kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - وقف

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۷۷۶  – شنبه  ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

در طول تاریخ همیشه و همه جا و در هر جامعه ای بوده اند، هستند و خواهند بود آدم هایی که به دلایل گوناگون حتی از تامین و برخورداری از ابتدایی ترین و ضروری ترین امکانات زندگی و بلکه مایحتاج روزانه خود محرومند.نیازی به سفرهای دور و دراز به این سو و آن سوی دنیا نیست، که از این جمله همنوعان من و شما، حتی در همسایگی هر کدام از ما شاید باشند و ما بی خبر!!

در روستاها و نقاط و حاشیه های شهرهای بزرگ و کوچک وطن عزیزمان کم نیستند خانواده هایی که روشنایی صبح را به تاریکی شام گره می زنند بی آن که شامی بر سفره خود ببینند، بسیاری از اینان نه تنها برای کاهش فشارهای روانی و عصبی مأمنی ندارند بلکه گاه حتی برای التیام دردها و بیماری های خود، پزشک و درمانگاهی که بتوانند از پس هزینه های آن برآیند، نمی یابند. چهاردیواری محل سکونت برخی از آنان حتی سقفی قابل اطمینان ندارد که ساکنانش را از گزند برف و باران در امان نگاه دارد چه رسد به این که آن چهاردیواری های بنا شده بر باد در برابر کمترین لرزه و لرزش زمین توانی برای در امان نگاه داشتن ساکنان غریب و کم توان و بی گناهش داشته باشد و چه جان هایی که در این بیغوله ها در خطر است و گاه چه استعدادهایی که در این چهاردیواری ها، تنها به جرم محرومیت ها و نابرخورداری های اقتصادی و فرهنگی هرز می شود، هدر می رود و نابود می شود و از این رهگذر و بیراهه گاه چه گرفتاری ها و نابه هنجاری هایی گریبان جامعه را می گیرد و به نوعی امنیت و آرامش روانی کل جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد.

یتیمان و کودکان بی سرپرست

قطعا هیچ وجدان بیدار، هیچ انسان منصفی و حتی هیچ آدم غیرمنصفی، دختران و پسرانی را که به هر دلیلی پدر و سایه سر خود را از دست داده اند، در این بی پناهی، مقصر نمی دانند. دختران و پسرانی که گاه علاوه بر غم از دست دادن پدر یا مادر خود، مشکلات اقتصادی نیز بی رحمانه بر گلوی آنان پنجه می اندازد و این عزیزان هم باید غم از دست دادن مهر مادری و پدری را بر روح و جان خود تحمل کنند و هم با رنج هاو مشکلات بسیار دیگری دست و پنجه نرم کنند و در چنین شرایطی کسانی که توان «یاری» و «دستگیری» دارند اما بی تفاوت تنها غم دیگران را به نظاره می نشینند، در محکمه وجدان خود، در پیشگاه انسانیت و از همه مهم تر در محضر حق چه پاسخی می توانند داشته باشند؟

آیا می توان سیره مولای متقیان علی(ع) را در یتیم نوازی و گره گشایی از کار مردمان به خاطر آورد و ادعای انسانیت و مسلمانی کرد و لااقل هرازگاهی درباره این کلام معصوم(ع) با این مضمون و مفهوم که فرمود: وقتی با محبت بر سر یتیمی دست نوازش و رحمت می کشی به عدد موهایی که از زیر دست تو رد می شود در پیشگاه الهی برایت حسنه و نیکویی نوشته می شود، تامل نکرد؟ که وظیفه من، شما و جامعه در برابر یتیمان و کودکان بی سرپرست و حتی بدسرپرست چیست؟

و اما بیماران بی بضاعت

هستند رنجوران و بیمارانی که به خاطر ناتوانی از پرداخت هزینه درمانی خود، روزها، ماه ها و برخی سال ها تن در رنج درد و بیماری دارند اما به خاطر نداری و ناچاری توان تن سپردن به طبیب و درمان و دارو را ندارند و هر روز بر دردشان افزوده می شود، وظیفه هر یک از ما به عنوان همنوع این دردمندان چیست؟

اشتغال و ازدواج جوانان

حتما همه ما قبول داریم که اساسی ترین مشکل جامعه ما خصوصا جوانان، بحث اشتغال و ازدواج است، چه بسیار پسران جوانی که حاضرند حتی با مشغول شدن به ساده ترین کارها و کسب حداقل درآمد، و به دست آوردن ابتدایی ترین امکانات زندگی برای خود همسری برگزینند و خانواده ای تشکیل دهند و دور از تشریفات و تجملات، زندگی ساده ای را تشکیل دهند.بسیاری از این جوانان را می توان با کمی یاری و دستگیری، صاحب زندگی مشترک کرد و کیست که نداند تشکیل هر خانواده ای البته بر پایه شناخت، آگاهی و محبت نه تنها می تواند از بروز نابه هنجاری های بسیاری جلوگیری کند بلکه میوه های شیرینی بر درخت زندگی جوانان و بلکه جامعه می نشاند.

