kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - بیمار

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۳۵۲  – چهارشنبه  ۹ اسفند ۱۳۹۱  با عنوان «بدون موضوع» به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

احمد آقا که از دوستان و همکاران قدیمی ما و آدم سرزنده و بانشاطی است نه تنها بیشتر وقت ها لبخند می زند بلکه صدای قهقهه خنده هایش برای بسیاری از همکاران آشناست.

اما چند روزی است که حال و هوای سابق را ندارد گرچه نمی خواست بروز دهد اما تا جویای احوال پدرش شدم رنگش عوض شد و قطرات اشک بر صورتش جاری شد دلم حسابی خالی شد و پرسیدم مگر حال پدر بد شده است؟ گفت: حدود پانزده روز است که پدرم دربیمارستان بستری است.

ریه هایش دچار خونریزی شده و حالا تنها به کمک دستگاه نفس می کشد شب ها پس از پایان ساعت کاری به بالینش می روم تا کنارش باشم و کارهای شخصی اش را انجام دهم دکترش می گوید سیگار ریه هایش را نابود کرده و سرطان بدجوری تمام سلول های ریه را درگیر کرده است. احمدآقا همین طور آرام صحبت می کرد و بی صدا اشک می ریخت و می گفت عوارض شیمیایی موجب شده که چشم های پدرم دیگر هیچ جا را نبیند.

با این که بیماری سخت و طاقت فرسا او را حتی از انجام کارهای شخصی اش ناتوان کرده اما هر وقت که حالش را می پرسم ، برای این که من غصه نخورم بلافاصله می گوید الحمدلله خوبم مشکلی ندارم! احمد آقا که حالا بغض گلویش را بیشتر می فشرد گفت فلانی اما چند روزی است که پدرم حتی توان صحبت کردن را نیز از دست داده است.

این روزها لب هایم را آرام کنار گوشش می گذارم و می گویم بابا اگر صدایم را می شنوید دستم را فشار دهید و لحظاتی بعد حس می کنم که با انگشتان نحیف و لاغر و ناتوانش آهسته دستم را می فشارد احمد آقا می گفت امروز که دکترش را دیدم گفت خودتان را آماده کنید دیگر کاری از دست ما ساخته نیست اما من هنوز امیدوارم و دوست دارم حالا که از شنیدن صدای پدرم محروم شده ام از حس کردن گرمای دست های مهربانش محروم نشوم با این حال به هر آنچه مقدر است از صمیم دل رضایت دارم.

حرف های صادقانه و از دل برخاسته احمدآقا بر دلم نشست و عمیقاً احساس کردم باید از فرصت ها بیشتر استفاده کنم از فرصت نگاه مهربانانه به چهره پدر و مادر، فرصت خدمت بیش از پیش و انجام وظیفه فرزندی، فرصت بیشتر با پدر و مادر بودن و نفس کشیدن در سایه سار وجود پربرکتشان.