- نوشته کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - سرمقاله روزنامه خراسان - کورش شجاعی - kourosh shojaee - انتخابات - محسن رضایی

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۲۹۹  – یکشنبه  ۷  تیر ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

۴ نکته درباره ۲ نامه رضایی به شورای نگهبان  /  انتشار دو نامه اخیر محسن رضایی خطاب به شورای نگهبان گرچه از زوایای گوناگون می تواند مورد نقد و بررسی قرار گیرداما چند نکته قابل توجه درباره این نامه ها وجود داردکه پرداختن به آن شاید چندان خالی از لطف نباشد،خصوصا با توجه به ادبیاتی که وی در جریان مناظره های تبلیغاتی انتخاب کرده بود و برآیند اظهارنظرهای افراد مختلف از این نکته حکایت می کرد که این کاندیدا علاوه بر این که برنامه هایی برای اعلام و طرح هایی برای اجرایی کردن آن ها دارد نسبت به دیگران قواعد و ادب مناظره را بیشتر رعایت می کند و همین امر تا حدودی برخی افراد را به سمتی هدایت کرد که ایشان را به عنوان «پدیده» انتخابات دهم محسوب کنند- این گمانه بر چه مبنایی بوده و اساسا قابلیت طرح داشته یا نداشته موضوع مورد بحث نیست- همچنین با توجه به این که برخی موضع گیری ها و اظهارات وی پس از اعلام نتایج نیز تا حدودی مقبول ارزیابی شد، بر این اساس ایجاز و اجمال ۲ نامه اخیر وی به شورای نگهبان به گونه ای است که چند نکته و سوال را به ذهن می رساند و انتظار این که آقای رضایی، پاسخی در خور به این مسائل بدهد چندان بی جا به نظر نمی آید.

یکم- آقای رضایی، محدودیت زمانی، حساسیت و تعیین کننده بودن وضعیت سیاسی امنیتی و اجتماعی کشور را دلایل عمده انصراف از پی گیری شکایت های خود اعلام کرده است، علی القاعده اصل اعلام انصراف از پی گیری شکایت حق وی بوده و هست و اصل این موضوع حداقل در این مقال مورد بحث نیست اما این که وی محدودیت زمانی را به عنوان اولین دلیل انصراف ذکر می کند بدون این که اشاره ای به این موضوع داشته باشد که آیا شورای نگهبان در همین مدت شکایت های وی را بررسی کرده؟ و این که نتیجه آن چه چیزی بوده، محل بحث است چرا که موضوع محدودیت زمانی اگر هم به عنوان مشکل مطرح باشد، مشکل شورای نگهبان است نه این کاندیدای محترم، علاوه بر این شورای نگهبان نیز با توجه به مبسوط الید بودن و برخوردار بودن از اختیارات قانونی، توان حل این مشکل را دارد.

دوم- اما دلیل بعدی اعلام شده از سوی وی برای انصراف از پی گیری شکایت ها، ورود وضعیت سیاسی- امنیتی و اجتماعی کشور به شرایط حساس و تعیین کننده است که این موضوع نیز جای تامل دارد، اگر این فرض را بپذیریم که وضعیت مورد اشاره وضعیت حساس و تعیین کننده ای است که به نظر می رسد چنین هست، آیا ایشان نباید در انتخاب زمان طرح این بحث دقت بیشتری به خرج می داد؟ چرا که نشانه  های این وضعیت با کم ترین فاصله بعد از اعلام نتایج بروز کرد و اقدامات انجام شده و در راس آن ها بیانات حکیمانه و دلسوزانه رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه، موجب کنترل و مدیریت اساسی وضعیت پیش آمده شد، با این حال آقای رضایی در شرایط و موقعیتی این بحث را مطرح می کند که گویی تفاوت های فاحش و معنادار وضعیت امروز و وضعیت هفته قبل آن چنان که باید مورد توجه جدی وی قرار ندارد.

آیا واقعا ماجراها و قصه های تلخ پیش آمده پس از اعلام نتایج انتخابات ۲۲ خرداد تا جمعه بعد که آن خطبه های روشنگر و تاریخ ساز توسط رهبری ایراد شد با هم قابل قیاس است.

