این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۳۲۴ – چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۱ با عنوان «بدون موضوع» به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

بنده خدا آقا منوچهر می گفت: امسال وقتی اجاره خانه ها به اوج رسید و قد هزار تومانی هایی که باید روی هم می گذاشتی و به صاحب خانه تحویل می دادی شاید از یک ساختمان چند طبقه و بلکه برج بیشتر می شد با هزار دوندگی بالاخره باگرفتن دو وام سنگین ۲۰ و ۳۰میلیون تومانی تلاش کردم خانه ای به اصطلاح رهن و اجاره کنم تا به این ترتیب بتوانم از زیربار اجاره های کمرشکن کمی فرار کنم و القصه با هزار دوندگی طبقه ای را با ۵۰میلیون پول پیش یا به اصطلاح رهن و ۳۵۰هزار تومان اجاره همین چند ماه پیش بالاخره گیر آوردیم و با خود حساب کردیم که سود حدود ۲۸درصدی وام را هر جور شده می دهیم اما اجاره کمتری پرداخت می کنیم خلاصه با هزار حساب و کتاب و مواظبت و مراقبت داشتیم با این وضعیت در کنار این هزینه های سرسام آور و تورم و گرانی ناشی از علت های مختلف خودمان را وفق می دادیم که همین دیروز یک قبضی را صاحب خانه روی پله ها گذاشته بود که تا چشمم به آن افتاد گویی خشکم زد و شاید کلی از محاسبات دخل و خرج زندگی ما را برهم زد، دیدم برای ۴۰روز مصرفی گاز در صورتی که هم به خاطر حفظ منابع کشور و هم به خاطر جورکردن دخل و خرج پشت پنجره های اتاق ها که اتفاقاً دوجداره هم هست را با پلاستیک ضخیم پوشانده ایم و غیر از شوفاژها تنها یک بخاری کوچک در اتاق بچه ها روشن می کنیم با این حال مبلغ حدود ۲۵۰هزار تومان پول گاز برای ما نوشته شده بود چند بار این رقم را خواندم گفتم شاید حالا که پا به سن گذاشته ام و چشم هایم برای مطالعه نیاز به عینک دارد عددها را دقیق نمی بینم اما آنقدر قبض را بالا و پایین کردم که دیدم نخیر همان حدود ۲۵۰هزار تومان است لحظاتی واقعاً نفهمیدم این قبض «گاز» بود یا «برق سه فاز» که به جانم افتاد آقا منوچهر ادامه داد با خود گفتم شاید وقتی به اداره گاز مراجعه کنم بگویند اشتباه شده است امیدوارم چنین باشد وگرنه باید به این نوع محاسبه پول گاز به شرکت گاز هزاران آفرین و درود فرستاد که اگر ما دومین کشور دارای منابع غنی گاز نمی بودیم و مثل برخی کشورها مجبور به واردات گاز بودیم آن گاه چه باید می کردیم خلاصه نمی دانم آن قبض گاز بود یا برق سه فاز.
چند روز بعد از این ماجرا آقا منوچهر را دیدم و از ماجرای قبض گاز پرسیدم که در جواب گفت: به شرکت گاز مراجعه کردم کارمند خوش اخلاقی با حوصله به حرف هایم گوش داد و سوالاتی کرد و خلاصه گفت: به این ترتیب اشتباه نشده است، آخر سر هم که گفتم ما در خانه «پکیج» داریم گفت: آقا اگر از اول می گفتید در خانه «پکیج» دارید که تکلیف روشن بود چرا که این پکیج ها، گاز خور فراوان دارند. بنده خدا آقا منوچهر می گفت البته که هر کس مصرف انرژی زیاد دارد باید پول زیاد هم پرداخت کند ولی ای کاش مسئولان شرکت گاز اطلاع رسانی کنند و همین حرف هایی را که به من گفتند اگر این ادعا دقیق و درست است به مردم و صاحب خانه ها هم بگویند که این «پکیج ها» گاز خوره دارند تا لااقل از این گونه وسایل برای گرم کردن استفاده نشود یا لااقل برای خانه های اجاره ای از این دستگاه ها نگذارند.
سعید آقا که در بین این حرف ها رسیده بود البته گفت ما هم پکیج داریم ولی قبض گازمان حدود ۲۳ هزار شده است، حرف های سعید آقا داغ آقا منوچهر را تازه کرد و دوباره گفت خلاصه من که نفهمیدم آن قبض گاز بود یا برق سه فاز.