kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده -زلزله

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۰۳۶  – شنبه  اول بهمن ۱۳۹۰ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

پنج دقیقه از ساعت ۴ بعدازظهر روز پنج شنبه ۲۹دی هزار و سیصد و نود گذشته بود که مناطق نسبتا گسترده ای در خراسان رضوی از جمله مشهد، نیشابور، خرو، باغرود و … به مدت حدود ۵ تا ۷ ثانیه به شدت لرزید. مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران بزرگی این زلزله را ۵.۵ در مقیاس ریشتر اعلام کرد و اکثر قریب به اتفاق ساکنان این مناطق وقوع این زلزله را که بنابر گزارش های رسمی، مرکز اصلی آن باغرود نیشابور بود، کاملا حس کردند. به دلایل مختلف از جمله این که به لطف خداوند این زلزله نسبتا شدید هیچ خسارت جانی و مالی قابل ملاحظه ای به دنبال نداشته است، قصد پرداختن به مسائلی همچون استحکام بناها در ایران، آمادگی ستاد حوادث غیرمترقبه، نیروهای امدادی، استانداری و … را ندارم، چرا که تقریبا همه مسئولان و مردم می دانند که با وجود این که سرزمین ایران از جمله سرزمین هایی است که به خاطر وجود گسل های فراوان در همیشه تاریخ در معرض زلزله و به نقلی روی خط کمربند زلزله زمین قرار دارد، اما هیچ گاه و در هیچ زمانی ساخت و سازها، شهرسازی و بناهای روستایی کشور ما با در نظر گرفتن این ویژگی سرزمینی شکل نگرفته است و با وجود تلاش های انجام شده شاهد بوده ایم که زلزله های بوئین زهرا، طبس و … (قبل از انقلاب)، زلزله های رودبار و منجیل و همچنین زلزله ویرانگر «بم» (پس از انقلاب) خسارت های فراوان جانی و همچنین خسارت های مالی گسترده ای به کشور تحمیل کرد.

این را هم تقریبا همه می دانند که زلزله حاصل رها شدن فشارهای داخلی زمین، ایجاد گسل و تحرک گسل ها و جابه جایی همین گسل هاست و دنیا نیز به این نتیجه رسیده است که انسان با وجود تمامی پیشرفت های چشمگیر علمی نه توان جلوگیری و پیش گیری از وقوع زلزله را دارد و نه حتی پیش بینی قطعی و حتی اجمالی این واقعه طبیعی را.

هرچند برخی از دانشمندان ادعاهایی را مبنی بر قابل پیش بینی بودن برخی زمین لرزه ها در فاصله ای کمتر از چند دقیقه از وقوع برخی زلزله ها مطرح کرده اند.

اما همه ما می دانیم که با ایجاد زمینه ها و تمهیداتی می توان میزان تلفات جانی و خسارت های مالی زلزله ها را به حداقل کاهش داد. امروز پیشرفت های علمی در بحث ساخت و ساز و استفاده از تکنولوژی های نوین، سبک سازی، مقاوم سازی، انعطاف پذیری و … کار را به جایی رسانده که حتی زلزله هایی به بزرگی ۸درجه در مقیاس ریشتر در برخی نقاط جهان مثل ژاپن (که کشتار و تلفات زلزله حدود ۸ ریشتری کوبه را به خاطر دارد) تلفات جانی و حتی مالی چندانی از مردم نمی گیرد.

از این  هم بگذریم که هنوز که هنوز است شهرداری های ژرف اندیش و مردم محور ما!!! حتی در کوچه های ۶متری مجوز ساخت مجتمع های چند طبقه را پشت سر هم صادر می کنند بی آن که به این نکته ابتدایی کمترین توجهی داشته باشند که لازم نیست زلزله ای بیاید تا آقایان کمی به فکر بیفتند و تصمیم های آینده نگرانه و علمی بگیرند بلکه کافی است که در یکی از خیابان های کم عرض و به اصطلاح ما مشهدی ها و خراسانی ها در همین میلان ها یک آتش سوزی ساده اتفاق بیفتد آن وقت بر فرض که ماشین های آتش نشانی و اطفای حریق بتوانند از شلوغی و ترافیک قفل شده خیابان ها بگذرند ولی چگونه می خواهند وارد این کوچه های تنگی شوندکه حتی اگر یک طرف آن خودرو پارک شده باشددیگر امکانی برای امدادرسانی وجود نخواهد داشت.