سوم- با توجه به چهره قابل قبولی که این کاندیدا در جریان مناظره ها از خود نشان داد، آیا ایشان بر خود لازم نمی دانست که در این نامه ها و یا در نامه ای مشابه به گونه ای شفاف و روشن فاصله ادعاهای مطرح شده در شکایت های خود را با نتیجه بررسی های انجام شده- هر چه که هست- به صراحت در اختیار افکار عمومی قرار دهد تا افکار عمومی از یک سو درباره اعتراض ها، شکایت ها و نتایج اعلام شده از سوی وی به داوری بنشیند و از دیگر سو جواب های قانع کننده ای برای سوالات ذهنی خود درباره صحت عملکرد وزارت کشور و شورای نگهبان پیدا کند، سوال هایی که این کاندیدا به اندازه سهم و نقش خود در ایجاد آن ها موثر بوده است، چرا که به هر صورت هر یک از کاندیداها چه کاندیدای منتخب ، چه رقیب اصلی و چه کاندیداهای دیگر که هرکدام به طرق گوناگون پیش و پس از انتخابات با اظهارات و موضع گیری های خود، موجب شدند سوالات متعددی برای افکار عمومی به وجود آید.

چهارم- نکته دیگر درباره نامه روز گذشته وی به شورای نگهبان است که ضمن استقبال و پسندیده دانستن اقدام شورای نگهبان برای تشکیل هیئت ویژه رسیدگی به شکایت های نامزدهای انتخابات، حضور نماینده خود را در این هیئت مشروط به حضور نمایندگان دیگر کاندیداهای معترض کرده که این مسئله جای تامل دارد، چرا که حداقل بر اساس آنچه وی در این نامه نوشته برای مشروط کردن حضور نماینده خود به حضور نمایندگان دیگر کاندیداها دلیل مبنایی و موجهی یافت نمی شود.

موضوع قابل اشاره دیگر این که افکار عمومی برای هر یک از کاندیداها شخصیت مستقل و حساب جداگانه ای باز کرده اند و می دانند که هرکدام از کاندیداها بر اساس تشخیص و در نظر گرفتن منافع و مصالح ملی و در راس آن  ها بر اساس پیمانی که با خدای خود برای حرکت در جهت کسب رضای او باید موردنظر داشته باشند می بایست تصمیم گیری کنند، بر این اساس مشروط کردن حضور نماینده یکی از کاندیداها به حضور نمایندگان دیگر کاندیداها و گره زدن این گونه مسائل به یکدیگر موجه به نظر نمی رسد.

سخن آخر و فارغ از این مسائل این که همگان اعم از مسئولان ، تصمیم سازان و تصمیم گیران باید این مسئله را بپذیرند که برآیند افکار عمومی و بدنه مردم به خوبی و در حد بالا قدرت تمیز مسائل گوناگون را دارند، بر این اساس تمامی نخبگان سیاسی از جمله ۴ کاندیدای این دوره و کاندیدا های دوره های بعدی باید به خاطر بسپارند که سیاسی کاری ها و بد اخلاقی ها به مذاق مردم دقیق و هوشمند ایران خوش نمی آید و این مردم تفاوت های شیفتگی خدمت و تلاش برای سیراب کردن تشنگی قدرت و حفظ آن را و پرچمی را که شهید والامقام آیت ا… دکتر بهشتی برای اثبات این مدعا برافراشت را می شناسند و همچنین تفاوت های سیاست ورزی و سیاسی کاری و خیلی چیزهای دیگر را به خوبی می دانند و بارها و بارها خصوصا با حضور حماسی و تاریخ ساز خود در انتخابات اخیر نشان داده اند که از بسیاری از نخبگان و موثران سیاسی اجتماعی جامعه جلوترند، پس برای همراهی با مردم برای هیچ کس جایز نیست از مردم عقب بماند و یا این ذخیره دوام و قوام و مشروعیت دین و میهن را دست کم بینگارد.