این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۰۴۹ – سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

آقا چرا بچه های مردم را به کشتن می دهید؟ چرا به فکر جان این بچه های بی گناه نیستید؟
اصلا چرا این بچه ها را به این مناطق می فرستید؟ چرا مراقبت های اساسی و لازم را انجام نمی دهید؟
چرا این دانش آموزان و دانشجویان را با قطار به این مناطق اعزام نمی کنید؟ این حرف ها و سوالاتی از این قبیل بالاخره هرچند هم کم تعداد در میان برخی از مردم مطرح می شود.
البته پاسخ این سوالات هم وجود دارد و تا حد زیادی با پاسخ های منطقی می توان افراد سوال کننده را قانع کرد.
یکم- از جمله این که احتمال بروز سانحه و تصادف در هر سفری وجود دارد چه سفر یک سفر سیاحتی و گردشگری خانوادگی یا اردویی باشد و چه سفری زیارتی و معنوی خانوادگی یا اردویی؟
دوم- دانش آموزان و دانشجویان اعزامی به مناطق جنگی دوران دفاع مقدس با میل و رغبت و به صورت داوطلبانه در کاروان های راهیان نور ثبت نام می کنند، حتی از این عزیزان مبالغی نیز به عنوان هزینه سفر دریافت می شود. با این وجود هرساله تعداد زیادی از داوطلبان همچنان در نوبت اعزام می مانند. گر چه طرح اعزام دانش آموزان در قالب تحول درس آمادگی دفاعی جای تأمل و بررسی جدی دارد.
سوم- پس از سانحه دلخراش جان باختن ۲۲تن از دانشجویان شرکت کننده در کاروان راهیان نور در اسفند ۸۶ اقدامات قابل قبولی برای تامین امنیت این سفرها انجام شده است.
با این وجود چند نکته اساسی درباره اعزام کاروان راهیان نور قابل طرح است که باید بیش از پیش نه تنها مورد توجه مراجع و مسئولان ذی ربط استانی بلکه باید مورد توجه مسئولان کشوری هم قرارگیرد.
۱ – دانش آموزان و اکثر قریب به اتفاق دانشجویان شرکت کننده کاروان های راهیان نور به خاطر کم بودن سن و سالشان و گذشت بیش از ۲۰ سال از پایان جنگ تحمیلی و رحلت امام (ره)، نه امام را دیده اند و نه حتی یک نفر از شهیدانی که در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیده اند.
این عزیزان شرایط خاص دوران دفاع مقدس را هم ندیده اند.
این عزیزان در عصر و شرایطی زندگی می کنند که هزاران سایت و وبلاگ در فضای مجازی هزاران برنامه را در قالب ناتوی فرهنگی طراحی و اجرا می کنند، حتی برخی رسانه ها و بعضی برنامه های رسانه ملی نیز رنگ و بویی از فرهنگ حاکم بر آن دوران را ندارد.
همچنین عرفان های کاذب و دروغین و فرقه های گوناگون در فضای مجازی و غیرمجازی جولان می دهند.
هم چنین خواسته یا ناخواسته الگوهای غیرمعنوی و غیربومی را برخی در عرض الگوهای واقعی و بومی کشور در عرصه های گوناگون از جمله حماسه آفرینان دفاع مقدس قرار می دهند و بعضا بی تعارف قصد خارج کردن این الگوهای واقعی را از عرصه های گوناگون اجتماعی و فرهنگی کشور دارند.
اشرافی گری و تجمل گرایی، خانه های آنچنانی، مبلمان های آنچنانی، ثروت های بادآورده و رانت های آنچنانی و فساد بانکی ۳هزار میلیاردی هم که در خلاء قانون مداری و نظارت دقیق چهره کریه خود را به نمایش می گذارد.
اما با همه این اوصاف این اصالت انقلاب اسلامی و برکت خون شهدا و اخلاص این یاران امام زمان (عج) و ولایت و فداییان و سربازان دین و میهن است که جذابیت و جاذبه ای چنین قوی و جانفزا دارد که نوجوانان و جوانان میهن اسلامی را چنین عاشقانه به سوی خود جذب می کند.
و آن خلوص نیت های خدایی و خون های پاک است که چنین جذبه ای در دل پاک و روشن این عزیزان می آفریند.
و این مسئولان هستند که وظیفه دارند و باید قدر این رویش ها و زایش های معنوی و معرفتی انقلاب و دفاع مقدس را بدانند و تا می توانند از این سرمایه ها و ذخایر گرانقدر انسان های پاک و معنویت گرا و شهید باور که برکت مدارس و دانشگاه ها و خانواده ها و کشور هستند محافظت کنند.
استفاده حداکثری از مسیرهای ریلی و قطارهای کشور، ابتدایی ترین و کمترین سهم فرزندان این سرزمین برای اعزام به مناطق جنگی سال های دفاع مقدس است که متأسفانه چنین ظرفیتی حتی برای شهرهایی مانند مشهد مقدس که یکی از مراکز اصلی ریلی و قطار محسوب می شود مهیا نیست. مگر اعزام کاروان راهیان نور یک اقدام فرهنگی موثر و یک حرکت معرفت افزا و معنویت گرا و بسیار اثربخش در روح و روان جوانان این مرز و بوم نیست؟ پس باید «ظرفیت های ملی» هم برای این «اقدام ملی فرهنگی» به تمامت در اختیار قرار داده شود.
نه این که بشنویم که سیستم ریلی و قطار کشور برای اعزام دانش آموزان و دانشجویان راهیان نور امکانات لازم و کافی را ندارد!
