این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۱۰۵ – یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ با عنوان یادداشت روز به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

خبر پرداخت پاداش ۱۰۰ میلیون تومانی به مدیرعامل شرکت مخابرات، روز گذشته توسط یکی از خبرگزاری های کشور روی تلکس های خبری قرار گرفت و پس از آن واکنش های مختلفی درباره این خبر ابراز شد از جمله این که مدیر روابط عمومی این شرکت پرداخت پاداش به مدیران شرکت های خصوصی را یک رویه معمولی و آشکار اعلام و توضیحاتی هم در این باره ارائه کرد، گیرنده پاداش نیز پس از انتشار خبری مبنی بر دستور پی گیری رئیس جمهور درباره پرداخت این پاداش در واکنشی ادعا کرده است که «این پرداخت ها با مصوبه هیئت مدیره و مجمع شرکت و تأیید مسئولان دولتی مرتبط با پرداخت پاداش ها صورت گرفته است و حالا دستور پی گیری می دهند؟»
وی همچنین اعلام کرد که «رقم پاداش ها با توجه به خصوصی بودن شرکت مخابرات از عرف کمتر است وی همچنین گفته است که بر اساس مصوبه مجمع، مدیران باید یک ده هزارم سود شرکت را در مجمع بین کارکنان تقسیم کنند اما اکنون که زمان انتخابات مجمع مدیرعامل شرکت مخابرات نزدیک است، موضوعاتی از این دست را برای بنده عنوان می کنند. شاید قصد دارند کسی را جانشین کنند که این خبرها را منتشر می کنند.»
اما چند نکته درباره پاداش های این چنینی:
۱ – سرمایه اولیه شرکت مخابرات ایران در اصل و ابتدا از کجا شکل گرفته و تأمین شده است آیا این شرکت از بدو تشکیل با سرمایه خصوصی و سرمایه شخصی عده ای سرمایه گذار شکل گرفته یا این که سرمایه اولیه سرجمع پول هایی است که مردم پیش از این پرداخت کرده اند و بعدا شرکت در فرآیندی خصوصی شده است.
۲ – اگر مخابرات با این گستردگی و پوشش همگانی و عمومی در سطح کشور در انحصار یک شرکت نمی بود و چنین انحصار عجیب و غریبی برای این شرکت وجود نمی داشت آیا این شرکت باز هم می توانست چنین درآمدهای میلیاردی کسب کند.
۳ – اگر این انحصار نمی بود، مدیرعامل این شرکت و دیگرانی که پاداش های چند ده میلیونی با رعایت قوانین داخلی برای خود مصوب می کنند، چقدر سهم و نقش در افزایش بهره وری و افزایش سود شرکت مخابرات برای خود متصور می شدند؟
۴ – سهم دیگر کارکنان مخابرات به غیر از مدیرعامل و هیئت مدیره در رده های بالایی از این افزایش درآمدها چقدر است؟ آیا رابطه منطقی و عادلانه ای بین پاداش های مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره با دیگر مدیران و کارمندان شرکت مخابرات وجود دارد؟ و اگر رابطه ای منطقی و عادلانه در این باب وجود داشته باشد، سوالات جدیدی درباره مقایسه حقوق و مزایای این شرکت و دیگر اقشار جامعه قابل طرح است.
۵ – آیا غیر از این است که انحصار و افزایش نرخ خدمات مخابراتی عامل اصلی کسب این درآمدها است و آیا غیر از این است که همین انحصار باعث شده است پول های مردم به اجبار و در نبود رقیب دیگر به سمت این شرکت سرازیر شود.
