- نوشته کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - سرمقاله روزنامه خراسان - کورش شجاعی - kourosh shojaee - اتحاد اقوام ایران

این مطلب در  ویژه نامه نوروز روزنامه خراسان – پنجشنبه  ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله ویژه نامه نوروزی  به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

بعید می دانم فرد، افراد و یا گروهی بتوانند منکر این واقعیت روشن و بدیهی شوند که افراد جامعه حق دارند نوع گفتار، رفتار، پوشش، گویش … و روش زندگی خود را براساس نوع تفکر، سلیقه و نگاه خود به زندگی، آزادانه و البته در چارچوب شرع و عرف قوانین مورد پذیرش جامعه انتخاب کنند و این مسلم است که همان طور که افراد از نظر شکل و شمایل و جنس و نوع نگاه به زندگی ، گوناگون و حتی متفاوت خلق شده اند، تفکر و سلیقه و انتخاب های آنان نیز گوناگون، متنوع و حتی متفاوت باشد و پر واضح است که چنین تکثر، گوناگونی و تنوعی در ساحت فکر، اندیشه، تفکر و تدبر و در عرصه گرایش ها و سلیقه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … نیز به طریق اولی وجود دارد و این نیز حقیقتی غیرقابل انکار است که هیچ فرد، گروه یا جریانی حق ندارد و نمی تواند این واقعیت ها را نادیده بگیرد و منکر حقیقت تکثر و تنوع تاملات فکری  و گرایش های ذهنی و سلایق گوناگون افراد جامعه باشد. بنابراین اگر فرد ، گروه یا جریاناتی با هر انگیزه و دلیلی این واقعیت را نبینند، کتمان کنند، یا فهم نکنند، خواسته یا ناخواسته خود را در جرگه کسانی قرار داده اند که پوشاندن نور و روشنایی واقعیت ها را قصد کرده اند که چنین قصد و نیت و حرکتی بی گمان مخالف جریان واقعی و حقیقت هستی و زندگی بشری است و قدر مسلم وجود و ترویج چنین نگاه و تفکری که همه افراد می بایست یک تفکر، یک نگاه، یک گرایش، یک سلیقه داشته باشند آن هم مطابق با نوع نگاه، تفکر و گرایش «ما» و جریان «ما» و تنها یک صدا وجود داشته باشد و شنیده شود و حاکم باشد آن هم «صدای ما» نه عقلی است و نه در هیچ جامعه ای پذیرفتنی و قابل تداوم است چرا که نه تنها با حقیقت هستی و طبع انسانی در تضاد است بلکه عامل و سدی مقاوم است در مقابل شکوفایی اندیشه ها، تضارب آرا، تعاطی افکار و رشد و توسعه جوامع انسانی در عرصه های گوناگون و روشن است که چنین انگاره های خطرناکی معمولا زاییده نگاه های بسته ، جزمیت گرا و انحصار طلب است که چیزی جز نگاه و روش خود را قبول ندارد و به رسمیت نمی شناسد. وجود چنین نگاه و روشی و ترویج آن در جامعه تبعات نامبارک فراوانی در عرصه های گوناگون به دنبال دارد که در این مقال به برخی از آن ها خصوصا در عرصه مسائل سیاسی اشاره ای گذرا می شود.

۱ – شاید بتوان با استفاده از فشارها و روش هایی بر برخی از رفتارهای ظاهری بعضی افراد جامعه تاثیرهایی گذاشت اما باید توجه داشته باشیم که چنانچه تاثیرگذاری براساس مبانی فکری و اقناعی نباشد، نه تنها اثر آن کوتاه مدت و گذرا خواهد بود بلکه در نهایت می تواند به نوعی بستر «مقاومت» را آماده کند. دیگر این که گر چه ممکن است با چنین نگاه ها و روش هایی بتوان بر برخی رفتارهای ظاهری تاثیرهای کوتاه مدت گذاشت اما باید این نکته را در نظر داشت که این گونه روش ها می تواند بستر «ظاهرسازی» و انجام کارهای غیرمبتنی بر باورها و نگاه ها و سلیقه ها را فراهم کند و اما مهم تر این که، گرچه شاید بتوان با پافشاری بر نوع نگاه و روش و رفتار انحصارگرایانه و تمام حق را نزد نگاه و راه و روش خود دانستن و نادیده گرفتن دیگر نگاه ها و اندیشه ها و سلایق، در برخی حوزه های رفتاری و ظاهری تاثیری کوتاه مدت گذاشت اما قدر مسلم این چنین روشی در حوزه  فکر و اندیشه و در عرصه سلیقه ها و گرایش ها کمترین اثر را دارد یا حتی می توان گفت بی اثر است چرا که حوزه فکر و اندیشه افراد قابل مشاهده ظاهری نیست و همچنین نمی توان آن را کنترل و یا برای آن محدودیت ایجاد کرد.

۲ – ترویج «تک صدایی» در جامعه، مانع در دسترس بودن و استفاده جامعه از صداهای متنوع و گوناگون می شود صداهایی که بسیاری از آن ها می تواند نشأت گرفته از نگاه ها، نظرها و تفکرات منطقی، سنجیده و عمیق باشد.

شنیده نشدن صداهای گوناگون می تواند سدی محکم در مقابل ایجاد بستر تضارب آرا، تعامل و تعاطی افکار باشد.