نمی دانم چه چیزی مهمتر از حفظ جان این نوگلان سراسر مهر و عاطفه و معنویت و خداباور است که برخی آقایان اگر نگوییم برای اعزام کارشکنی می کنند می توانیم بگوییم که قصور کرده اند و همچنان قصور می کنند؟ آیا جان حتی یکی از این ۳ دختر معصوم دانش آموز شرکت کننده کاروان راهیان نور که ۳ روز پیش بر اثر سانحه واژگونی اتوبوس تا عرش خدا پر کشیدند به هر هزینه ای رجحان و برتری ندارد که برخی کمبود واگن و قطار را بهانه قرار دهند برای پوشش کامل ندادن به کاروان راهیان نور؟ البته امیدوارم کسی در این رابطه عمدا مقصر نباشد. اما سوال این است که اگر کارشکنی، تقصیر یا قصوری متوجه فرد یا افرادی هست، چگونه می خواهند پاسخ کوتاهی یا تقصیر خود را بدهند؟ آیا اگر یکی از این عزیزان دختر خودتان بود باز هم میزان همکاری شما با این کاروانیان نور همین اندازه بود؟
۲ – حتی اگر در برخی موارد مجبور به اعزام کاروان راهیان نور با اتوبوس هستیم واقعا نمی توان و نباید اسکورت های حفاظتی پلیس راه، بسیج و یا مانند آن را به شکل جدی و اثرگذار همراه این کاروان ها کنیم.
آیا در صورت اجبار به اعزام این عزیزان مان با اتوبوس نباید این اتوبوس ها همه شرایط ایمنی را به طور کامل دارا باشند که هیچ گاه نشنویم مثل آن چه درباره این اتوبوس واژگون شده در برخی خبرها آمده که سیستم ترمزش آن چنان که باید عمل نکرده است؟
آیا در صورت اجبار استفاده از اتوبوس در برخی مسیرها نباید رانندگان این وسایل نقلیه به طور ویژه آموزش ببینند و توجیه شوند و مسائل ایمنی را به طور کامل رعایت کنند تا شنیده نشود که مثلا سرعت این اتوبوس زیاد بوده است.
آیا نباید در هر یک از این اتوبوس ها یک نفر از مسئولان اعزام به طور جدی بر همه امور اتوبوس و از همه مهمتر نوع رانندگی راننده نظارت جدی و دخالت موثر داشته باشد؟ و هر جا لازم بود تذکر دهد و وارد عمل شود.
۳ – ای کاش برخی مجلسیان و دولتمردانی که برای کنترل بازار ارز و سکه یقه چاک می دهند که باید خیلی پیشتر از این ها چاره ای اساسی می اندیشیدند، نیم نگاهی هم به تامین امنیت تمام عیار نوجوانان و جوانان داوطلب شرکت کننده در کاروان راهیان نور که هر کدام ذخیره ای بس گرانقدرتر و غیرقابل مقایسه با هر معدن الماس و یاقوتی هستند، می داشتند و «برنامه ای ملی» و «بودجه ای ملی» و «مسئولانی» کاملا پاسخ گو و ظرفیت و امکانات ملی برای این اقدام «ملی فرهنگی» در نظر می گرفتند نه این که به دلایل گوناگون شاهد باشیم که گاه حتی از در اختیار گذاشتن چند واگن قطار به این عزیزان مضایقه می شود!
۴ – باید پای حرف و روایت های شیرین و از سویدای دل برخاسته اهل کاروان راهیان نور نشسته باشی که ببینی دیدار آن ها با جای خالی شهدا در جبهه ها چه غوغا و شور و حالی در دل و جان شان به پا کرده و چه سرمایه های معنوی برایشان ذخیره کرده، باید پای صحبت حتی آن خانم مسیحی لهستانی نشسته باشی که با حضور در مناطق جنگی به هنگام اعزام کاروان راهیان نور، به آنچنان معرفت و معنویتی دست می یابد که مشتری و مسافر و همراه این کاروانیان می شود، تشهد بر زبان جاری می کند به آغوش اسلام می آید و به درگاه خدا سجده گزار می شود.
۵ – در روایاتی آمده است که حتی خطر کردن برای زیارت کربلای سرور و سالار شهیدان مباح است، این جوانان و خانواده هایشان چون حقیقت شهیدان کربلاهای مکرر دفاع مقدس ایران را در ادامه حقیقت عاشورا و کربلای حسین بن علی می دانند حتی خطر سفر به این مناطق را به جان می خرند و حادثه دیدن و حتی به لقاء الله پیوستن و تا عرش پر کشیدن در این راه را چون شهادت در راه زیارت کربلای حسین می دانند، چه بنیاد شهید آنان را شهید به حساب بیاورد چه نیاورد!!
اما آنان که خدای ناکرده تقصیر یا قصوری در برنامه ریزی های ضروری و یا مضایقه امکانات از جمله قطار کرده اند چه پاسخی در محضر شهیدان و خدای شهیدان خواهند داشت؟ امیدوارم هیچ کس در این مقوله تقصیری نکرده باشد. و جمله آخر با این ۳ دختر دانش آموز پاک دل و پاک طینت و فرشته خو که دور از محل تولد خود و در غربت از حرم و بارگاه مولای خود علی بن موسی الرضا تا عرش خدا پرکشیدند، این کمترین و بسیاری از مردم این سرزمین به شما که در عرش خدا و نزد فرشتگان آبرومندید التماس دعا می گوییم و برای خانواده های بزرگوار و حق باور و راضی به رضای خداوند شما صبر جمیل و اجر جزیل از درگاه خداوند منان مسئلت می کنیم.
امید که خداوند توفیق شهادت را روزیمان فرماید.