از همه این ها بگذریم که این ها مقدمه ای طولانی شد برای بحث اصلی این نوشته، چرا که قصد پرداختن به این مسائل را نداشتم، هدف این نوشته طرح یک مسئله بسیار معمولی، عادی و موردنظر همه مردم است فقط شاید با کمی تفاوت در زاویه دید یا حتی بدون وجود این تفاوت. هدف این نوشته توجه بله فقط توجه به یک سوال ساده اما اساسی است.

و آن سوال این که هموطن، هم استانی و هم شهری و همنوع عزیز شما در هنگام آن چند ثانیه لرزش زمین و دقایقی پس از آن چه کردید؟ به چه چیزی فکر کردید؟ آیا تصمیمی هم گرفتید؟

هر کدام از ما بی تعارف از خود بپرسیم و صادقانه پاسخ دهیم که آیا ترسیدیم؟ آیا فریاد برآوردیم؟ به فکر مرگ افتادیم؟ آیا فرصتی برای فرار یافتیم؟ به پدر، به مادر، به همسر، به فرزند، به خواهر، به برادر، به فامیل، به همسایه، به دوست و به آشنا فکر کردیم؟ آیا اصلا فرصت فکر کردن داشتیم؟ آیا لحظه ای مرگ را تصور کردیم یا اصلا چنین چیزی به ذهن ما نرسید؟ دست و پایمان لرزید؟ آیا ضربان قلبمان بالا گرفت و دچار تپش قلب شدیم؟ آیا اصلا نترسیدیم؟ آیا اصلا برای ما مهم نبود؟ آیا در آن لحظات از همه تعلقات مادی و گرفتاری هایمان فراموش کردیم؟ آیا عالم قبر و قیامت و برزخ در ذهن ما در لحظات زمین لرزه یا بعد از آن تصویر شد؟

یا شاید هیچ کدام از این  حالات در برخی از ما پدید نیامد؟ آیا حالات و اندیشه ها و رفتار دیگر داشتیم؟ آیا لحظه ای با خود گفتیم ای کاش این آخرین فرصت برای «زندگی»، «به کمال رسیدن»، «بزرگ شدن»، «فهمیدن»، «درک اصلی زندگی»، «جبران گذشته ها»، «جبران خطاها» و «بند زدن دل هایی که شکسته ایم» نباشد؟ آیا لحظاتی با خود فکر کردیم ای کاش فرصتی دیگر برای توبه از گناهانی که کردیم، صاف کردن و پاک کردن مال و سرمایه هامان از حرام هایی که بدان ها آلوده شان کرده ایم وجود داشته باشد آیا فرصتی خواهد بود برای آشتی کردن، مهربانی کردن، عشق ورزیدن، با خود مهربان بودن، با مردم مهربان بودن، دیدن و قدر دانستن داشته ها و این همه زیبایی های موجود در جهان هستی و دور و بر خودمان، آشتی کردن با فطرت و آشتی کردن با خدا. آیا فرصتی دیگر خواهد بود که رکعتانی عشق و سجده مقبول به درگاه ایزد یکتا بگزاریم و آن را و محبت اصیل و واقعی به آل ا… را سرمایه آخرت و دنیای ابدی خود کنیم؟

آیا در هنگام زلزله یا پس از آن به این اندیشیدیم که این آیتی از آیات و نشانه های بارز روشن الهی است؟ یا برخی هر چند معدود به این حرف ها خرده می گیرند و می گویند زلزله  یک واقعه طبیعی است که اگر درست بسازیم و به ضوابط مهندسی درست عمل کنیم، هر نوع زلزله هر چند قوی باشد مثل یک باد معمولی می آید و می گذرد!

و عده ای باز بگویند در حال حاضر مثل نقل و نبات زلزله می آید و زمین را می لرزاند آن هم با قدرت بیش از ۸ ریشتر ولی آب از آب هم تکان نمی خورد و باز بر سر نگارنده بکوبند که کمی به مسائل از نگاه علمی نگاه کنید.

