این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۳۶۶ – شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ با عنوان «سرمقاله» به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

بیش از هشتصد میلیون نفر در جهان از گرسنگی و فقر شدید رنج می برند. بر اساس آمار رسمی سازمان ملل متحد این رقم تا ۹۶۰ میلیون نفر نیز گزارش شده است. این آمار رسمی از وجود حدود یک میلیارد نفر انسان حکایت می کند که مثل همه انسان های دیگر حق حیات، برخورداری از حداقل های زندگی برای زنده ماندن و زیستن دارند اما حتی از مواد غذایی لازم برای زنده ماندن محرومند.
این در حالی است که بر اساس آمار سازمان ملل، میزان ریخت و پاش ها و دورریز غذاهای کشورهای پیشرفته به اندازه ای است که حتی همین مقدار می تواند این یک میلیارد نفر انسان را از گرسنگی نجات دهد.
و اگر ثروت ها، سرمایه ها و نیروی انسانی کشورهایی که این تعداد گرسنه در آن زندگی که نه بلکه با مرگ دست و پنجه نرم می کنند به خاطر استعمار و استثمار به چپاول نمی رفت و یا حداقل در قرن بیست و یکم از این چپاول ها و غارت ها جلوگیری می شد، مردم این کشورها نیازی به کمک کشورهای غنی نداشتند. اما با این حال و با این همه ظلم و حق کشی اگر دولتمردان کشورهای غنی می خواستند قطعا می توانستند این انسان ها را از فقر و فلاکت و گرسنگی نجات دهند پس معلوم می شود سردمداران سیاست های جهانی اراده ای برای توجه به این گونه مسائل انسانی ندارند.
پر واضح است که در سیستم مدیریت فعلی حاکم بر کشورهای پیشرفته و غنی اساساً عدالتی وجود ندارد که اگر وجود داشت لااقل کاری برای پیشگیری از مرگ انسان ها بر اثر گرسنگی و کمبود دارو انجام می دادند، از تجاوزها و تحمیل جنگ ها و کشتارها سخنی به میان نمی آورم بلکه از بی توجهی و ناجوانمردی و بی عدالتی حاکم بر این سیستم می گویم که به این راحتی در نهایت بی شرمی و گستاخی شاهد جان دادن حدود یک میلیارد گرسنه مطلق در جهان هستند. عدالت واژه ای است زیبا که بسیاری از این آقایان تنها با آن در گفتارشان بازی می کنند.
بگذریم و راه نزدیک کنیم، سری به کشورهای اسلامی بزنیم و ببینیم بی عدالتی و فاصله طبقاتی و در انحصار گرفتن قدرت و ثروت در خانواده های پادشاهی چه ها که نمی کند و با وجود این کشورهای غنی اسلامی چقدر مسلمان در جای جای دنیا و حتی خود همین کشورهای غنی، گرسنه و فقیر هستند و جزو کم برخوردارترین افراد جامعه بشری قرار گرفته اند وا اسفا و داد از این نوع مسلمانی که ثروت هایی که می تواند صرف اعتلا و پیشرفت کشورهای اسلامی و مردم مسلمان شود، صرف و خرج خرید اسلحه و ایجاد انبارهای بزرگ مهمات و بریز و بپاش های امیران و پادشاهان عرب می شود و چه بسیاری از این ثروت های ملت مسلمان که در نهان و آشکار به جیب کارتل ها و تراست های آمریکا و صهیونیست ها ریخته می شود.
بگذریم، نزدیک تر شویم و از خود بگوییم و از کشور عزیزمان ایران.
کشوری با بیش از ۷۰۰۰ سال دیرینه تمدنی و ارزش های فرهنگی، با مردمانی که از ابتدای تشکیل ایران، اهل درک و فهم و شعور بوده اند و دانایی و مهربانی و همت بلند و هوش و ذکاوت از خصوصیات آنان بوده و هست و به شهادت تاریخ هیچ گاه تن و جان به پلیدی و نکبت کفر نیالوده اند و یکتاپرستی و اعتقاد به خدای یگانه و بی همتا بزرگ ترین افتخار آنان بوده است و در تاریخ خود آن زمان که بسیاری از مردمان عالم غرق در منجلاب کفر و جهل و بت پرستی بوده اند این ایرانیان پاک طینت بر آیین پیامبران زمان خود از جمله زرتشت به خدای یگانه اعتقاد داشته اند و بر مسیر حق باوری و حق جویی گام گذاشته اند و ارزش انسان در باور و رفتار این مردمان چنان بوده است که قرن ها پیش و حتی پیشتر از آن هنگام که اقوام کافر و بت پرست و مشرک دختران و زنان را زنده به گور می کردند، زنان در ایران همچون مردان دارای کرامت و منزلت بودند و حتی در مناصب بالای حکومتی حضور داشتند.
