این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۶۴۶۱ – چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۵ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

«مواد مخدر به مدارس راهنمایی راه یافته است» این خبر بس تلخ و نگران کننده روز گذشته به نقل از دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر بر روی تلکس های خبری قرار گرفت و بعید نیست که مانند بسیاری دیگر از وقایع اسفبار اجتماعی به فراموشی سپرده شود و پس از مدتی، آن گاه که در حال تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی است، برخی به خود آیند و با صرف هزینه های میلیاردی در صدد تهیه نوشدارو، پس از مرگ سهراب برآیند آن هم در موقعیتی که طبق آمار رسمی بیش از ٢ میلیون نفر و بنا بر آمار غیررسمی بیش از ٣ میلیون نفر در کشور، مستقیم اسیر چنگال اعتیاد هستند و حداقل ۴ برابر این تعداد به عنوان خانواده افراد معتاد، به نوعی با تبعات این معضل اجتماعی درگیرند و در حالی که ۵٠درصد زندانیان کشور، کسانی هستند که در ارتباط با مواد مخدر دستگیر شده اند و دهها هزار میلیارد ریال از طریق سازمان های گوناگون صرف پیشگیری و مقابله با اعتیاد، درمان و نگهداری معتادان و زندانیان مرتبط با موادمخدر می شود و در شرایطی که بنابر آمار اعلام شده در سال ٨٣ ،٣٣۴٠ نفر از پرسنل نیروهای انتظامی، نظامی، سپاهی، بسیج و اطلاعات کشور در جریان مبارزه با موادمخدر به شهادت رسیده اند ولی متاسفانه بساط موادمخدر و اعتیاد جمع نشده که بماند، هر روز خبرهایی درباره کاهش سن اعتیاد و ورود مواد مخدر به برخی خوابگاه های دانشجویی، دبیرستان ها و اکنون مدارس راهنمایی شنیده می شود و اگر چاره ای اساسی اندیشیده نشود، دور نیست که موادمخدر از دبستان ها نیز سردرآورد، با این وجود آیا وقت آن نرسیده که مجموعه تصمیم سازان با درنظر گرفتن آثار سوء مصرف موادمخدر و اعتیاد و همچنین نگرانی های موجود درباره تغییر الگوی مصرف به سمت موادمخدر صنعتی و شیمیایی طرحی نو برای پیشگیری، کنترل و مقابله با اعتیاد و مصرف موادمخدر در اندازند؟ بی گمان پیشگیری، کنترل، مهار و مقابله با اعتیاد نمی تواند و نباید بر عهده یک ارگان، سازمان و یا نهاد باشد بلکه ارگان و نهادهای گوناگون جامعه هر یک به نوعی می توانند و باید در این صحنه نقش آفرینی کنند، در این میان«نهاد خانواده» به عنوان اولین و تاثیرگذارترین نهاد در «جامعه پذیری» و هدایت افراد خانواده به سمت پذیرش نقش مثبت و کارآمدی فردی و اجتماعی، می تواند و باید نقش آفرینی کند بنابراین شکل گیری «خانواده سالم» و تلاش عالمانه و مدبرانه برای تربیت فرزندان آگاه، مومن، مسئولیت پذیر، برخوردار از استحکام شخصیت و آشنا با«مهارت های زندگی» و برخوردار از توانایی«نه» گفتن به هر آنچه که باید«نه» گفت از جمله وظایف و رسالت های خطیر والدین است که اگر به هر دلیلی از عهده این مهم برنیایند، باید در محضر خالق و خلق او پاسخگو باشند. بی گمان در کنار نقش آفرینی نهاد خانواده برای تربیت فرزندان، سیستم و مدیریت«آموزش و پرورش» رسمی کشور نیز باید با مبنا قرار دادن آموزه های دینی و بهره گیری از شیوه های علمی نوین و تاثیرگذار«تعلیم و تربیت» بر این مهم همت گمارد و این اصل را مسلم بداند که فرزندان این مرز و بوم که امانت های الهی هستند فقط برای برخورداری از آموزش و انباشت محفوظات به آنها سپرده نشده اند بلکه آموزش و آن هم آموزش مبتنی بر اصول علمی، خلاقیت پروری و اندیشه ورزی تنها بخشی از مسئولیت این نهاد تاثیرگذار اجتماعی است و البته بخش اعظمی از بار سنگین تربیت، پرورش و شکوفا کردن استعدادهای بالقوه دانش آموزان در تمامی ابعاد وجودی برای رسیدن به سعادت بر دوش سیستم آموزش و پرورش کشور است که واکاوی ابعاد گوناگون این وظیفه را به مجالی دیگر وا می گذاریم.و اما مسائل مهم دیگری در عرصه اجتماعی از جمله اشتغال، توزیع عادلانه ثروت و بسط عدالت در زمینه های گوناگون و همچنین ایجاد و تقویت احساس امنیت در جامعه توسط اجزای حاکمیت می تواند سهم بسزایی در شکل گیری تحکیم و بقای جامعه و اجتماع سالم داشته باشد که این مهم نیز نیازمند نیازسنجی، برنامه ریزی اصولی، وضع و اجرای دقیق قوانین مناسب است.همچنین رسانه ها و خصوصا رسانه ملی به عنوان نهادی تاثیرگذار در شکل دهی افکار عمومی و جامعه پذیری می تواند در کنار ترویج بهنجارهای فرهنگی و اجتماعی، آموزش مهارت های زندگی و بهره گیری از هنر، نقش بسزایی در کنترل نابهنجاری ها از جمله اعتیاد داشته باشد.
کلام آخر و دو نکته، اول این که آیا برای کنترل مرزها و جلوگیری از ورود انواع موادمخدر به کشور همه کارهایی که باید انجام می شده، انجام شده است. و نکته دیگر این که تا کی و چند فرزندان این مرز و بوم به تنهایی باید هزینه جلوگیری از قاچاق موادمخدر به غرب و خصوصا کشورهای اروپایی را بپردازند.