این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۰۲۶ – یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

روز گذشته به بهانه سومین نشست اندیشه های راهبردی که با موضوع «زن و خانواده» با حضور رهبری برگزار شد با نوشتن مقاله ای با عنوان «زن و خانواده در گفتمان انقلاب اسلامی» در حد بضاعت اندک خود به نکاتی درباره این مسئله مهم اشاره کردم و صد البته که این بحث بنیادین، می طلبد که جایگاهی شایسته در رسانه ها پیدا کند. در این شماره نیز به اختصار نکاتی چند درباره «خانواده» و خصوصا ویژگی های خانواده ایرانی مورد اشاره قرار می گیرد ویژگی هایی که کم و بیش آحاد جامعه با آن ها آشنایی دارد ولی گاه به خاطر غفلت و یا سیاه دیدن همه چیز از دیدن و حظ بردن و شکر این نعمت ها غافل می شویم.
۱ – اولین و مهم ترین موضوع درباره خانواده در ایران و خانواده ایرانی این است که به لطف خداوند و به واسطه تمدن کهن ایرانی و فرهنگ غنی اسلامی ایرانی، هنوز و به امید حق تعالی تا ابد «شکل» ، «مفهوم» و «محتوای» خانواده در کشورمان با قدرت پابرجاست و با برنامه ریزی ها حفظ اصالت ها، باورها، ارزش ها و حرمت ها ان شاءا… پا برجا خواهد ماند. کوتاه سخن این که شکل و محتوای خانواده با محوریت عاطفه، دوستی، محبت و همدلی به درجات مختلف در جامعه جلوه گری می کند، از ارزش های اصیل و اساسی خانواده های ایرانی ایمان به خدا و وجود باور قلبی و عملی به باورهای دینی و گرایش های معنوی است البته این گرایش ها بنا به دلایلی از شدت و ضعف برخوردار است اما در کل این ارزش بنیادی عمود خیمه «خانواده های سالم» است.
۲ – از دیگر ویژگی های خانواده های ایرانی، این که فرزندان نه تنها در دوران کودکی و نوجوانی بلکه برخلاف بسیاری از کشورهای غربی در دوران جوانی، هنگام ازدواج و حتی پس از استقلال کامل ، هنوز به نوعی از «چتر حمایت» والدین و خانواده خود بهره مند می شوند، این بهره مندی از شئون عاطفی گرفته تا حمایت های معنوی، فکری و مشاوره ای تا حمایت های مادی. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای جهان، فرزندان تنها تا رسیدن به سن قانونی تحت حمایت والدین خود هستند و گویی مسائل قانونی و فرهنگی در آن جا به گونه ای تمهید شده است که بعد از سن قانونی لااقل از حیث مادی هر کس باید به سوی خود برود.
۳ – در خانواده های سالم ایرانی به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی خواسته های غیرضروری و گاه حتی ضروری والدین بر تربیت فرزندان مقدم شمرده نمی شود بلکه اصل بر تقدم همیشگی تربیت فرزندان است این در حالی است که در بسیاری از کشورها اساسا خانواده با این مفاهیم بنیادی، ارزشی و قدسی شکل نمی گیرد و در همان خانواده های موجود نیز گاه حتی برخی امور تربیتی و حقوق فرزندان فدای خواسته ها و خودخواهی های والدین یا حاکمیت فرهنگ دور از معنویت می شود.
۴ – کانون گرم خانواده های ایرانی تنها به پدر و مادر و فرزندان خلاصه نمی شود در اکثر خانه ها هنوز پدربزرگ ها و مادربزرگ ها، همچنان عزیز هستند و «برکت خانه های» فرزندان خود محسوب می شوند و نوه ها، پدربزرگ ها و مادربزرگ های خود را معمولا بیش از پدر و مادر خود دوست می دارند بگذریم از معدود افرادی که یا به خاطر کمبود عاطفه و فراموش کردن رنج و زحمات و ارزش های بی کران والدین خود، یا به خاطر استراحت طلبی، یا به خاطر وجود برخی ناسازگاری ها بین زوجین، یا در مواردی خاص به خاطر عدم توانایی برای حفاظت از والدین خود به خاطر شرایط بسیار سخت بعضی بیماری های خاص که واقعا نیازمند پرستار دائمی هستند و یا … پدربزرگ ها و مادربزرگ ها را به خانه های سالمندان می سپارند.
۵ – در خانواده های ایرانی نه تنها فرزندان بلکه نوه ها برای همیشه و در هر سن و سالی همچنان برای پدر و مادر حکم «بچه» و «فرزند» را دارند با همان محبت های همیشگی. در بین خانواده های ایرانی هنوز فراوانند مردان و زنانی که خود پدر یا مادر شده اند و دارای فرزندان بزرگ هستند اما با سر گذاشتن بر دامان مادر و بوسیدن دست پدر آرامشی خاص می گیرند و هنوز آنان را سایه سر، پشتوانه و حامی و دوستدار همیشگی خود می دانند.