از ایران و ایرانی که به واسطه خوی حق جویی و حق باوری آیین دین اکمل الهی و پیامبر خاتم اش محمد مصطفی(ص) را و قرآن بر سینه رسول رحمت نازل شده اش را به جان پذیرفت و آن چنان بالید که ایران و ایرانی با بوعلی ها و فارابی ها و ابوریحان ها و شیخ طوسی ها و مولوی ها و حافظ ها و سعدی ها و صدها و صدها عالم و دانشمند و بزرگ دیگر خود شد ایجاد کننده تمدن اسلامی. و این ملت تمدن و فرهنگ ایران و اسلام را چنان در هم آمیخت که در هر عرصه می تواند برای مردم جهان الگویی برتر باشد اما وا اسفا که چنگال تیز استعمار و یوغ آهنین استبداد اجازه نداد که ایران و ایرانی دوران شکوه و عظمت و عزت خود را به سوی سرمنزل مقصود ادامه دهد و حاصلش شد عقب افتادگی و افول. و در مقابل دیگران از خواب جهل و نادانی و عقب افتادگی چند ساله قرون وسطایی سر برداشتند و کم کم بر مسیر علم و پیشرفت گام گذاشتند و آن گاه وقاحت بدانجا رساندند که برخی از آنان ایرانیان را «بربر» و «وحشی» خواندند. اف برایشان و همه عاملان و مسببان دور افتادن ایران آن زمان از قافله علم و پیشرفت و تمدن سازی.
از حمله مغولان و دیگر اقوام نیز به این وطن عزیز در این مقال سخنی به میان نمی آورم اما غمگنانه می نویسم که پادشاهان بی لیاقت و جبون، بسیاری شان بخشی از تمدن و فرهنگ ایران زمین را به باد دادند و برخی هاشان حتی سرزمین های وسیعی از ایران بزرگ را در عین بی عرضگی به این و آن بخشیدند که نفرین ابدی بر آن پادشاهان و سلاطین نابخرد و نابکار و بی لیاقت باد.
و نفرین بیشتر بر قجرهایی که با دو عهدنامه ننگین «گلستان» و «ترکمن چای» هم بخش هایی از سرزمین ایران را به باد دادند هم نخبه کشی کردند و تیغ تیز بر شاهرگ بزرگ مردی همچون امیرکبیر گذاشتند و خون او و بلکه خون غیرت و عزت و پیشرفت ایرانی را بر زمین ریختند و از دل این همه نابکاری و بی لیاقتی و نخبه کشی و استبداد، کودتا و رضاخان قلدر متولد شد و انگلیسی ها او را بر سرنوشت ایران حاکم کردند و چه ها که این آدم بی سواد و قلدر و مهره انگلیس با ایران و ایرانی نکرد. و چه مذلت بار انگلیسی ها او را دربدر ژوهانسبورگ و جزیره موریس کردند.
قصه پهلوی دوم نیز مثل روز روشن است. آری خامی و بی لیاقتی و سرسپردگی او مثل روز روشن و بدیهی است. بی لیاقتی هایش در آن زمان که قدرت های جهان ایران عزیز را سه پاره کردند و ایران را پل پیروزی خواندند و روسای جمهور کشورهای متحد در جنگ جهانی دوم در تهران گرد هم آمدند و در پایتخت وطن ما جلسه گذاشتند و حتی شاه ایران را به آن جلسه دعوت نکردند. از او که در آرزوی ژاندارمی خلیج فارس دست در دست رژیم اشغال گر صهیونیستی گذاشت و ثروت ها و آبروی این ملت را به پای آمریکا و اسرائیل ریخت. از شاهی که با وجود فروش ۶ میلیون بشکه نفت در روز اکثریت قریب به اتفاق روستاییان که ۷۰ درصد جمعیت ۳۶ میلیونی آن زمان را تشکیل می دادند در فقر بسر می بردند و در کنار شهرهای بزرگ، حلبی آبادها بی داد می کرد و اوج صنعت این کشور مونتاژ پیکان انگلیسی بود و آرزوی بزرگ هویدای نخست وزیر این بود که هر ایرانی یک پیکان داشته باشد. شاه بی اراده ای که سفیر آمریکا دستورهای رئیس جمهورش را به او دیکته می کرد شاه خود به خواب زده ای که در رویای دروازه های تمدن بزرگ، دین و تمدن و فرهنگ این ملت بزرگ را به سخره گرفت و… بگذریم…
