی شد که شانه های پرافتخارش به دست مبارک مولا و مقتدایش خامنه ای به درجه سرداری مزین شد. درباره این رزمنده همیشه در صحنه ای که هیچ گاه به حاشیه نپرداخت و همه جا در عرصه دفاع، در عرصه فرهنگ و آموزش مرد میدان بود چه می توان گفت و چه می توان نوشت وقتی خامنه ای عزیز درباره او چنین می فرماید که با این شهید از نزدیک آشنا بودند و او را انسانی مومن، پاک، سالم، صمیمی، فعال، زحمتکش و حقیقتاً مظهری از همه ارزش هایی می دانند که یک شهید را به وجود می آورد.

در وصف چنین بزرگوار انسانی که افلاکی بود اما خاکی چگونه می توان قلم زد. به راستی در توصیف بزرگمردی با آن همه افتخارآفرینی در عرصه دفاع مقدس و درباره مردی که پس از دوران دفاع نیز همیشه در صحنه ماند و در هر عرصه ای که لازم بود و تکلیف می دانست فعالانه، بی ادعا و متواضعانه ورود پیدا می کرد و به ایفای نقشی موثر می پرداخت، نمی توان به راحتی قلم زد.

آری درباره بزرگوار انسانی که رعایت حلال و حرام خدا و اخلاق اسلامی و سربازی واقعی در راه «جهاد اکبر» وجهه همتش بود، نوشتن آسان نیست.

«نورعلی» که نور «ولای علی» بر دلش تابیده بود، ولایتمدار واقعی بود و مرد عرصه عمل و فداکاری و ایثار. او به جِدّ در همه زمینه ها حرمت نگاهدار بود، حتی آن گاه که فردی جوانتر را به فرماندهی او گماردند با آن سن و سال و آن سابقه درخشانش، متواضعانه در خدمت تشکیلات و سلسله مراتب فرماندهی بود با آن که او، خود فرماندهی بزرگ در تمامی عرصه ها بود. درباره این بزرگمرد چه کلامی روشن تر و استوارتر از کلام رهبر عزیزمان که درباره او فرمود: او به خوبی از خطرهایی که در سیستان و بلوچستان تهدیدش می کرد، خبر داشت ولی با آغوش باز به استقبال شهادت رفت.

و اوج کلام رهبری درباره این پاسدار دین و میهن و شهید راه وفاق و وحدت، این که فرمود: «برای این انسان مجاهد و مبارز و مومن و صادق پس از حضور در سال های جنگ پایان باارزشی تقدیر شد و سرانجام سعادت شهادت نصیبش شد.»

شهیدشوشتری هم در عرصه دفاع مقدس رشادت ها کرد و حماسه ها آفرید، هم در عرصه فرهنگی و اجتماعی یادگارهای ارزشمندی در جامعه از خود به جای گذاشت و هم با حضور ایثارگرانه و موثر خود در سیستان و بلوچستان عاشقانه و تکلیف مدارانه و مدبرانه برای سامان دهی وضعیت هم وطنان عزیزمان در این خطه عزیز و مهم کشور در همان مدت کوتاه حضورش تا عروجش کارهایی کارستان کرد و آن قدر در دل پیر و جوان، شیعه و سنی و بلوچ و غیربلوچ منطقه مهرش ماندگار شد که یکی از سران طوایف می گوید: شهادت سردار، سیستان و بلوچستان را داغدار کرد و حتی باعث شد که برخی روسای طوایف که برای از دست دادن عزیزان و فرزندان خود چندان ناله و ضجه و مویه نمی کنند در سوگ سردار اشک ریختند. گرچه دشمنان خدا و دشمنان دین و میهن و تروریست های جانی و آدم کش در این حرکت جنایتکارانه، سردارنورعلی شوشتری و سرداررجب علی محمدزاده و تعدادی از مردم سنی و شیعه منطقه را در آن اقدام تروریستی به شهادت رساندند، اما این واقعه، پایانی بسیار باارزش بر زندگی «این دنیایی» شوشتری و محمدزاده و دیگرانی که در آن حادثه تروریستی به جوار حق شتافتند رقم زد و در حالی که خون شیعه و سنی در این خطه عزیز میهنمان به دست شقی ترین تروریست ها درهم آمیخت، تمامی شهیدان این واقعه مانند دیگر شهدای دین و میهن جاودانه «و عندربهم یرزقون» شدند. آری، واقعیت این است که مردانی برای جاودانه شدن به دنیا آمده اند و شهیدشوشتری و محمدزاده و دیگر شهدا از جمله این جاودانه مردان هستند.خداوند راه شهیدان را پررهرو نگاهدارد و شهادت در راه دین خودش را که برترین عزت و سعادت است روزیمان فرماید.