کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان سرمقاله روزنامه خراسان kourosh shojaee - وداع با شهیدان هرگز - فاطمه

؛ترسم که اشک در غم ما پرده درشود وین راز سر به مهر به عالم ثمر شود گویند که سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیکن به خون جگر شود ای دخت بزرگوار پیامبر اعظم،ای پاره تن رسول، ای منصوره دو عالم،ای جلوه حضرت حق،ای فاطمه زهرا درود خدا برتو درآن روزکه نور وجودت در فراسوی عرش تابیدن آغاز کرد و آن روز که بر دامن خدیجه کبری مأوا گرفتی و آن روز که در خانه رسالت بالیدی و حبیب خدا بر دست و پیشانی مبارکت بوسه ها زد، و آن روز که در خانه امامت حرمت ولایت به نیکوترین وجه پاس داشتی، و آن روز که سرو قامت«حسنین» و «زینبین»- در خانه کوچک تو و علی که از همه تاریخ بزرگتر است- بالیدن گرفت، ای فاطمه درود خدا بر تو در آن روز که بس مظلومانه و غریبانه از بهشت خانه علی به سوی جنت الاعلی پر کشیدی و در کنار حضرت مصطفی آرام گرفتی. اما ای فاطمه ای ناموس خدا، ای شفیع روز جزا، زمانه بر تو چه آورد که بر شبانه برداشتن پیکر مطهرت و اخفای مرقد شریفت، وصیت فرمودی؟ خدا می داند و رسول و آل رسول و یوسف کنعانی ات. ای«مادر پدر» گرچه دلدادگانت جان به عشق تو زنده نگاه می دارند و پیمانه مهر و باور از «کوثر» وجود سراسر معرفت و ایمانت برمی گیرند ولی هنوز به اشتیاق زیارت، نشانی مزار عرشی ات را جستجو می کنند و نمی یابند و این چه رازی است؟ «صالحان منتظر» نه به قعود که به قیام و ایستادگی، به اراده و رفتار معنوی و عدالت گستری، آماده اطاعت و ملتزم رکاب شدن «مصلح منتظر» هستند تا راز آنچه را که مأذون حق است بگشاید و تشنگان معرفت را از زلال«کوثر» سیراب کند و تمامی راه های بهشت را«راهنما» باشد. و اما ای فاطمه، ای «راز آفرینش» درود خدا بر تو در سالروز کوچ غریبانه ات به ملکوت اعلی که با مشایعت و بدرقه ارواح مطهر ۴۵٠ شهید دوران دفاع مقدس از مشهدالرضا و دیگر شهرهای استان های خراسان تا بهشت ،تقارنی رازآلود دارد. درود خدا بر تو ای فاطمه ای «مادر معنوی» شهدا که چنین بزرگوارانه آغوش محبت گسترانده ای تا غم هجران از دل مادران و پدران شهدا بزدایی و اشک دیدگانشان را به کوثر محبتت چون مروارید برای گلاب پاشی جسم ناپیدای فرزندانشان ناب گردانی تا به نجوایی الهام گونه، «رازها» برایشان «آشکار» نمایی. درود خدا بر تو ای زهرای مرضیه که مرثیه فراق همه مادران و پدران شهدا را شنیده ای چه مرثیه مادرانی را که نازنین پیکر جگرگوشه هایشان را دیدند و بوییدند و بوسیدند و کوچشان را تا بهشت بر بال ملائک به نظاره نشستند، چه مرثیه مادرانی را که از پیکر دلبندشان هیچ یافت نشد و تنها به بوییدن «پیراهن آبی آسمانیشان» سالها آن هم در خلوت دل خوش کردند تا شاید روزی یوسفشان را گرم در آغوش کشند ولی امروز پس از سال ها انتظار تنها بوی آنها را از تابوت های خالی، که خالی نه بلکه پر از نور خدا و یا از«گل های محمدی» آذین بسته شده به قاب عکس هایشان استشمام می کنند. این مادران و پدران همین فردا همین پنجشنبه در روز عزای فاطمه پیشانی بندهای علوی و فاطمی و حسینی و صاحب الزمانی، «پیراهن های آبی آسمانی» را و یا هر چیز متبرک به خاک جبهه را که بوی فرزندان شهیدشان را سال ها از آن استشمام کرده اند به امانت نزد خاک می سپارند تا «ابوتراب» علی شوی فاطمه به گاه «سقایت» اهل وصال از حوض کوثر به این نشانه ها و مانند آنها شهدا را به همگان بازشناساند که مقام شهدا نزد خدا به فرموده حضرتش ممتاز و «عند ربهم یرزقون» است. درود خدا بر تو ای صدیقه طاهره که مرثیه مادران و پدران شهیدی را شنیده ای که برخی از آنان در فراق فرزند از جبهه بازنگشته، موی سپید کردند، در جوانی و میانسالی پیر شدند و برخی از آنان نیز به فراق دلبند خو نکردند و برای دیدنش در جوار حق به سوی بهشت پرکشیدند ولی مطمئنم که فردا به گاه تشییع و بزرگداشت این شهدا روح مطهر هیچ شهیدی بدون مادر و بدون پدر تا بهشت مشایعت نمی شود که همه شیرمردان و بزرگوار زنان ایران زمین یا پدر و مادر شهیدند، یا مهر