این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۶۹۱۶ – یکشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۶ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

؛شاید بدترین نوع تحقیر و توهین به یک ملت، دیکته تصمیمات برون مرزی باشد که توسط نظریه پردازان و سیاست مداران کشورهای مدعی سیادت بر جامعه جهانی ساخته و پرداخته می شود و حاکمیت های وابسته به آنان نیز در حضیض ذلت به نوشتن آن دیکته تن در می دهند و اجرای آن را وظیفه خود می دانند. گذشته تاریخ و حال حاضر جهان موارد پرشماری از این واقعیت تلخ را نظاره گر بوده و هست. کشور ما ایران نیز در عرصه حیات و تاریخ پرفراز و فرود خود از این درد و بیماری جانکاه و بلای عزت سوز، رنج ها برده است و شاید در عصر قاجار و حکومت پهلوی حادترین شکل این بیماری بروز و ظهور داشته است. در آن دوره تاریخی تسلط بیگانه بر دستگاه حاکمیت کشور چنان ریشه می دواند که شاهان قاجار برای بقای سلطنت خود و تداوم چپاول مملکت به هر ذلتی در برابر بیگانه و به نوشتن هر دیکته ای که از جانب استعمار انشاء می شود تن می دهند سران بی کفایت قاجار با عقد قراردادها و امضای عهدنامه های ننگین سرمایه های ملی را به باد می دهند و به تمامیت ارضی کشور خدشه های اساسی وارد می کنند در چنین شرایطی بخش های بزرگی از مام میهن جدا و مرزهای جغرافیایی کشور تحدید می شود.
به فرمان قجرهای کوتوله که هیچ گاه لیاقت حکمرانی بر ایران را نداشته اند، بزرگ مردان و سرافرازانی چون امیرکبیر به خون می غلتند، استبداد صغیر حاکم می شود و از دل آن استبدادی دیگر برمی آید استعمار دیگر بار برای ایران نسخه می پیچد و دیکته نویس دیگری به نام رضاخان بر تخت سلطنت نشانده می شود، این بر تخت نشانده شده در مقابل مردم قلدری ها می کند به اتکای قدرت، ثروت ها می اندوزد، جفا به غایت می رساند با اسلام با عقاید و باورهای مردم با عاشورا با حجاب در می افتد و با سفر به ترکیه دچار آن شیفتگی و در سیاست خارجی دچار آن اشتباه تاریخی همنوایی با هیتلر می شود که متفقین به این بهانه علی رغم اعلام بی طرفی ایران در جنگ جهانی دوم وارد خاک ایران می شوند و عاقبت همان هایی که بر تخت نشاندنش، از فراز تخت فرو می آورندش و به جزیره موریس تبعیدش می کنند تا جوانی خام ، ضعیف النفس و سست اراده را ردای سلطنت بلکه جامه دیکته نویسی بپوشانند.
تخت نشین جوان که بیش از پدر نیازمند حمایت و پشتیبانی بود و مردم نیز در نظرش رعایایی امربر، بیش نبودند بدون در نظرگرفتن اصل اساسی استقلال که جان مایه عزت و بقای هر مملکتی است یکسره تسلیم بیگانه و ارباب سلطه شد و به اجرای اوامر آنان ذلیلانه تن داد.
بر این اساس نه عزت و استقلال کشور و نه خواست و اراده مردم در تصمیم گیری ها لحاظ می شد. پس از نهضت ملی شدن نفت نیزکه به پرچمداری آیت ا… کاشانی و دکتر مصدق شکل گرفت به دنبال بروز برخی مسائل باز حکومت غیرمردمی با نخست وزیر آن کرد که بیگانه می خواست. محمدرضای مغرور و مست از باده پیروزی پس از کودتا علیه دولت مصدق به دیکتاتوری تمام عیار بدل شد به خواست بیگانه قسم به کتاب مقدس را در مجلس جایگزین قسم به قرآن کرد، قانون خفت بار کاپیتولاسیون را به مجلس برد انقلاب دروغین سفید شاه و ملت راه انداخت.نارضایتی های پراکنده مردم راه به جایی نبرد تا آن گاه که فریاد بیدارگر عصر از فراز منبر در قم و پس از آن در سراسر ایران پیچید و هسته اولیه بزرگ ترین، شگفت آورترین و غیرقابل پیش بینی ترین انقلاب قرن به رهبری خمینی خداباور و مردم مدار شکل گرفت.