این درست که هر کس می تواند بنابر دانسته های علمی و درک خود از حقایق و واقعیت های قابل درک و ماورایی عالم هستی هر جور که می خواهد به مسائل نگاه کند، اما این کمترین هم حق دارد که سوالاتی این چنین ساده و بدیهی اما مهم را نیز مطرح کند و هر کس نظرش را بگوید و اگر تمایل داشت تامل کند؟

تامل در این که گر چه باید با انجام اقدامات لازم و همچنین مکان یابی مناسب برای ساخت و ساز جلوی خسارت های جانی و مالی زلزله ها را با کمک فناوری های نوین و پیشرفت های علمی بگیریم و حتی به صفر برسانیم و اگر چه وظیفه داریم که به حکم عقل هر چه می توانیم در این جهت تلاش کنیم، اما این تلاش و دیگر تلاش های علمی برای مهار و کنترل اتفاقات طبیعی و یا حتی قهر طبیعت نمی تواند و نباید مانع از اندیشیدن به مسائل اساسی تر و واقعه ای که به تاکید و تایید تمامی کتب آسمانی و ادیان الهی و از همه روشن تر در آیات کریمه قرآن مجید که وحی بلاشک و کلام روشن و بی تحریف الهی است، شود.

بنابراین آیا نباید به زلزله علاوه بر این که در قالب یک رخداد طبیعی حاصل از فشارهای مواد مذاب و دیگر فشارها از جمله حرکت دائمی اما بسیار کند صفحات زمین و ایجاد گسل ها و … نگاه می کنیم که البته نگاهی علمی و مبتنی بر واقعیت ها و داده های علمی است، نگاهی فراتر و بازتر هم داشته باشیم.

همه می دانیم که دیگر زمان فیزیک بطلمیوسی و ماقبل آن گذشته است که خشک مقدسان متحجر و علم گریز هنوز بر آن باور باطل خود پای می فشردند که زمین مسطح است و بر شاخ گاوی قرار دارد و هرگاه که آن گاو شاخش را تکان می دهد زمین می لرزد و گالیله دانشمند هر چه کرد و قسم خورد و به عدد و رقم محاسبه و حتی با نوعی مشاهده بر گزینه علمی و واقعی «گرد بودن زمین» اصرار ورزید باز هم اربابان متحجر کلیسا و انگیزیسیون به او تهمت کفر و مخالفت با کتاب مقدس و باورها را زدند و گفتند از این گناه باید توبه کنی و الا تو را در آتش مملو از هیزم های نادانی خود می سوزانیم.

می گویند گر چه گالیله در دادگاه با صراحت گفته است ای زمین من توبه می کنم که بگویم که گرد هستی ولی پایش را بر زمین می فشرده است می گفته است ولی ای زمین تو بدان که گرد هستی!

اما نیک هم می دانیم و باور داریم که وعده قیامت و زلزله سهمگین روز قیامت که به تصریح هر چه تمام تر در آیات ۴، ۵ و ۶ سوره مبارکه واقعه آمده و پس از تاکید بر وقوع آن واقعه بزرگ که در وقوع آن هیچ کذبی نیست، می فرماید: «اذا رجت الارض رجا» و «و بست الجبال بسا» و «فکانت هباء منبثا» «آن گاه که زمین شدید به حرکت و لرزه در آید» « و کوه های سخت متلاشی شود» « و مانند ذرات گرد در هوا پراکنده شود» و عده ای به حق و صادق از طرف آفریدگار جهان هستی که دیر یا زود به وقوع می پیوندد و در آن زلزله روز قیامت دیگر نه تنها هیچ بنا و سازه ضد زلزله ای تاب مقاومت در برابر آن لرزش عظیم را ندارد بلکه حتی کوه های سخت و سر به فلک کشیده متلاشی می شود و مانند ذرات گرد و غبار در آسمان پراکنده می شود. آن روز به تصریح آیه «و تکون الجبال کالعهن المنفوش» در سوره مبارکه القارعه، «کوه ها از هیبت آن روز همچون «پشم زده» متلاشی می شود» آن روز هیچ جای زمین و زمان طاقت حتی لحظه ای تاب مقاومت در برابر اراده الهی را ندارد و تنها اعمال نیک و پسندیده انسان هاست که به فریادشان خواهد رسید کلام الهی در ادامه این آیات به صراحت وعده امن و راحت «عیش راضیه» را به انسان هایی می دهد که عملشان در میزان حق دارای وزن باشد.