یک جهیزیه اندک

می دانیم که برخی خانواده های آبرومند اما کم درآمد و کم بضاعت امروز چه نوگل دختران عفیفه و دم بختی را در خانه دارند اما گاه تنها به خاطر ناتوانی در تهیه یک جهیزیه مختصر و جامه عمل پوشاندن به این «عرف نادرست» یعنی تهیه جهیزیه که حتما خانواده عروس می بایست برای دختر خود آماده کند، به بسیاری از خواستگاران پاسخ نمی دهند، و آیا عقلا و شرعا می توان آن چنان بر اجبار و قطعیت این عرف نادرست پای فشرد که خانواده برخی دخترکان جوان، مدت ها به خاطر مهیا نبودن جهیزیه، به خواستگاران پاسخ ندهند، آیا عزم جزم و همتی بلند نمی تواند گره از این مشکل بگشاید.

تشنگان درس و تحصیل

هنوز هستند در برخی نقاط کشور کسانی که با وجود برخورداری از شوق و ذوق درس خواندن و ادامه تحصیل و دستیابی به مدارج عالی علمی، از دسترسی به آموزشگاه های لازم یا توان اقتصادی لازم برای ادامه تحصیل محروم هستند، گرچه خیران عزیز و بلندهمت مدرسه ساز تاکنون و پس از انقلاب یک صد هزار کلاس درس ساخته اند و بدین ترتیب خود را در پاداش و اجر معنوی یادگیری و علم اندوزی فرزندان این مرز و بوم شریک کرده اند اما کشور هنوز به مدرسه، دانشگاه و آموزشگاه های علمی نیاز دارد.آیا هر یک از ما نمی توانیم خود را در امر خطیر و سرنوشت ساز تعلیم و تعلم و علم آموزی و پیشرفت علمی کشور سهیم کنیم.

حوزه های علمیه، مساجد و تکایا

اگر نگوییم همه، می توانیم ادعا کنیم بسیاری از ما با مضمون این روایت آشنا هستیم که تا هنگامی که در مکتب، مدرسه و حوزه ای از قرآن و دین و اعتقادات و قال الباقر(ع) و قال الصادق(ع) و مبانی علمی سخن گفته شود، اولین بنیان گذاران و موسسان و واقفان این مدارس علمی و دینی در ثواب همه این هدایت ها و روشن گری ها و علم آموزی ها و به خدا نزدیک شدن ها شریک هستند و کیست که نداند از این مساجد و تکایا و حسینیه ها و مدارس علمی تاکنون، جهان بشریت چه بهره ها که نبرده است.

وظایف حاکمیت

این مسائل که اشارتی اجمالی به آن ها شد و ده ها و ده ها امور انسان دوستانه و خیرخواهانه دیگر ازجمله مسائلی است که بنا به وظیفه انسانی خصوصا هر ایرانی و به ویژه ایرانیان مسلمان می توانند بیش از پیش به آن همت گمارند گرچه ممکن است گفته شود که پس وظیفه حاکمیت و دولت ها در این میان چیست، که در جای خود صدالبته سخن حق و به جایی است و مسلم است که تامین امنیت، بهداشت و رفاه عمومی و از همه مهم تر ایجاد بستر تعلیم و تربیت برای رشد معنوی آحاد جامعه و هرچه نزدیک تر شدن انسان به خدا و در یک کلام سعادت انسان وظیفه اصلی حاکمیت خصوصا نظام اسلامی و قانون گذاران و مجریان آن است اما با این حال نمی توان سهم و نقش اقدامات انسان دوستانه و دیگرخواهانه و مهرآفرین آحاد جامعه را خصوصا آنانی که توانی دارند و نیت دیگردوستی و دیگرخواهی و خیرخواهی در آنان قوی تر است و آن را بیش از هر چیز وسیله تقرب بیشتر به خداوند و کسب رضایت او می دانند و خدمت به خلق خدا و دستگیری از آنان را وسیله و اسبابی مهم و اثرگذار در جلب رضایت الهی، پیشرفت جامعه و گره گشا از بسیاری از مشکلات جامعه می دانند نادیده گرفت.