نهال این انقلاب پس از ٢۵ سال با پیروزی انقلاب اسلامی در ٢٢ بهمن ۵٧ به ثمر نشست و اولین حکومت مردمی در شکل و قالب جمهوری و محتوای اسلامی با رای « آری» بیش از ٩٨ درصدی به خواست و اراده و به دست مردم شکل گرفت. به این ترتیب اولین و اساسی ترین گام در جهت رسیدن به استقلال در زمینه های گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، علمی، نظامی و… با استحکام هرچه تمام تر برداشته شد.
استقلال در تصمیم سازی و تصمیم گیری برای مقدرات کشور بدون دخالت بیگانه اولین، اساسی ترین و شیرین ترین ثمره انقلاب مردم بود، آن هم در زمان حاکمیت جنگ سرد که اکثر کشورها به نوعی یا در اردوگاه غرب بودند یا در اردوگاه شرق شعار و باور نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی به منصه ظهور رسید و امروز حتی آنانی که انتقادها و مخالفت های اساسی به جمهوری اسلامی دارند به استقلال سیاسی و تصمیم گیری ایران اذعان می کنند. دیگر نه تختی نه تاجی نه سلطنتی ماند که به میراث گذارده شود بلکه میراث سلطنت به تاریخ پیوست. حنای استعمار چه کهنه اش و چه نو رنگ باخت. بساط تصمیم سازی بیگانه برچیده شد، عطر عزت استقلال کران تا کران ملک و میهن را فرا گرفت استقلال فکری و این که «ما می توانیم»، «ایرانی می تواند» در اذهان جا گرفت کشور در آستانه اوج گیری برای حرکت در مسیر استقلال همه جانبه قرار گرفت اما دشمن این حرکت ملت را برنتابید جنگی نابرابر را به ملت سلحشور ایران این بار برای هدم جمهوری اسلامی و تجزیه ایران و تبدیل ایران به ایرانستان تحمیل کرد اما زهی خیال باطل چرا که دفاع از دین و میهن در مقابل حمله دشمن به فرمان امام، «دفاع مقدس» نام گرفت و نه تنها وجبی از خاک وطن در اختیار دشمن متجاوز باقی نماند که این ماجرا سرآغازی شد برای جزم شدن هرچه بیشتر عزم مردم در رسیدن به خوداتکایی و استقلال همه جانبه و عزت مدارانه.
تحریم ها نیز انگیزه فرزندان این مرز و بوم را قوی تر کرد و ایران امروز که دیروز حتی برای نان سفره اش محتاج بیگانه بود و همان بیگانه برایش حاکم و سلطان تعیین می کرد امروز به برکت انقلاب اسلامی و رهبرش و به همت جوانانش نه تنها در تولید بسیاری از محصولات استراتژیک کشاورزی به خوداتکایی رسید بلکه در زمینه تولید، انجماد و تکثیر سلول های بنیادی، دستیابی به فناوری چرخه سوخت هسته ای، سدسازی، ساخت سامانه فضایی و پرتاب موشک کاوشی به فضا، توانایی انجام پیچیده ترین عمل های جراحی و تولید انواع داروهای اساسی و حرکت پر شتاب به سمت تولید علم و جنبش نرم افزاری و در تولید انواع سلاح های نظامی برای دفاع از کیان دین و میهن و صدها دستاورد ارزشمند دیگر به افتخارات بزرگی دست یافته است و چه دستاوردی بزرگ تر وارزشمندتر از استقلال و آزادی میهن که جمهوری اسلامی، مبارک مولود این موهبت گرانسنگ است و میراث انقلاب .
خدای تقدیرکننده مقدرات اجر شهیدان و امام منادی آزادی و استقلال را افزون کند همان امامی که می فرمود:« ما ارزش حیات را به آزادی و استقلال می دانیم. بزرگترین آرزوی من این است که مردم ایران ازچنگال ظلم نجات پیدا کنند و صاحب کشوری باشند آزاد و مستقل. استقلال فکری شرط اول استقلال است».