این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۵۶۷ – یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

باز هم ۱۴ خردادی دیگر و میثاق مجدد امت با امام (ره) و آرمان های بلند و متعالی بنیان گذار انقلاب اسلامی در تاریخ انقلاب رقم خورد و باز هم شگفتی جهان از حضور معنادار و پرشور وشعور میلیونی مردم در مراسم بزرگداشت سالروز رحلت آن پیر روشن ضمیر خداباور که با توکل به حضرت حق و اعتماد به مردم بنیان مستحکم «جمهوری اسلامی» را بنا نهاد و پرچم عزت اسلام ، کرامت وحرمت انسان و استقلال ایران را به اهتزاز درآورد.
نه گرمای طاقت فرسای ظهر تهران در ۱۴ خرداد و نه امکانات نه چندان مناسب برای حضور میلیونی مردم، نه پیمودن مسافت های طولانی از اقصی نقاط ایران و نه کم لطفی ها و برخی سنگ اندازی های متولیان وبرگزارکنندگان سالهای پیشین این مراسم، هیچ کدام، نتوانست مانع حضور چشمگیر و میلیونی مردم در مراسم بزرگداشت بیست و یکمین سالروز ارتحال معمار بزرگ ترین و مردمی ترین انقلاب جهان شود و چون آن پیر سفر کرده و عزیز دل ملت، بنده خاضع و خالص خدا بود و جز ایمان و باور به ذات یگانه معبود و رضایت حضرتش، چیز دیگری برایش معیار نبود، امروز و هنوز و تا فرداهای دوردست و تا رسیدن پرچم انقلاب به دست مهدی موعود، کلامش دلنشین و اثرگذار و مطابق نیاز روز همه انسان های طالب کمال است و این گونه است که مردم، کلام و راه امام خود را تنها معیار اصیل انقلاب و ضامن بقای جمهوری اسلامی می دانند، و چنین هوشمندانه و عاشقانه با تحمل همه سختی ها گرد حرم آن پیر وارسته و به خدا پیوسته حلقه می زنند و نماز جمعه، نماز مودت و محبت و «نماز بیعت» به امامت خامنه ای این خلف صالح خمینی اقامه می کنند تا با حضور معنادار خود، دیگر بار با صدای بلند اعلام کنند این نماز و بیعت را تا اقامه نماز و اهتزاز پرچم عدالت یوسف زهرا از کنار کعبه استمرار می بخشند.
این حضور باز هم نشان داد که مردم دین باور ایران زمین از برخی مسئولان و همچنین بعضی مدعیان خط امام هنوز جلوتر، پیشروتر، دلسوزتر و فداکارتر، باوفاتر و بر میثاق خود با امام و ولایت پابرجاترند.
عظمت حضور چشمگیر مردم موجب شد بسیاری از خبرگزاری ها و رسانه های جهانی، خبر این رویداد بزرگ و صحنه های حضور پرشکوه مردم را به اقصی نقاط جهان مخابره و در معرض دید مردم دنیا قرار دهند.
و البته در کنار مخابره خبر و گزارش های تصویری این رویداد بزرگ به برخی حواشی به وجود آمده نیز پرداختند، حاشیه هایی که اساسا می توانست شکل نگیرد یا با تمهیداتی، کنترل شود این که برخی به هر دلیلی در جریان برگزاری مراسم بسیار مهم، عظیم و تاریخی بزرگداشت سالروز ارتحال امام با سردادن شعارهای ممتد از ایراد سخن توسط سید حسن خمینی به عنوان یکی از سخنرانان رسمی مراسم ، نوه حضرت امام و تولیت حرم امام جلوگیری کنند و نگذارندحتی از بخشی از مدت زمان تعیین شده، برای بیان مطالب خود استفاده کند، کاری شایسته و قرین به صواب نبود و یا حداقل می توان گفت در شان مراسم سالروز بزرگداشت ارتحال امام عزیز نبود، هرچند از قرار معلوم برخی سکوت ها ، شفاف نکردن برخی مواضع و مرزها با جریان فتنه، و شرکت در برخی جلساتی که تهمت زنندگان به نظام در آن حضور داشته اند، بهانه بروز چنین حرکتی و شعار دادن های ممتد و گاه افراطی شده است اما معلوم نیست اولا انجام چنین اقدامی مورد تایید کلیت نظام باشد و ثانیا معلوم نیست بیان اعتراض آن هم به این شکل در چنین مراسم و چنین جایگاهی و در حضور خبرنگاران و دوربین های رسانه های جهانی به نفع نظام باشد و ثالثا اگر قرار باشد مشابه این اتفاقات به صورت بدعتی در آید و در مراسمی با این درجه از اهمیت و یا در دیگر نمازهای جمعه اتفاق بیفتد، معلوم نیست این کار تا کجا ادامه خواهد یافت و آیا حدیقفی می توان برای آن در نظر گرفت؟
نکته و سوال آخر این که آیا روش و منش رهبر فرزانه انقلاب در تمامی امور نباید معیار و شاخص اصلی و نصب العین همگان باشد؟ آیا به خاطر نداریم که ایشان در مواردی بسیار حاد، پیچیده و گاه جان سوز و طاقت فرسا به بیان تذکر و نصیحت هایی در خلوت به افراد بسنده کرده اند و آن گاه که چاره ای باقی نمی ماند در معدودی از موارد به اجبار و برای نشان دادن راه از بی راه و اتمام حجت، برخی مسائل را آن هم به صورت اجمالی و نه چندان مبسوط در مجامع عمومی، دیدارها و یا تریبون نماز جمعه بیان کرده اند؟
آیا بوسیدن صورت سیدحسن خمینی توسط «آقا» پس از سردادن آن شعارها و پیش آمدن آن وضعیت هیچ پیامی برای هیچ کس نداشت؟حتی این پیام که در اعتراض و بیان اعتراض هم نباید از مسیر حق و دایره حق، خارج شد.
چرا همیشه باید همه هزینه ها را «آقا» این ذخیره امت اسلام، نور چشم ملت و عزیز دل مردم بپردازد؟