این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۵۴۹ – پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

تحرکات ضد ایرانی عده ای در کابل و وظیفه مردم و دولت افغانستان / چند روز پیش عده ای از افغانی ها به بهانه بدرفتاری و ظلم به اتباع افغانی مقیم کشورمان، تجمعی اعتراض آمیز در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در افغانستان برگزار کردند . گرچه تعداد افراد تجمع کننده چندان قابل توجه نبود، اما نفس انجام این گونه رفتار غیر منصفانه و بلکه وقیحانه، بسیار تامل برانگیز است که عده ای هر چند قلیل که احتمالا از جاهایی دیگر خط می گیرند و حکم بازیچه را دارند به خود اجازه دهند در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران اعتراضاتی بی پایه و اساس که با اهانت هایی نیز علیه کشورمان همراه بوده است، شکل دهند و تاسف بارتر این که دولت کابل نیز اقدام مناسب و فوری برای جلوگیری از این تجمع انجام نداده است.
توجه جدی به این نکته اساسی ضروری است که این تجمع علیه ایران بزرگ و عزیز که در ۳۰ سال گذشته بر اساس اصول انسانی و اخلاق اسلامی و روحیه گذشت و جوانمردی میزبان میلیون ها افغانی خسته از ظلم چکمه پوشان متجاوز شرقی و غربی و ستم کشیده از جنگ های داخلی و درگیری با طالبان بوده و هست، انجام شده است.
این اعتراض های هر چند محدود علیه کشور و مردمی انجام شده است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در همه حال هم از نظر معنوی و هم از نظر مادی خیرخواه و پشتیبان واقعی مردم مظلوم افغانستان بوده و هست. چه آن زمان که ارتش سرخ شوروی سابق با تجاوز به افغانستان آن فجایع را رقم زد و ملت مسلمان و غیور افغانستان با مقاومت دلیرانه خود توانست ابرقدرت شرق را به زانو در آورد و چه در هنگامه جنگ ها و درگیری های داخلی و حاکمیت سیاه طالبان، هرچه در توان داشت برای حمایت از امنیت و آرامش مردم افغانستان انجام داد و چه در سال های اخیر که کشور و مردم مظلوم افغانستان به بهانه مقابله با تروریسم و … مورد ظلم و تجاوز آمریکا و نیروهای ناتو قرار گرفته اند که باز هم حکومت و مردم ایران بر اساس اصول انسانی و آموزه های دینی علی رغم تحمل هزینه های مادی و معنوی فراوان هم چنان حامی و پشتیبان واقعی و دلسوز مردم افغانستان است.
مردم و خصوصا دولت افغانستان به خوبی می دانند که در حال حاضر بیش از ۲ میلیون و بنا بر برخی آمار حدود ۳ میلیون نفر از مردم افغانستان به صورت مجاز و غیرمجاز در ایران به سر می برند، که علاوه بر تحمیل هزینه های فراوان مادی، ایجاد برخی مشکلات فرهنگی و اجتماعی و اشغال هزاران فرصت شغلی- که بر اساس آمار رسمی فقط حدود ۲۶۰ هزار افغانی مجاز و غیرمجاز در مشهد زندگی می کنند (۱۰ درصد جمعیت مشهد) و ۷۰ هزار فرصت شغلی توسط این افراد اشغال شده است- متاسفانه شاهد ارتکاب جرم و جنایت هایی نیز توسط افغانی های غیرمجاز و فاقد مدارک قانونی در کشورمان هستیم، این مسائل و همچنین موضوع قاچاق مواد مخدر از افغانستان به ایران و ترانزیت آن که بی گمان مهم ترین تاثیر را در به اعتیاد کشاندن حدود ۲ میلیون نفر از هموطنان ما دارد و هزینه های امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی فراوانی نیز بر مردم ما تحمیل کرده است، مسائل بسیار واضح و روشنی است که هیچ کس خصوصا دولت افغانستان نمی تواند آن را نادیده بگیرد و این موضوع را کتمان کند که همه این مسائل ناشی از مشکلات موجود در افغانستان است که البته بخش عمده این مشکلات ناشی از تجاوزگری قدرت های سلطه گر به افغانستان است اما به هر صورت مردم شریف ایران با بزرگواری هرچه تمام تر لحظه ای از حمایت و کمک بی چشم داشت به مردم مظلوم افغانستان دست برنداشته است وعلاوه بر این همیشه حمایت از خیل کثیر اتباع افغانی دارای مجوز قانونی برای اقامت در ایران که تعداد زیادی افراد فرهیخته و اهل علم و تحقیق و متخلق به اخلاق اسلامی و مبادی آداب اجتماعی در میان آنان وجود دارد را وظیفه انسانی و اسلامی خود دانسته و می داند. بنابراین حتی ذره ای حق شناسی، انصاف و نمک شناسی کفایت می کرد که حتی عده ای قلیل، علیه میزبانی چنین بزرگوار و مهربان به چنین تجمع اعتراضی توام با هتاکی دست نزنند و مسئولان افغانستان نیز اگر نتوانستند- نمی گوییم نخواستند- برای جلوگیری از این مسئله کاری بکنند حداقل براساس اصل انصاف و حق شناسی باید برای جبران این موضوع اقدام عملی مناسبی را در اسرع وقت انجام دهند.