پس  آیا حتی با نگاه اجمالی و مروری به ظاهر این آیات نمی توان و نباید زلزله های معمولی که در دوران حیات حدود ۶ میلیارد ساله زمین رخ داده است را نشانه و آیتی هر چند بسیار کوچک شده از «آیات» و نشانه های الهی و وعده های به حق و آن زلزله روز قیامت دانست.

آیا همین چند ثانیه لرزش بخش های محدودی از زمین را نباید و نمی توانیم دستمایه ای برای نگاهی فراتر به زلزله قرار دهیم؟

آیا نمی توانیم حال که به اراده الهی هر یک از ما فرصتی دوباره داریم برای حرکت به سوی شدن، یافتن، عشق ورزیدن، فهمیدن و به کمال رسیدن این چند ثانیه لرزش را بهانه و انگیزه ای کنیم برای حرکتی رو به جلو، نو و اساسی برای رسیدن به خدا و همه خوبی ها؟

آیا نمی توانیم این را فرصتی بدانیم برای این که دیگر بار همه ما در آنچه تاکنون اندیشیده، عمل کرده ایم، به رفتار درآورده ایم بازنگری کنیم.

* آیا برخی از آدم های سیاسی کار که از دین و اخلاق نبوی فاصله گرفته اند و برخی از آنان همین حالا در نزدیکی انتخابات مجلس نهم خود و برخی ایاد ی شان بی محابا از محکمه وجدان، عدالت الهی و زلزله روز قیامت هر کذب و دروغ و تهمت و ناروایی را به دیگران روا می دارند، نمی خواهند لختی به خود آیند و برخود و آنچه می کنند کمی بلرزند؟

* آیا برخی از این آقایان مهندسین ناظر و مجری و پیمانکاران ساختمان ها که بدون رعایت موازین قانونی، وجدانی و اخلاقی حرفه خود در اتاق کار پشت صندلی های آنچنانی می نشینند و نادیده و غیرمسئولانه فقط امضا می کنند و پول می گیرند و مردم را سرکیسه می کنند به این می اندیشند که اگر بر اثر زلزله ای خانه ای بر سر اهل خانه آوار شود بی آن که مهندس ناظر و مجری و پیمان کار و کارگر به وظایف خود عمل کرده باشند خون مظلومان زیر آوار مانده و کشته شده به گردن آنان تا روز قیامت و زلزله سهمگین آن روز سنگینی می کند؟!

* آیا برخی جراحانی که تنها با دریافت زیرمیزی که هم غیرقانونی و هم غیرشرعی است، با جان بیماران خود بازی و معامله می کنند یا برخی از آنانی که با بی دقتی تنها به بیمار خود به عنوان اسکناسی چند هزار تومانی یا بسته های اسکناس چند صدهزار تومانی و چند میلیونی نگاه می کنند (هرچند تعداد این جراحان کم باشد) لااقل کمی به خود می لرزند یا نه همچنان در بر همان پاشنه خواهد چرخید؟

* آیا برخی از آنانی که دین و فهم مطلق از دین و باورهای دینی را ملک طلق خود می دانند و هر فهمی حتی کمی زاویه دار با فهم خود را کفر و شرک، بی دینی و لامذهبی، نادانی و جهل برمی شمارند و گاه با گفتار و رفتار نابخردانه به جای افزودن دوستان خدا برخی را به سوی یاس و ناامیدی از رحمت بی منتهای الهی سوق می دهند لحظاتی با خود می اندیشند که رسول خدا، ائمه اطهار، و بزرگان دینی ما بانظر و دیدگاه های دیگران و حتی مخالفان چگونه برخورد می کردند و می کنند؟

* آیا برخی از ما نویسندگان و اهل رسانه های ما که گاه بی مطالعه، و بی آن که اشرافی حتی اجمالی نسبت به مسئله ای داشته باشیم و گاه متاسفانه با غرض و مرض، آبرو و حیثیت افراد را بازی می گیریم و به جای نقد مصلحانه و مشفقانه و سازنده بنای تخریب را می گذاریم با خود می اندیشیم که برای آن روز سخت که، میزان، نیت و عمل صالح است چه چیز آماده کرده ایم؟

