تشییع شهدا - نوشته کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - شهید شقایق نشان

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۳۶۰  – شنبه  ۲۵ مهر ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

هر قطره خون شهید به مثابه یک چشمه نور،

هر شهید به مانند یک ستاره،

و شهیدان که خود «یک آسمان ستاره اند» همچون کهکشانی از عشق و باور، جز نور و روشنایی و حق باوری و حق مداری نمی پراکنند،

پس چرا این روزها و مدتی است که در دیار شهیدان شاهد، برخی ذهن ها، گفتارها و رفتارها، نور که ندارد هیچ، بلکه رنگ و بوی تاریکی و ظلمت دارد؟

چرا در سرزمین و در کنار جوی های روان آب حیات سرچشمه‌گرفته از خون شهیدان، چاه های آب شور و تلخ، دهان باز می کند؟

و تلخ گویی و بدزبانی برای بعضی عادی می شود!

چرا این جا در سرزمین شهیدان و مهد پاک جانان، عروس سیاه‌پوش بدگمانی، تملق، دروغ ، تزویر و ریا چنین فرصت خوش رقصی و خودنمایی پیدا کرده است؟

گویی عده ای را نسیان عارض شده است و از خاطر برده اند که این جا، ایران، سرزمین دلیران است این جا مهد جوانمرد مردمان خداباور است، این جا سرخ فام لاله زار هزاران هزار شهید به سفره مخصوص خداوند میهمان شده است، فضای این دیار معطر به عطر نفس های هزاران هزار مادر شهید است که با یاد خدا و عشق مولا، شیره جان به کام فرزندان خود ریختند، همان مادرانی که خون دل ها خوردند تا فرزندانشان در پیش چشم هایشان بالیدند و قد کشیدند، اما آن گاه که دین و میهن به «سرباز» و «جان فدا» نیاز داشت، این مادران به دست خود لباس رزم بر اندام جگرگوشه هاشان پوشاندند و دعای مادرانه خود را بدرقه راهشان کردند و آن گاه که خبر قد کشیدن و پرکشیدن نوگلان نورسته خود را به عرش شنیدند، آسمان دل این مادران، سخت باریدن آغاز کرد و چشمه های اشک بر گونه هاشان جاری شد و گرچه سروقامتشان در خلوت های مادرانه به کمان پیری زودرس دچار آمد، اما سر خم نکردند و بزرگوارانه ایستادند تا دین و انقلاب و عزت میهن پایدار بماند، به راستی اگر برخی را فراموشی عارض نشده یا به غفلت دچار نیامده اند و خود را به خواب نزده اند، چگونه در این دیار که جای جای خاک آن مشهد شهیدان است، افرادی از گروه های مختلف، ساز مخالف علیه هم کوک و در بوق می کنند آن چه را نباید و در کرنا می دمند آن چنان که نباید و گاه به آتش افروزی در چاه ویل آتش بیاری معرکه اختلاف سقوط می کنند؟

چگونه است که برخی همچون آدم های انگشت در گوش فرو برده ، یکسره فریاد می زنند و جز صدای خود نمی خواهند هیچ صدایی را بشنوند، چرا برخی زبان ها به جای چرخش بر محور ایمان ، عزت ، همدلی ، هم صدایی و مهربانی، بر مدار جدایی و کدورت و نامهربانی می چرخد، چرا حال که به لطف حضرت حق و «جان فدایی» فرزندان میهن پس از این همه خصومت متجاوزان و بدخواهان ملت، استقلال و امنیت و عزت ایران این چنین استوار و پایدار شده است، دل و جان و دیده برخی افراطیون و کژاندیشان نمی خواهد به نور پرفروغ آسمان پرستاره و سراسر نور دیار شهیدان روشن شود تا از درافتادن به کژ راهه ها و تاریکی ها در امان بمانند، چرا در تلالو این انوار ، برخی چشم ها و جان های خود را تطهیر و بیدار و هوشیار نمی کنند که این کشور و ملت پیروز و سرافراز از پس تجاوزها و تحریم ها، امروز با بی تدبیری و بی بصیرتی برخی از درون و به دست خود به ورطه تشتت و تفرق نیفتد؟ اگر برخی فراموش کرده اند اما حافظه تاریخی ملت به خوبی به خاطر دارد که این کشور و ملت هیچ گاه کمترین سودی از تفرقه و تشتت عایدش نشده است.