اما سرانجام مردم به تنگ آمده از خفت تحمیلی استعمار و ظلم و جور بی حد استبداد و ملت رنج دیده از بی عدالتی های فراوان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دلتنگ مجد و عظمت از دست رفته ایران و رنجور از فاصله گرفتن از مبانی اصیل اسلام به جوش آمدند و خروشیدند و کار طاغوت را یکسره کردند و بساط شاهنشاهی و استبداد و استعمار را برچیدند تا خود بر سرنوشت خود حاکم شوند و خود برای خود تصمیم بگیرند و نظام نوینی را تحت عنوان مردم سالاری دینی و جمهوری اسلامی بر ایران حاکم کنند و این انقلاب و نظام از آن جا که خواست قلبی مردم بود و هست و امام و رهبرش نیز مرد خدا و دل داده قرآن بود و خلف صالحش نیز پا جای پای امام و مراد خود گذاشت علی رغم همه سختی ها و مشکلات، علی رغم جنگ تحمیلی ۸ ساله و تحریم های سنگین و متعدد و فشارهای مدام سیاسی و بهانه جویی های متعدد بر اراده مستحکم و استوار مردم خود ایستاد و نه تنها استوار و مانا و پایدار شد بلکه هر روز در عرصه های مختلف علمی، صنعتی، عمرانی و… به پیشرفت های قابل توجه دست یافت و در علومی همچون نانوفناوری، بیوتکنولوژی، تولید، تکثیر و انجماد سلول های بنیادی، طراحی، ساخت و پرتاب موشک و ماهواره و… در رده ده کشور برتر جهان جا گرفت همه این پیشرفت ها در حالی به دست آمد که ۸ سال تمام تقریباً همه صاحبان قدرت و ثروت چه غربی ها و چه عرب ها پشت سر صدام معدوم برای از هم پاشیدن ایران و به ذلت کشیدن ایرانیان ایستاده بودند و پس از آن که در عرصه آن جنگ تحمیلی مجبور به پذیرفتن شکست شدند تا همین امروز از تحمیل هیچ فشار و علنی کردن هیچ تهدیدی علیه این ملت فروگذار نکردند. اما ایران و ایرانی همچنان بر مدار عزت و استقلال و امنیت کم نظیر در جهان به پیش می تازد، بگذریم…
اما سخن از گرسنگی و بی عدالتی بود که دامن کلام دراز شد و حرف بدین جا کشید تا ضمن قدردانی از زحمات تمامی مسئولان و برنامه ریزان و قانون گذارانی که پس از انقلاب در هر شغل و مسئولیتی به این ملک و ملت خدمت کرده اند به صراحت به برخی مسئولان بگویم آقایان حتماً می دانید و اگر خدای ناکرده نمی دانید بدانید و آگاه باشید که در کنار همه پیشرفت ها و تحقق بسیاری از خواسته ها و آرزوهای اصلی و اساسی مانند عزت و استقلال و حاکمیت بر سرنوشت خویش این ملت بزرگ و با وجود بالا آمدن سطح زندگی آحاد مردم حتی در اقصی نقاط ایران زمین و روستاهایی حتی با ۲۰ خانوار جمعیت و برخورداری تقریباً تمام نقاط ایران زمین از عمران و آب و برق و گاز که کتاب ها می توان درباره آن نگاشت هنوز متأسفانه در این کشور بزرگ و پهناور با این همه نیروی نخبه و مستعد و با وجود این که سرزمین ما دومین دارنده گاز جهان است و از نظر نفت نیز لااقل در زمره ۶ کشور اول جهان قرار داریم و با وجود برخورداری از زمین های حاصلخیز خصوصاً در برخی نقاط کشور و زمین های قابل کشت در بسیاری از نقاط کشور و همچنین برخورداری از منابع غنی سنگ آهن، مس، آلومینیوم و… و از همه مهم تر برخورداری از نیروی جوان خلاق، مستعد و آماده کار، هنوز متأسفانه هستند در کشور ما افراد و خانواده هایی که برای تأمین حداقل های زندگی خود از جمله اجاره خانه و تأمین مخارج اولیه روزانه و مایحتاج زندگی ناتوانند و متأسفانه به خاطر فشارها و تحریم ها و همچنین برخی سیاست های غلط و سوء مدیریت ها در دوره های مختلف امروز علاوه بر وجود حدود سه میلیون بی کار و ۲ میلیون معتاد در کشور تعدادی از خانواده ها در زیر خط فقر مطلق و برخی حتی در نوعی گرسنگی به سر می برند حتی بعضی از شاغلان و کارگران در برخی سازمان ها و واحدهای تولیدی بیش از ۴ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند و دم بر نمی آورند. وقتی از آن ها سوال می شود که چه می کنید در پاسخ می گویند: هر جور شده تحمل می کنیم ولی دلمان خوش است که از کار بی کار نشده ایم و امیدواریم که بالاخره یک روز حقوقمان را پرداخت می کنند.