بنابر آن چه گفته شد آیا مردم افغانستان بر خود لازم نمی دانند که بدون ایجاد درگیری با انجام راهپیمایی یا برگزاری تجمع و صدور بیانیه های مستدل و منطقی هر چه سریع تر پاسخی محکم به اعمال وقیحانه آن عده معدود بدهند تا پس از این حتی حق ناشناسان و بی انصاف ها نیز به خود اجازه چنین گزافه گویی ها را ندهند؟
هم چنین نخبگان و فرهیختگان و اهل فهم و درک که تعدادشان نیز در افغانستان کم نیست آیا نمی توانند و نباید با ایجاد یک جریان مناسب سیاسی و فرهنگی علاوه بر هرچه بیشتر منزوی کردن این عده قلیل به وظیفه انسانی، اسلامی خود عمل کنند.
آیا رسانه های مستقل افغانستان نیز- یعنی آنان که تحت نفوذ و سیطره نیروهای اشغال گر و یا وابستگان و دلبستگان آن ها نیستند- نباید با اطلاع رسانی شفاف و به موقع به وظیفه و رسالت حرفه ای خود برای تنویر هرچه بیشتر افکار عمومی و جلوگیری از وقوع چنین رخ دادهایی عمل کنند.
در این میان به نظر می رسد که در برخورد با این مسئله برادران افغانی که با مجوزهای قانونی در کشورمان زندگی می کنند و از انواع امکانات و خدمات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی بهره مند هستند و در میان ایشان افراد و معتبر و اهل انصاف فراوان وجود دارد باید با صدور اعلامیه ها و بیانیه ها و برگزاری تجمع های قانونی، اعتراض جدی خود را در مقابل عمل گستاخانه آن عده قلیل نشان دهند و البته با اقدامات مبنایی از تکرار این اعمال نیز جلوگیری کنند و در ضمن حساب این عده اندک با مردم افغانستان بیش از پیش جدا شود.
دولت افغانستان نیز هر چند براساس گزارش منابع خبری در کابل، شورای امنیت ملی این کشور را مامورشناسایی عوامل اغتشاش علیه ایران کرده است اما باید هر چه سریع تر به ریشه یابی برای شناسایی سرشاخه های داخلی و خارجی این حرکت و عوامل تحریک این عده و پشت پرده های احتمالی سیاسی این جریان بپردازد و پاسخی روشن برای ملت ایران که علی رغم تحمل همه مشکلات علاوه بر حمایت از ملت افغانستان با برادران افغانی خود همزیستی مسالمت آمیز داشته و خواهد داشت، ارائه کند. اما در این بحث مسئولان وزارت خارجه کشورمان نیز آن چنان که باید و آن چنان که شایسته شان ملت بزرگ و ایران عزیز و مقتدر است، اقدامات پیش گیرانه و هم چنین واکنشی مناسب- جز آن چه امروز توسط سخنگوی وزارت خارجه اعلام شد- انجام ندادند که این خود نیز مسئله ای قابل تامل است. به هر صورت دولت کابل بیش از دیگران باید در برابر حوادثی از این قبیل خود را مسئول و پاسخ گو بداند و ملت مظلوم و ستم کشیده افغانستان و خصوصا جمعیت میلیونی افغانستانی هایی که سال ها بر سر سفره ایران عزیز میهمان بوده اند و هستند بیش از پیش آگاهانه تر و مسئولانه تر به وظیفه انسانی، اسلامی، اخلاقی و حق شناسی خود در مقابل مردم ایران عمل کنند.