مگر مردم جز برای کسب استقلال و آزادی و تشکیل حاکمیت مبتنی بر مبانی اسلام ناب محمدی، انقلاب و هزاران شهید برای حفاظت از دین و میهن و دستاوردهای نظام تقدیم کرده اند،پس چه شده است که گویی امروز عده ای اصل و اساس را نشانه گرفته اند و عده ای به اصطلاح از نخبگان و خواص نیز به خاطر اسیر نفس شدن، خود را به محاصره حلقه های هم فکر و رای خود انداختن و یا برخوردار نبودن از «بصیرت» لازم و یا… آنچنان که باید در خط مقدم حفظ منافع و مصالح ملی و حفاظت از وحدت و همدلی و یکپارچگی ملت ایفای نقش نمی کنند؟ گویی برخی نمی خواهند از ورطه مردودی و سقوط خود را برهانند!

چرا برخی همه حق را به تمامی از آن خود می دانند و کمترین حقی برای غیر هم سلیقه و غیر هم فکر خود قائل نیستند؟

چرا برخی فکر می کنند همه باید مثل آنان بیندیشند، بگویند و عمل کنند؟

چرا برخی اساسا حتی اختلاف سلیقه را بر نمی تابند و برای تفوق و حاکمیت سلیقه و رای و نظر خود به هر اقدامی دست می زنند؟ چرا برخی فکر می کنند همه اطلاعات و اخبار آن هم در عصر انفجار اطلاعات و درهم تنیدگی و پیشرفت فناوری های پیچیده ارتباطی، همان چیزهایی است که اطرافیان در اختیار آنان می گذارند، چرا برخی فکر می کنند که همه مردم منتظر می مانند تمامی اطلاعات و اخبار کشور و جامعه جهانی را تنها از یک طریق و رسانه ای خاص دریافت کنند؟

چرا عده ای به خاطر منیت، جزم اندیشی، خود حق پنداری، خود بزرگ بینی، بدفهمی، توهم و… تنها تفکر و فهم و صدای خود را حق می دانند؟

چرا برخی با پس و پیش کردن تئوری های ترجمه شده متناسب با دیگر جوامع، بر القای نظریات نه چندان علمی و مبتنی بر واقع خود درباره شکل گیری طبقات خاص و متفاوت اجتماعی در ایران و وجود شکاف های عمیق و فاصله های زیاد و پرنشدنی بین این طبقات اصرار دارند، آن هم در شرایطی که علی رغم وجود سلایق و تفکرات و گرایش های گوناگون سیاسی اجتماعی و حتی وجود قومیت ها و مذاهب متنوع، واقعیت ها و عینیت های جامعه ما به روشنی نشان دهنده وجود مولفه ها و اشتراک های بنیادین فراوان، گسترده، عمیق و ناگسستنی بین مردم است واقعیتی که با ذهنیت های برخی از مدعیان وجود فاصله های زیاد و شکاف های عمیق بین طبقات مختلف جامعه ایران، تطابق ندارد.

به هر صورت به نظر می رسد امروز پس ازگذشت حدود ۴ ماه از انتخاباتی که به دلیل حضور ۴۰ میلیونی و مشارکت ۸۵ درصدی مردم که رکورد جهانی و حدنصابی بی نظیر در مردم سالاری توسط مردم کشورمان را رقم زد و بی گمان موجب ثبت حماسه ای دیگر توسط مردم در تاریخ ایران و انقلاب شد، وقت آن رسیده باشد که تمامی افراد و گروه ها سهم خود در تلخ کردن آن بزرگ حماسه شیرین را که مردم با همت و عزم و اراده و امید فراوان خلق کرده اند، به روشنی و شهامت بپذیرند، و با قبول واقعیت ها و الهام گیری از مبانی اصیل دینی، اخلاقی و مبانی امام و انقلاب و شهیدان، به اشتباه، قصور و یا تقصیر خود در محضر خداوند و پیشگاه ملت اذعان کنند و عذر بخواهند و با محور قرار دادن رضای خداوند، قانون اساسی، منافع و مصالح ملی، امنیت و اقتدار ملی، تمامی افکار و اعمال خود را به سنجه اسلام و اخلاق، و راه روشن امام و شهیدان و ولایت امر محک بزنند و بیش از این اولا به بیگانگان و بدخواهان ملت اجازه سوء استفاده ندهند و ثانیا هر چه سریع تر جلوی «فرصت سوزی ها» گرفته شود تا کشور در مسیر رشد و توسعه و بالندگی هر چه بیشتر قرار گیرد و تمامی توان نیروهای دلسوز انقلاب و کشور صرف ارتقاء معنوی و مادی، آحاد ملت و سربلندی و عزت و اقتدار کشور شود نه صرف مچ گیری ها، بداخلاقی ها، بدگمانی ها، تهمت ها، کارشکنی ها و مشوه جلوه دادن شرایط کشور و نظام.