در بین ایرانیان همچنین فرزندان فرزندان و به اصطلاح نوه ها نیز آنقدر عزیزند که مثل معروف پدربزرگ ها و مادربزرگ هاست که می گویند: بچه بادام است و نوه مغز بادام و دوست دارند که آن ها همیشه دوروبرشان باشند.
۶ – روابط و آمد و رفت های فامیلی در بین خانواده های ایرانی از سنت های بسیار پسندیده و نیکو در بین ایرانیان حتی قبل از اسلام بوده و هست، اینچنین رفت و آمدهای فامیلی، صله ارحام و دیدوبازدیدها و میهمانی ها تقریبا دیگر جایی در بسیاری از کشورهای غربی ندارد این در حالی است که رفت و آمدهای فامیلی و ارتباطات سببی و نسبی علی رغم برخی مشکلات اقتصادی و زیاد شدن فاصله ها و سخت شدن ترددها هنوز در شریان خانواده های ایرانی جریان دارد و به خانواده ها صمیمیت و گرمی خاص می بخشد و مهربانی را گسترده تر.
۷ – مهمان داری، سفره داری و مهمان پذیری نیز در فرهنگ خانواده های ایرانی از جایگاه ویژه ای برخوردار است چیزی که امروز در اکثر کشورهای غربی شاید جایی نداشته باشد. بحث مهمان دوستی و پذیرایی از میهمان ریشه در تمدن و فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی این سرزمین و ریشه در انسان دوستی و هم گرایی جامعه ایرانی دارد که این ویژگی نیز از نکات مثبتی است که باید پاس داشته و تعمیق شود هر چند مشکلات گوناگونی از جمله مسائل اقتصادی بسیاری از این گونه دورهم نشینی های سالم و موثر در نشاط خانوادگی و صمیمیت را کاهش داده است اما با پرهیز از تجمل گرایی و ساده زیستی و برگزاری دور هم نشینی های ساده و کم هزینه باید این روش و سنت پسندیده را تداوم بخشید و به عنوان میراثی ارزشمند به نسل های آینده ایران اسلامی منتقل کرد.
۸ – خوشبختانه و هنوز به محض ازدواج یک دختر و پسر، این رسم پسندیده و سنت حسنه بسیار پررنگ است که هر کدام از زوجین پدر و مادر همسر خود را، به واقع مانند پدر و مادر خود هم احترام می کند و هم دوست می دارد و امر ازدواج نه تنها دو انسان را با دو دنیا و سلیقه مشابه، کمتر مشابه و حتی غیرمشابه در برخی موارد به هم پیوند می زند بلکه دو خانواده و دقیق تر این که چندین و چند خانواده را به هم پیوند می زند و نزدیک می کند. ببینید چه لفظ زیبایی است که هر یک از همسران، پدر و مادر همسر خود را از صمیم دل پدر، آقاجان، مادر، مامان، مادرجان و یا … خطاب می کنند و این یعنی هر یک از همسران که دیروز یک پدر و مادر و پشت و حامی داشتند از این به بعد به واقع دارای ۲ پدر و ۲مادر و پشت و حامی هستند.
۹ – آبروداری در نزد خانواده های ایرانی، یک اصل اساسی محسوب می شود در بین خانواده های ایرانی بسیارند کسانی که به خاطر حفظ آبرو و حیثیت حتی حاضر نیستند صدایشان را کمی بلند از معمول، همسایه ای بشنود، آبروداری و حفظ حرمت خانواده از اصول مسلم و غیرقابل خدشه نزد هر خانواده سالم ایرانی است. چه بسیارند افرادی که حاضرند خونشان بر زمین ریخته شود اما آبرویشان نریزد، بنابراین حفظ آبرو و حیثیت نزد خانواده های ایرانی از جایگاهی بسیار بلندمرتبه برخوردار است و چه زیبا فرموده است که «عرض المومن کدمه» آبروی مومن مانند خونش است که نباید ریخته شود.
۱۰ – در خانواده های ایرانی، اصل بر اشتغال و کار کردن آقایان است و وظیفه تامین معیشت، مسکن، پوشاک و زندگی مناسب بر عهده شوهران، از این باب و به خاطر جایگاه ویژه دختران و زنان در فرهنگ اسلامی ایران، زنان هیچ وظیفه شرعی و قانونی برای تامین معاش ندارند بلکه اساسی ترین وظیفه آنان محوریت خانواده، همسرداری و تربیت فرزندان است که این ارزشمندترین و بلندمرتبه ترین جایگاه است که خداوند برای زنان آن را پسندیده است و این زنان هستند که به واسطه کانون مهر و عاطفه بودن و فطرت مهربان می توانند وظیفه سنگین و بلکه «خدایگانی» و پروردگاری مادر بودن و تربیت فرزندان را بر عهده داشته باشند.
و البته برای فعالیت اجتماعی خانم ها در خانواده های ایرانی منعی وجود ندارد و اشتغال آنان نیز اگر تمایل به اشتغال خارج از منزل و افزون بر وظیفه سنگین خود داشته باشند آزاد است گرچه ترجیح خود زنان ایرانی و خانواده های آنان این است که مشاغلی متناسب با شان و جایگاه انسانی زن برایشان در نظر گرفته شود و صد البته که نباید معارض با وظیفه بسیار سنگین و الهی و بی بدیل آنان در همسرداری، خانه داری و وظیفه مادری باشد.
۱۱ – همان طور که ایمان، پاکدامنی، عفت، عزت نفس، نجابت و پاکدلی و شرم و حیای دختران و زنان ایرانی در جهان کم نظیر و بلکه بی نظیر است باید به این نکته نیز اذعان داشت که عنصر ارزشمند و حیاتی و انسان ساز «غیرت» نیز از جمله زیبندگی ها و خوی و خصلت های ناب مردان ایرانی است که یکی از افتخارات زنان ایرانی همین برخورداری مردان ایرانی از غیرت و مردانگی به هر دو مفهوم عام و خاص آن است.
گمان ندارم که کسی در غیرتمندی مردان و زنان ایرانی کمتر تردیدی داشته باشد که ایرانیان به این صفت از دیرباز شهره بوده اند و هستند و خواهند بود.
۱۲ – و اما حیا، ای کاش مجال و فرصتی می بود تا درباره این گوهر نه کمیاب بلکه پریاب و فراوان یعنی حیا در بین خانواده های ایرانی سخن گفت چرا که این صفت و فضیلت اخلاقی گرانسنگ از جمله ویژگی های نه تنها دختران و زنان ایرانی بلکه حتی پسران و مردان ایرانی است که از آنان شخصیتی ممتاز ساخته و عاملی اساسی برای شکل گیری خانواده های سالم و تربیت نسل های سالم شده و می شود.
۱۳ – در خانواده های ایرانی تمامی عشق و محبت زن در خانواده از آن همسر خود است و هر زن ایرانی باایمان، باوقار و باشخصیتی عشق و محبت و حتی نگاه خود را تنها در همسر شرعی و قانونی و عاطفی خود خلاصه می کند و مردان آگاه و متعهد و وفادار نیز چنین اند.
هیچ زن ایرانی صاحب ایمان و باشخصیت و باوقاری به هیچ عنوان شخصیت خود را و آراستگی های خود را در معرض دید نامحرمان و چشم اغیار قرار نمی دهد، این در حالی است که خودآرایی و جلوه گری در حضور مردان دیگر امروز جزء جدایی ناپذیر فرهنگ «زن ابزاری» بسیاری از کشورها شده است.
البته نمی خواهیم و نمی توانیم منکر معدود جلوه گری های خواسته و ناخواسته معدودی از دختران و زنان ایرانی در حضور اغیار و مردان نامحرم باشیم، که این خود در بسیاری از اوقات نشات گرفته از تبلیغات سوء، ناآگاهی، جهل و نادانی و یا کج فهمی برخی مسائل و یا لجبازی و … است.
۱۴ – در بین خانواده های ایرانی ازدواج امری مبارک، مقدس و پیوند زننده دل ها و جان ها است و هنوز این گفته رایج است که دختران با چادر سفید به خانه بخت می روند و …
گرچه آمار طلاق در کشور بالا رفته است اما هنوز طلاق امری قبیح محسوب می شود و آخرین مرحله محسوب می شود این در حالی است که در بسیاری از کشورهای غربی تنها یک دلزدگی و عادی شدن و یا خوش آمدن کسی از کسی به راحتی به طلاق منجر می شود.
البته منکر وجود طلاق های عاطفی در برخی خانواده های ایرانی نیستیم و منکر بسیاری از مشکلات که تا دیروز نبود و امروز هست و شاید اگر دیر بجنبیم فردا بیشتر شود. اما انصافا ویژگی های خانواده های ایرانی هنوز استحقاق نوشتن ده ها کتاب و الگو شدن برای بسیاری از جهانیان را دارد.
۱۵ – این ویژگی ها و دیگر ویژگی های مثبت و اصیل خانواده های ایرانی باید به عنوان میراث گرانقدر تمدن و فرهنگ ایران اسلامی با دقت هرچه بیشتر برای نسل های امروز و فردا حفظ شود که بی تردید اصلی ترین و مستحکم ترین هسته مقاومت در مقابل هر هجمه فرهنگی و غیرفرهنگی و بنیادی ترین رمز و عامل مانایی و ماندگار و پویایی و پیشرفت و سعادت جامعه تشکیل خانواده سالم و استحکام و پایداری خانواده های سالم است.