شهیدان را همانند مهر فرزند دلبندشان به دل دارند و درود خدا بر تو ای زهرای اطهر که مرثیه همسران و خواهران شهدا را نیز شنیده ای که چون دخترت زینب استوار و راست قامت و آزاده، رسالت پیام آوری و پاسداشت خون شهدا را حرمت نهادند. و اما سخن از برادران شهیدی را به فرازهای آخر این مقال کشاندم تا بگویم ای فاطمه که درود خدا بر تو باد می شناسم برادران شهدایی را که سال ها در انتظار دیدار دوباره برادر و یا پاره ای از پیکر یا نشانی از پلاک و پیشانی بند برادرشان نشستند اما تا توانستند در جلوت، مرثیه نخواندند و گریه نکردند که این فراق بر پدر و مادر آسانتر آید، شرح فراق نکردند مگر برای دردآشنایان آن هم از برای قرب به خدا و تذکر به خود، ولی چشم به راه برادر نشستند، گاهی برادر را رشید و رعنا و زیباپوش اما نه هفده ساله به خواب دیدند، گاهی در چهره نوجوانان و جوانان دیگر به تماشای برادر نشستند و گاهی بر مزار شهدای گمنام -که البته پیش از این نیز گفته ام و نوشته ام که هیچ شهیدی گمنام نیست- نشستند و چون برادری که تمامی عمر با هم زندگی کرده اند، لحظاتی به «زندگی» پرداختند و طلب شفاعت کردند. می شناسم برادرانی را که چند روز قبل از اعلام خبر بزرگداشت و تشییع آخرین جاویدالاثرهای دوران دفاع مقدس دوباره برادر را، «آمدنش» را، بوسیدن و به مهر در آغوش کشیدنش را «خواب» دیدند و این بار این خواب چه زود تعبیر شد و چه «رمزآلود» برادر پیام آمدنش را به برادر داد و آنگاه برادر بازمانده از قافله شهدا، به درستی به رمز این فراز از پیام برخی از شهدا که گفته یا نوشته بودند که دوست داریم در راه جانبازی برای دین و میهن و انقلاب چنان به سوی خدا پرکشیم که بعد از شهادتمان هیچ نشان مادی از ما باقی نماند. و این چه رمز و رازی داشت و دارد، فقط شهیدان می دانند و خدای شهیدان. مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد باشد که فردا مراسم تجلیل از شهیدان، روز وداع با شهیدان و آرمان آنان نباشد. امید که فردا دوباره همگان و خصوصا آنان که آرمان های بلند انقلاب و شهیدان رابه بوته نسیان سپرده اند به یاد آورند که برای حفظ کیان و عزت و استقلال این مرز و بوم چه خون های پاکی که بر زمین نریخته. باشد که مردم سالاری دینی در همه ابعاد محقق و ریشه های فقر و فساد و تبعیض از بیخ و بن برکنده شود. باشد که بساط ویژه خواری برچیده و بساط عدالت گسترده شود. امید که ضخامت گردن گردن فرازان و فخرفروشان و تضییع کنندگان حقوق مادی و معنوی مردم به نازکی گراید. باشد که بساط تملق و چاپلوسی، دورویی و نفاق و دین فروشی و نان به نرخ روز خوردن برچیده شود. امید که مراسم فردا وداع نه، بلکه بیعت و پیمان مجدد باشد با شهیدان انقلاب و دفاع مقدس برای تحقق تمامی آرمان هایی که مردم به خاطر آن انقلاب کردند و برای حفاظت از آن به جان خریدن سختی های فراوان را وظیفه خود دانستند و از بذل جان نیز دریغ نکردند. پراکنده شدن عطر حضور بیش از ٢۵٠ هزار شهید و هزاران هزار جانباز، آزاده، ایثارگر و رزمنده در میهن اسلامی خود گواهی روشن بر این مدعاست. امید که تمامی بر مسند قدرت نشستگان از فراز قدرت به مردم ننگرند و آنان را «محکومان مجبورالاطاعه» ندانند که ایشان را «ملت واجب الحرمه» بدانند و مسئولیت را تنها فرصتی برای خدمت به دین و اعتلای میهن بدانند نه ابزاری برای تحکم، قدرت نمایی، فخرفروشی و انباشت ثروت. امید که به لطف حضرت حق و برکت خون شهدای انقلاب و دفاع مقدس تصمیم گیران و مجریان بتوانند با حفظ وحدت و همدلی، استفاده از نخبگان و توان علمی و مدیریتی تمامی وفاداران امام و دلسوزان انقلاب و قانون اساسی با سلایق گوناگون، هر روز افق های روشن تری برای اعتلای دین و میهن فراروی مردم ترسیم کنند. مگر نه اینکه خدایی شدن و کمر همت بستن برای خدمت به مردم و اعتلای دین و میهن از جمله والاترین اهدافی است که شهیدان بیش از دیگران به رمز و راز تحقق آن دست یافتند و از خود گذشتند و به خدا رسیدند. وای برادران شهیدم شما را به حرمتی که نزد خدا و مردم دارید ما را لحظه ای از رازگویی و شفاعتتان محروم نکنید.