۶ – از این ها که بگذریم فرق مدیرعامل و هیئت مدیره این شرکت با سایر مدیران و کارمندان و کارگران سایر دستگاه ها، نهادها، سازمان ها و ادارات چیست؟ اگر پاسخ این باشد که شرکت مخابرات خصوصی است این پاسخی قانع کننده نمی تواند باشد چرا که این شرکت خصوصی شده است و تمام امکانات و سرمایه ها و اعتبار و ضریب نفوذ آن محصول دوران قبل از خصوصی شدن و انحصار قبلی و فعلی این شرکت است؟
این پاداش ها حتی با بسیاری از شرکت های خصوصی دیگر اصلا قابل قیاس نیست، سری به خیلی از شرکت های غیرانحصاری بزنید مسئله ای است که از روز روشن تر است.
۷ – این خبر حالا منتشر شده است ولی آیا رسانه ها و مردم حق ندارند سوال کنند که از این دست پاداش های چند ده میلیونی مدیران و هیئت مدیره های چند شرکت دولتی و غیردولتی و خصوصی و شبه خصوصی بهره مند می شوند. بله این درست که شرکت هایی که صد در صد خصوصی هستند و با سرمایه های شخصی و از اجتماع و تعاون چند یا چندین نفر تشکیل می شود و نرخ کالا یا خدماتی را هم که ارائه می کنند عادلانه است و رانت های دولتی و امثال آن در شکل گیریشان نقش نداشته می توانند و باید مدیران و کارمندان و کارگران خود را برای ارتقای بهره وری، افزایش کمیت و کیفیت کالا و خدمات، افزایش رضایت مردم و بالا بردن درآمد شرکت و ارتقاء روحیه سازمانی تشویق کنند و پاداش های مناسب نیز بدهند. اما واقعا شرکت مخابرات جزو این دسته از شرکت های غیرانحصاری و… محسوب می شود یا از آنجا که دولت بر آن نظارت دارد باید همه مسائل آن همیشه شفاف و تحت نظارت و در منظر و مرآی جامعه باشد و اگر این یک رویه جاری و گسترده است لااقل مسئولان دولتی اعلام کنند که مردم خودشان را با این قصه و ماجرا هم وفق دهند و…
۸ – آیا در وضعیتی که آمار بی کاری در کشور تلخ و آزار دهنده شده است و حداقل دست مزدهای کارگری و حقوق های کارمندی حتی برای کارهای بسیار سخت و حساس و در جاهای بسیار خطرناک و دورافتاده کفاف اجاره خانه و تأمین حداقل مایحتاج اولیه یک زندگی ساده و به قولی بخور و نمیر را نمی دهد آیا رویه شدن چنین پاداش هایی با موازین انصاف و عدالت و قسط همخوانی دارد؟
۹ – مگر برخی مسئولان خبر ندارند که وضعیت اجاره خانه ها، گرانی کالاهای اساسی و… بدانجا رسیده است که برخی از افراد همین جامعه اگر یارانه ها سر موقع به حساب هایشان واریز نشود قادر به اداره امور عادی زندگی خود نیستند؟
۱۰ – مگر توزیع عادلانه ثروت و درآمدها در قبال تحصیل و کار و زحمت، کارآیی و تأثیر افراد در جامعه جزو اصول اساسی انصاف و عدالت نیست حداقل نگارنده که قادر به درک رابطه عدل و انصاف با این گونه درآمدها و پاداش ها نیست.
۱۱ – چنین پاداش ها و درآمدهایی که از قرار معلوم برای عده ای فراهم است چقدر به بیشتر شدن فاصله طبقاتی در جامعه دامن می زند؟ و آخر این راه به کجا خواهد رسید؟
۱۲ – چنین درآمدهایی و پرداخت چنین پاداش هایی آن هم با نظارت و به نوعی تأیید دولت چه اثر روانی بر آحاد جامعه می گذارد؟
۱۳ – مشی و مرام بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و رهبر فرزانه انقلاب ساده زیستی و تلاش برای ایجاد قسط و عدالت و رفاه عمومی و تولید و توزیع عادلانه ثروت برای آحاد جامعه بوده و هست و باز البته بنده نمی توانم رابطه بین این مشی و مرام و عدل و انصاف و عدالت را با چنین پاداش هایی درک کنم؟ شاید ایراد از درک این حقیر است.