روش های متعدد یاری رسانی

و پرواضح است که راه های کمک به هم نوع و هموطن و هم کیش، چنان پرتعداد و متکثر است که هر سلیقه ای می تواند، راه و روشی را که پسندیده تر و موثرتر می داند انتخاب کند. اما در این میان بی گمان «وقف» در صورت اجرای صحیح و درست و براساس نیت و دستور واقف می تواند در برطرف کردن مشکلات و کمک به رشد و پیشرفت جامعه، یاری و دستگیری و گره گشایی از گره های افتاده در کار مردم آن هم نه تنها در یک بازه زمانی خاص و کوتاه مدت بلکه تا درازمدت اثربخش باشد، چرا که وقف اولا نگاه ویژه ای نسبت به رفع مشکلات اساسی جامعه دارد، ثانیا چون وقف، به واقع «صدقه جاریه» است که به هیچ زمانی محدود نمی شود و ثالثا از نیت خیرخواهانه مبتنی بر خداباوری و حق محوری نشأت می گیرد و چهارم این که مبتنی بر سیره و سنت انبیاء، ائمه، اولیاء، اوصیاء و بندگان خوب و بی ریای خداوند است و پنجم این که احیاکننده سیره و سنتی نسبتا فراموش شده در جامعه کنونی است و ششم این که وقف می تواند روشی مطمئن برای تحقق نیات واقفان باشد و هفتم این که افراد با وقف بخشی از اموال و دارایی های خود در زمان حیات علاوه بر این که بر جاری شدن صحیح نیت وقف خود اطمینان پیدا می کنند حتی اگر خدای ناکرده وارثان، وصیت های او را در سایر موارد آن چنان که باید عملی نکنند، اما او باز هم به وسیله وقفی که انجام داده توانسته است توشه ای مناسب و قابل توجه از عمل خیرخواهانه و نوع دوستانه برای آخرت خود ذخیره کند.و هشتم این که آنان که نه تنها از انجام امور خیر در زمینه های گوناگون گریزان و روی گردان نیستند بلکه به دنبال عمل خیر و دیگرخواهی و خیرخواهی می گردند لااقل تا این حد می توانند ادعا کنند که به مصداق

«شکرانه بازوی توانا بگرفتن دست ناتوان است» کاری در این عالم برای دیگران نیز انجام داده اند و مگر نه این است که این گونه افراد می توانند ادعا کنند که بر ره نیک مردان آزاده قدم گذاشته اند.

ره نیک مردان آزاده گیرچو استاده ای دست افتاده گیر

قصور و کوتاهی در احیا و ترویج وقف

و اگرچه در میان روش های انجام کار خیر، برای وقف به عنوان جویباری دائمی که به نهرها و جویبار های بهشتی در آسمان می پیوندد،بسیار می توان سخن گفت و مطلب نوشت اما کوتاه سخن این که متاسفانه می توان ادعا کرد برای ترویج و احیای فرهنگ وقف با این  همه مزایا هنوز کار چندانی در جامعه از سوی هیچ نهاد و ارگان و سازمانی حتی خود سازمان اوقاف انجام نشده است گرچه پرداختن به بخشی از مطلب مجالی دیگر و مبسوط می طلبد اما در این مقال تنها به نکاتی چند اشاره می کنم.

اول این که در واقع نه سیستم آموزش و پرورش، نه دانشگاه ها و نه حتی حوزه ها آن چنان که باید برای احیا و ترویج سنت وقف در جامعه کاری انجام نداده اند. دوم این که نه تنها رسانه های مکتوب بلکه حتی رسانه ملی با وجود بیشترین فراگیری که در جامعه ما دارد نیز در این عرصه کاری در خور انجام نداده است.سوم این که نه رسانه ها و نه حتی متولیان امور اوقاف ، نتوانسته اند نتایج و ثمرات وقف را به طور کلی و ثمرات وقف را لااقل در جامعه خودمان و اثراتی را که در دستگیری از مردم و اثری که در رشد و پیشرفت و اعتلای جامعه در امور مادی و معنوی داشته در منظر و مرآی مردم بگذارند تا افکار عمومی با این ثمرات آشنا شوند و خود عاملی شود برای احیا و ترویج سنت حسنه وقف.

متاسفانه حتی در بیان سیره انبیاء و ائمه در اهتمام به وقف کوتاهی شده است، امروز چند درصد دانش آموزان و دانشجویان و کسبه و تجار و کارمندان و کارگران ما از این واقعیت باخبرند که مولا علی ده ها نخلستان کاشته و آباد و همه را وقف کرده اند، تا به حال چقدر درباره ده ها چاه و قناتی که مولا به دست مبارک خود حفر و تمامی آن ها را وقف کردند سخن گفته شده است تا این که ما از جامعه امروز توقع داشته باشیم بیش از این با وقف آشنا باشند و بدان همت گمارند.

وقف خواران

گرچه در حال حاضر بیش از چند صد هزار ملک و اراضی وقفی در سراسر ایران اسلامی وجود دارد و واقفان محترم بیش از پانصد مدرسه و بیش از پانصد درمانگاه خیریه تاسیس کرده اند اما جالب این که متاسفانه بسیاری از املاک و موقوفات هنوز رسما در مراکز ذی صلاح به ثبت نرسیده- هرچند اقداماتی در این زمینه شده است- و این خود بهانه و عاملی برای «وقف خواران»در جهت تجاوز و تعدی به اماکن و املاک وقفی شده است.این در حالی است که امروز نه تنها چنین مشکلی نمی بایست در جامعه خودنمایی می کرد بلکه در نظام اسلامی هر روز باید بر دامنه وقفیات و تخصیص آن به امور خیر در تمامی زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و تحکیم ارزش ها و باورهای اصیل انسانی اسلامی افزوده می شد.با این حال هنوز هم می توان و باید با ترویج فرهنگ وقف در جامعه نسبت به احیای این سنت اصیل اسلامی و احیای این ارزش انسانی همت گماشت. چرا که احیای این سنت احیای هرچه بیشتر انسانیت، نوع دوستی ، نیک اندیشی، دیگرخواهی، خیرخواهی و احیای ارزش های اخلاقی است.