حال سخن این جاست اگر برخی مسئولان به خاطر برنامه های غلط یا سوء مدیریت نتوانستند یا غفلت کردند و یا خدای ناکرده شاید معدودی خیانت کرده و نخواسته اند که ریشه فقر و بیکاری و اعتیاد و فساد و تبعیض را بخشکانند و عده ای از این فضا سوء استفاده کرده اند و مرتکب فسادهای مالی ۳۰۰۰ میلیارد تومانی شدند و یا به طرق دیگر خون مردم را مکیده اند و می مکند، وظیفه هر یک از ما ایرانیان خصوصاً ایرانیان مسلمان در آستانه سال نو و دمیدن بهار و نو شدن روز و ماه و سال در قبال آن عده از هموطنانمان که پاره تنمان که هم تراز ما در خلقت و انسانیت هستند چیست؟ آیا هر یک از ما که دستمان به دهانمان می رسد در آستانه سال نو که بسیاری در تکاپوی خرید شب عید نوروز هستند و متأسفانه رسانه ملی نیز با افراط گرایی بر طبل مصرف گرایی می کوبد، نمی توانیم و نباید به فکر آنانی باشیم که برای پرداخت اجاره خانه هایشان درمانده اند؟ آیا نباید به فکر آن عده ای باشیم که در طول سال تنها یک بار کفش و لباس نو می توانند برای فرزندان خود تهیه کنند اما این روزها توان همان یک بار خرید لباس نو و کفش نو را ندارند آیا نمی توانیم و نباید به اندازه توان خود لااقل در آستانه سال نو مقداری مایحتاج زندگی و مواد خوراکی برای آن دسته از هموطنانمان که نوایی ندارند تهیه کنیم و با آبرو و عزت به در خانه هایشان ببریم؟ آیا برخی از ما نمی توانیم وسیله کسبی برای جوانی که نان آور خانواده ۶ نفره خود است مهیا کنیم؟ آیا می دانیم و به این اندیشیده ایم که برخی از هموطنان ما برای تأمین هزینه درمان فرزند خود درمانده اند؟ چندی پیش یکی از همکارانم آدرس یکی از این خانواده ها را می داد که دخترک ۹ ساله اش به خاطر ناتوانی در تأمین هزینه های درمان معصومانه پر کشید!!
پس ای همه آنانی که به لطف خدا دستتان به دهانتان می رسد، اگر همت کنید در این آستانه سال نو می توانید گل لبخند را بر لب همه هموطنان بنشانید و کاری کنید که لااقل این روزها و شب ها خانه ای بی غذای گرم و دلچسب و فرزندانی بی کفش و لباس نو نمانند.
می توان به این همه مراکزی که برای نگهداری کودکان بی سرپرست و یتیم وجود دارد سری زد و با اقتدا به مولا امیرالمومنین علی(ع) دستی بر سرشان کشید و گل لبخندی بر لبانشان نشاند.
می توان به خانه های سالمندان و آسایشگاه سالمندان و معلولان سر زد و این فرشته های زمینی را دلشاد کرد.
می توان دست های مقدسی داشت که حتی از لب هایی که دعا می خوانند مقدس تر باشند، دست هایی که به همنوع و هموطن خود خدمت می کند و گره از کار فروبسته همسایه و همشهری و هموطن خود می گشاید. می توان صاحب دل های رئوف و مهربان و دست های دهنده و بخشنده ای بود و دیگران را نیز همچون خود عزیز و صاحب کرامت دانست. می توان این روزها و این شب ها مکرر این اشعار شیخ اجل سعدی شیرازی را خواند و باز هم خواند و همت بلند کرد و سرای جاودان روشن و آباد کرد و دل هموطنان را شادمان کرد.
و چه خوش گفت سعدی شیرازی که می گویند این شعرش بر سردر سازمان ملل متحد حک شده است که: بنی آدم اعضای یک پیکرند/که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی/نشاید که نامت نهند آدمی
و ای کاش این شعر سعدی و از آن بالاتر این حدیث شریف نبوی بر دل و جان همه ما حک شود که فرمود: از من نیست کسی که سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد.