کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان سرمقاله روزنامه خراسان kourosh shojaee - حضرت مهدی عج - صاحب الزمان

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۶۰۸  – دوشنبه  ۴ مرداد ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

آیا زندگی بدون «امید» به «آینده» قابل تصور و تصدیق هست؟ آیا در مجموعه هستی که حرکت دائم از «بودن» به سوی «شدن» در تمامی ازمنه جاری بوده، هست و خواهد بود ترنمی جان فزاتر و دلنوازتر از «کمال»، «تعالی»، «دیدار» و «وصال» یار به گوش جان می رسد؟ و آیا اگر نبود این حرکت بی انقطاع جهان هستی به سوی کمال و این عشق مجموعه کائنات و مشتاقی اشرف مخلوقات به دیدار یار و وصال جانان، و اگر نبود آن وعده معبود یکتا به ظهور «بقیها…» باز هم «نبض امید» چنین امیدوارانه و عاشقانه در «جان هستی» می تپید؟

اگر نوید و وعده حتمی «فرج موعود» از سوی «رب ودود» نبود، آیا فردا و آینده ای چنین روشن و پر تلالو و سراسر امید، تصورشدنی بود؟

اگر در حکمت آن یگانه حکیم مطلق و مالک ملک وجود، «ظهور منجی و موعود»، برای رساندن انسان به کمال و جایگاه شایسته او، تقدیر نمی شد، انسان در برهوت حیرانی و سرگشتگی و ناامیدی نمی ماند؟

حق تعالی برای رهاندن انسان از ناامیدی و نجات او از سرگشتگی و بشارت او به کمال و سعادت و آینده ای روشن، پس از کرامت عطیه «عقل» به انسان به عنوان «پیامبر درونی» و ارسال رسل و انبیاء الهی و لطف بی منتهای حضرتش به برانگیختن حضرت مصطفی به عنوان اکرم و اعظم و خاتم انبیاء با تقدیر حضور سراسر نور «حجت بالغه الهی» در عالم هستی و پس آنگاه نوید ظهور و فرج حضرتش به عنوان منجی و «مصلح کل» در «آخرالزمان» گرانمایه ترین و ناب ترین امید و بهانه هستی و زیستن را به عالم وجود، انسان کمال جو و سعادت خواه هدیه فرمود تا نعمت را بر ملک و ملکوت و بر لاهوتیان و ناسوتیان و جمله آدمیان کامل کند، و انسان بتواند با حرکت در مسیر این خورشید پرفروغ و بی غروب و با توسل و تمسک به این ناب ترین و گران سنگ ترین «ذخیره عالم وجود» بر صراط مستقیم و نورانی هدایت و کمال و سعادت گام بر دارد.

اما شکرانه نعمت
و اما چگونه می توان این لطف و کرامت بی حد حضرت رحمان را سپاس گزارد و این نعمت بی مثالش را پاس داشت و شکر آن به جای آورد؟ بی گمان پاسداشت و شکرگزاری شایسته از این بزرگ نعمت الهی نیز همانند دیگر نعم حضرتش، وظیفه ای بس دشوار است – ما کجا و شکر شایسته نعمت کجا؟ – اما به هر روی می بایست به میزان معرفت و درک نعمت و بضاعت خود، شکر نعمت الهی به جای آوریم.

و آیا شکر این نعمت عظیم الهی جز به تلاش برای کسب شناخت و معرفت مهدی موعود این ذخیره عالم وجود، عزیز فرزند رسول و دردانه و یوسف زهرای بتول، و حب او، و نصرت و یاری او و تطابق نیات و گفتار و رفتار با رضایت او، و دعای باورمندانه و از عمق جان بر آمده برای فرج اوست.

انتظار دائم، پویا، فعال، سراسر قیام و بی قعود برای ظهور حضرتش نیز وظیفه و عملی شایسته و شکر نعمت محسوب می شود، و به تعبیری «انتظار» شایسته و برخاسته از معرفت و شناخت و اشتیاق و عمل به لوازم آن خود «برترین اعمال» و «برترین عبادت» است، آن چنان که نبی مکرم اسلام می فرماید: « افضل العباده انتظار الفرج» و می فرماید: « افضل اعمال امتی انتظار فرج من ا…» .

دعا مغز و لب و «مخ العباده» است و بی  گمان زیباترین، دلپذیرترین و پسندیده ترین دعا و التجا به محضر حق تعالی، دعا برای فرج یوسف زهرا است که حضرتش نیز خود فرموده است: « واکثروا الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم». مهدی فاطمه می فرماید: برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، چرا که گشایش و فرج شما نیز در همان است.

و البته پرواضح است که دعا و التجا باید مبتنی بر شناخت و معرفت و برخاسته از جان روشن شده به نور معشوق و امید به «وصال یار» باشد.

و اگر چه هر دیده ای را توان و استطاعت زیارت جمال دلارا و نورانی یار نیست اما جان ها چنان باید مشتاقی و «مشق عشق» کنند و چنان در حریم یار حرمت نگاه دارند، و از حضور در محضر او لحظه ای غافل نباشند تا «چشم جان» و «آینه دل» به تابش انوار تابناک ذخیره عالم وجود و تلالو درخشان ترین گنجینه هستی، نورانی شود.

و آن گاه و در چنین هنگامه ای دیگر آرزو و تمنای عارفانه و باورمندانه «متی ترانا و نراک» چندان دور نمی نماید.

منتظر باید…
و البته منتظر «مصلح» خود باید «صالح» باشد و «ادب انتظار» را نیز به خوبی و بارها و بارها، مرتبه به مرتبه نزد اهل نظر و صاحبان بصیرت و اهل شریعت و طریقت و ره یافتگان به محضر یار و اهل انتظار، شاگردی و تلمذ کند تا از شر گمانه ها و کژپنداره های کژپنداران و کید خرافه پردازان و مدعیان در امان بماند و در فضایی پاک و عارفانه جان را به جویبار نیت و عمل صالح مصفا سازد، منتظر باید اهل شناخت و مهربانی و خیرخواهی و دلدادگی و عبودیت باشد.

منتظر می بایست متمسک و متوسل به قرآن باشد و هر آینه جان به آیه های این «نور مطلق» جاری شده و نازل شده از «نور مطلق» تازه کند، چرا که مهدی فاطمه آن بزرگ منجی عالم وجود خود «ترجمان قرآن» است و آنان که در محضر قرآن زانو نزده اند و جان به نور قرآن روشن نکرده اند چگونه می توانند منتظر و محب و یاور «ترجمان قرآن» باشند؟

منتظر، باید صالح، صلح جو، عدالت طلب و حق مدار، اهل معروف و بیزار از منکر و متخلق به اخلاق الهی باشد چرا که فقط چنین منتظری می تواند مدعی انتظار «مصلح کل» و عدالت گستری، حضرت صاحب الامر و حجت بالغه الهی باشد.

شک نداریم بر اساس وعده الهی، برقراری صلح و عدالت جهان شمول، ایجاد «مدینه فاضله» و تاسیس «دولت کریمه» برای رساندن انسان به جایگاه واقعی و شایسته او و حفظ عزت و کرامت انسان و به کمال و سعادت رساندن او تنها با ظهور منجی، آقا صاحب الزمان محقق می شود پس هر یک از ما باید نسبت خود را با «انتظار» و «امام منتظر» آن منجی موعود عالم وجود، آن امام و ولی و حجت حق، آن امام حی حاضر و ناظر و امضا کننده و اذن صعود دهنده اعمال بندگان از فرش به عرش الهی را روشن کنیم و با خود بیندیشیم و هر آن از خود بپرسیم که از امام زمان خود از آقا و مولا و صاحب امر خود چقدر شناخت داریم و به محضرش چه میزان معرفت و تقرب جسته ایم، حب و ولایش را چقدر در جان داریم، چه میزان به صلاح می اندیشیم و چقدر برای صالح شدن و صالح ماندن تلاش می کنیم. با کدامین نیات، گفتار و رفتار، حب و عشق و مودت خود را به مولای خود، حضرت صاحب الامر اثبات و تثبیت می کنیم، از ادب انتظار چه می دانیم و چقدر به ادب انتظار مودب هستیم و طرفه این که برای تعجیل در فرج مولا چه کرده ایم؟

با این حال باز هم با توسل و تمسک و امیدواری به کرامت حضرتش به خود اجازه می دهیم که زیباترین و دلنشین ترین و پسندیده ترین دعا و التجا را در محضر حق تعالی چنین زمزمه کنیم که اللهم عجل لولیک الفرج.