علاوه بر این ترویج تک صدایی و تلاش برای انحصاری کردن شنیده شدن تنها یک صدا در جامعه موجب می شود، صداهایی که بعضا هیچ منشاء و پشتوانه منطقی و فکری ندارند و به همین دلیل از پشتوانه و حمایت حداقلی مردم نیز محرومند، ادعاهای گزاف و نیت های نامبارک خود را در پشت نبود فضایی برای شنیده شدن صدایشان پنهان کنند، این در حالی است که برخی از این «شبه صداها»، اساسا صدایی نیستند و هویتی ندارند و به محض مطرح شدن، صدای تشت رسوایی و بی مبنا بودنشان بلند می شود و نکته مهم دیگر این که اساسا چه لزومی دارد که برخی مدام بر طبل همسان سازی همه صداها بکوبند؟ آیا جز در مسائل کلان از جمله حفظ ارزش های انسانی، اسلامی و اخلاق جامعه، منافع و مصالح ملی ،  وحدت ملی و حفظ ارکان نظام و کیان دین و میهن می توان هم صدایی و همسان سازی و یک  ندایی از جامعه را انتظار داشت.

۳ – بی گمان می توان بر این نکته پای فشرد و اصرار ورزید که اصرار بر تک صدایی و شنیده نشدن صداهای گوناگون خصوصا صداهای مبتنی بر عقل و اندیشه و منطق و مبتنی بر اصول و معیارهای اساسی و مورد قبول شرع و عرف و قانون و عقل و چارچوب های اساسی، فضای هر جامعه ای را به سوی واگرایی، سرخوردگی و دل زدگی، پنهان کاری و مقاومت ها و تعارض های منطقی و حتی غیرمنطقی سوق می دهد.

۴ – آیا عقل و منطق و تجربه جوامع بشری به روشنی نمایان گر این نکته نیست که انحصار و انحصارگرایی، خود، گروه و جریان خود را حق مطلق دانستن و نگاه «صفر و صدی» و «سیاه و سفید» به دیگر گرایش ها، سلیقه ها، دیدگاه ها و صداها تا چه حد موجب شکل گیری خودرایی، استبداد و دیکتاتوری در جوامع شده است.

۵ – بی گمان تلاش برای تفوق و حاکمیت تنها یک نگاه، یک تفکر، یک سلیقه و شنیده شدن تنها یک صدا، کلیت جامعه را از نعمت برخورداری و بهره برداری از برکات تکثر و تنوع و نقاط مثبت و آینده ساز دیگر دیدگاه ها، تفکرات و صداها محروم می کند.

آیا می توان این واقعیت را نادیده گرفت که تضارب و تعاطی آرا و افکار و اندیشه ها، نگاه ها، سلیقه و گرایش ها می تواند زمینه  ای بس مناسب برای رشد و شکوفایی و پیشرفت جامعه در عرصه های گوناگون فراهم کند؟

۶ – بسته شدن فضای نقد و نقادی از دیگر تبعات ترویج انحصارگری و تک صدایی در جامعه است و پر واضح است که در فضای محدود شدن و بسته شدن فضای نقد و نقادی، افراط و تفریط و تهمت و تخریب و غرض ورزی ها فرصت جولان پیدا می کنند.

۷ – ترویج انحصار و تک صدایی، فرصت سوز است و تهدید زا در عرصه های گوناگون و مسلم است که در فضای غیرانحصاری و غیر تک صدایی، نظرها، دیدگاه ها و تفکرات  ، فرصت طرح و شکوفایی و بالندگی پیدا می کنند و دامنه فرصت ها گسترده تر می شود و دامن تهدیدها جمع تر می شود. آیا این حقیقت قابل انکار است؟

۸ – دوری گزیدن از انحصار و پرهیز از تلاش برای تفوق یک نگاه و سلیقه و گرایش علاوه بر این که امکان استفاده هر چه بیشتر از فرصت ها و دیدگاه های گوناگون را فراهم می کند، بی گمان می تواند گستره خودی های عاشق دین و میهن، باورمندان به مبانی نظام و آرزومندان و تلاش گران پیشرفت کشور را در عرصه های گوناگون گسترده تر کند و غیر خودی های بیگانه با این مقوله ها را کمتر و منزوی  تر کند.

۹ – شنیده شدن صداهای گوناگون همچنین باعث می شود، صدای کسانی که به هر دلیلی با صدا و خواست های اصیل انقلاب اسلامی مردم ایران زاویه گرفته اند و یا خود را به نوعی در صف مخالفان صدا و خواست واراده قاطبه مردم و انقلاب آنان قرار داده اند، آشکارتر و علنی تر شنیده شود و مردم بیش از پیش و به صورتی روشن تر  و آشکارتر صدای ساز مخالف چنین افرادی که خود را در مقابل خواست و اراده اصلی مردم قرار داده اند، بشنوند.

۱۰ – به نظر می رسد تاکید امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی بر «وحدت کلمه» و همدلی، اجازه شنیده شدن صداهای گوناگون اما باورمند و معتقد به اساس و اصول انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و استفاده از نقطه نظرها و دیدگاه های افرادی با سلایق و گرایش های گوناگون در عرصه های سیاسی، اجتماعی و همچنین تاکید آیت ا… خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب بر جذب حداکثری و دفع حداقلی و به رسمیت شناختن اصول گرایی اصلاح طلبانه و اصلاح طلبی اصول گرایانه، خود نشانی بارز از این نکته باشد که شنیده شدن صداهای گوناگون، تعامل و تضارب آرا و افکار، ایجاد فضای نقد منصفانه و استفاده از ظرفیت و توان تمامی دلسوزان دین و میهن در جهت اعتلا و پیشرفت کشور در زمینه های گوناگون معنوی و مادی از جمله اصول و مبانی نظام اسلامی است  که همه افراد، جریانات و گروه های سیاسی، قانون گذاران، تصمیم سازان و تصمیم گیران، مجموعه دست اندر کاران دستگاه قضایی و دولتمردان می بایست بر همین طریق گام بگذارند و لاغیر.