* برخی از این قضات – هرچند معدود- که بدون دقت لازم و فحص و جست و جوی کافی و خدای ناکرده از سر تسلط نفس بر نیت و گفتار و اعمالشان و براساس سفارش و توصیه ، پارتی بازی، حکم ناعادلانه و غیرخدامحورانه صادرمی کنند به این می اندیشند که در آن هنگامه ای که کوه ها همچون «پشم زده »متلاشی می شوند چه خاکی بر سر خواهند کرد؟

* برخی از آقایانی که در رسانه ها تریبونی به دست می آورند خواسته و ناخواسته در باورهای دینی مردم ، در ارزش های ملی و فرهنگی و تمدنی مردم، در وحدت ملی و منافع ملی مردم و در انسجام و همدلی مردم شک و شبهه ایجاد می کنند و تنها به فکر معروف شدن خود و سرزبان ها افتادن هستند به این اندیشیده اند که حتی کمترین اعمال هریک از ما در نامه عمل ما نوشته و محاسبه می شود؟

* آیا کسانی که می توانند و دانش و توانایی نقد عالمانه و منصفانه و سازنده را دارند اما زبان و قلم و تریبون فروش شده اند و دائم به تملق و چاپلوسی می پردازند به این اندیشیده اند که فردای نه چندان دور و بعد از این لرزش های چند ثانیه ای، زلزله ای عظیم در راه است و آن روز حتی خاکی پیدا نخواهند کرد که بر سر بریزند چه رسد به گوشی که فریادشان را بشنود؟

* آیا آنانی که با نمامی و سخن چینی و تهمت و افترا آتش به خرمن زندگی برخی انداخته اند و آبرو و حیثیت و زندگی برخی را از هم پاشیده اند می دانند در آن روز که کوه ها همچون پشم متلاشی می شود دیگر فرصتی برای توبه و جبران مافات ندارند؟

* آیا آنانی که به هزار و یک حیلت دست و چنگ در جیب مردم و سرمایه های ملی انداختند و بی رحمانه و دزدانه سه هزار میلیارد اموال عمومی را به تاراج بردند و بدتر از آن هزاران هزار زخم زهرآگین بر اعتماد و اطمینان وارد کردند حتی لختی به زلزله قیامت اندیشیده اند؟

* آیا آنان که به روش های مختلف مال حرام می خورند، ربا می دهند و ربا می خورند و مکان هایی را با اسامی مبارک باز می کنند اما در واقع به نوعی خواسته یا ناخواسته رباخواری می کنند لحظه ای به آن واقعه حتمی و وعده الهی در قیامت اندیشیده اند؟

* آیا آنان که با سنگ اندازی در پیش پای مردمان و امروز و فردا کردن های بی خود، یا رشوه و رشوه خواری خون به دل مردم می کنند به زلزله قیامت می اندیشند؟

* آیا آنان که ضد ارزش ها را به جای ارزش های الهی و انسانی و اخلاقی به خورد مردم می دهند و در توهم به سر می برند یا خود را به توهم و خواب غفلت می زنند و یا آنانی که به مردم آشکارا دروغ می گویند و ریشه های بدبینی به نظام مردم سالاری دینی را آبیاری می کنند و با کارهایشان پیکر مطهر شهیدان سرافراز این مملکت را در عرش می لرزانند می دانند و با خود فکر کرده اند که هیچ کس از زلزله عظیم و سهمگین روز قیامت در امان نیست مگر آنان که خدا را در عمق جان باور کردند، به فرامین حضرتش گردن نهادند، عشق آل ا… و اهل بیت را در سینه فشردند و گرم نگاه داشتند، مردم را به عنوان مخلوق خداوند دوست داشتند، با بندگان خدا مهربانی کردند، به حقوق دیگران تجاوز نکردند، نماز به پا داشتند، بر معاریف خرسند بودند و از زشتی و منکر و پلشتی ها دل نگران و ناخرسند و بیزار بودند، علی و حسن و حسین و فرزندانش را در نیت و عمل و گفتار و کردار مشایعت کردند، خلق خدا نیازردند، و از لرزش چند ثانیه ای زمین به خود لرزیدند و به زلزله عظیم روز قیامت اندیشیدند.