این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۹۱۳ – شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

آیا هنوز وقت آن نرسیده است که هر یک از ما خود را در محکمه لااقل وجدان خود به محاکمه بکشانیم و عادلانه و منصفانه از خود بپرسیم با کلام خدا، کتاب نور، کتاب هدایت، کتاب شفا، کتاب ذکر مبارک و با کتاب حیات و زندگی چه کردیم و چگونه رفتار کردیم؟
ما با کتاب هستی و این جلوه نازل شده لوح محفوظ الهی چه کردیم، ما با قرآن چه کردیم، به دیگران کاری نداریم، هر یک از ما مسلمانان ایرانی با این ذخیره و هدیه و لطف خاص الهی چه کردیم؟
بسیار سخت و تاسف بار است اما واقعیت دارد که برخی کتاب های داستانی و تخیلی فرنگی و بیگانه با فرهنگ ما در جمهوری اسلامی چند بار تجدید چاپ شد و برخی از ما آن ها را به خورد فرزندانمان دادیم، اما دریغ از این که یک بار کلام وحی را دوره کنیم، بسیاری از ما حتی قدر قاریان و قرآن شناسان و معلمان و مفسران قرآن را نشناخته ایم، در صورتی که اینان بهترین ها هستند برای الگو شدن و مرجع شدن در جامعه.
صد دریغ و هزاران افسوس نه در خانواده ها، نه در مدارس و دانشگاه ها و نه در محیط جامعه برنامه و تلاشی بایسته انجام شده است که آحاد این ملت مسلمان از دوران کودکی لااقل با روخوانی و روان خوانی کتاب خدا آشنا شوند، تاثیرپذیری از آثار بی بدیل تربیتی و اعتقادی و فکری و رفتاری در همه شئون فکری و ذهنی و رفتاری و اجتماعی زندگی و انس با قرآن طلبمان باشد!
آری حتی روخوانی و روان خوانی کتاب خدا را وظیفه جدی خود ندانسته ایم چه رسد به تامل و تدبر و جاری کردن قرآن در زندگی مان!
نه تنها خانواده ها، سیستم آموزش و پرورش، دانشگاه ها، رسانه ها بلکه حتی حوزه های علمیه و حتی مجموعه نظام هم اعم از قوای سه گانه و مجموعه سازمان ها و نهادها تاکنون برنامه ای بایسته، راهبردی، منظم و کارآمد برای ترویج قرآن و فرهنگ قرآنی و انس مردم با قرآن تدوین نکرده اند. اگر کسانی این ادعای نگارنده را قبول ندارند، یک آمار ساده از تعداد دانش آموزان، دانشجویان، کارمندان، کارگران و حتی برخی طلاب حوزه های علمیه تهیه کنند و به این سوال پاسخ دهند چند درصد این عزیزان توان تلاوت ساده اما صحیح قرآن را دارند؟ تدبر و تامل و انس با قرآن پیشکش!
انصاف نیست کارهای بزرگ و ارزشمندی که توسط مجموعه های گوناگون برای بسط و ترویج قرآن و فرهنگ قرآنی در کشور انجام شده است را نادیده بگیریم اما قرآن بزرگ و بلند جایگاه کجا و کارهای انجام شده کجا؟
صادقانه از خود بپرسیم چقدر با قرآن آشنا هستیم؟ چقدر قرآن را دوست داریم؟ چقدر با قرآن مانوس هستیم؟ قرآن در کجای زندگی ما جاری است؟ آیا اندیشه و افکار ما بر اساس آموزه های قرآنی شکل گرفته است؟ آیا قرآنی می اندیشیم؟ قرآنی سخن می گوییم؟ آیا گفتار و رفتار خود را بر اساس آموزه های قرآنی تنظیم می کنیم؟ تربیت هر یک از ما با تربیت قرآنی چه نسبتی دارد؟
از خود می پرسم آیا من که قلم در دستم امانت است، من روزنامه نگار و نویسنده مسلمان، قرآنی می اندیشم و پس آن گاه قلم به دست می گیرم و می نویسم؟ آیا خدا را، خدای قرآن را بر کلمه، کلمه بلکه بر حرف حرف نوشته هایم ناظر می دانم؟
از شما می پرسم آقای مسئول در هر رده ای در جمهوری اسلامی آیا همه شما بر اساس آموزه های قرآنی می اندیشید، برنامه ریزی می کنید، تصمیم می گیرید و اجرا می کنید؟ آیا حرف ها و موضع گیری های همه شما بر اساس اخلاق و تربیت قرآنی است؟
گمان من این است که این طور نیست وگرنه این همه کج پنداری، بداخلاقی و بدرفتاری در جامعه اسلامی وجود نداشت؟
برادران و خواهران قانون گذارم، آیا همه شما به تمامت به هنگام وضع قوانین، قرآن را و آموزه های کتاب خدا را آن چنان که باید و در حد توان خود نصب العین خود قرار می دهید یا گاه منافع و مصالح گروهی و جناحی و … در وضع قوانین و رای دادن و قیام و قعودها تاثیرگذار است؟
برادران و خواهران دینی ام در قوه قضاییه، آیا تمامی احکام صادره در محاکم قضایی آن چنان که باید بر اساس مر آموزه های قرآنی و عدل و انصاف انشاء می شود؟ آیا رفتار همه قضات، دادستان ها، بازپرسان و کارمندان دستگاه قضا رنگ و بوی قرآنی دارد؟ قبول کنیم که ندارد.
آیا رفتار همه کارمندان با ارباب رجوع بهره ای کافی از آموزه های قرآنی دارد؟ باور کنیم که ندارد، آخر ما به عنوان روزنامه نگار و اهل خبر و رسانه با مردم و درددل های مردم بسیار سر و کار داریم و از برخی مسائل و مشکلات مردم که بعضی مسئولان خبر ندارند باخبریم.
آیا همه پزشکان ما بر اساس آموزه های قرآنی شفا دهنده اصلی را آفریدگار مطلق هستی می دانند و خود را وسیله ای برای درمان دردهای بندگان خدا، آیا همه پزشکان با همه بیماران – که امیدی جز خدا و پس از آن نگاه مهربانانه و درمانگرانه پزشک خود ندارند- آن گونه که فرزند و برادر و همسر و پدر و مادر خود را درمان می کنند و برایشان دل می سوزانند، رفتار می کنند؟ آیا برخی بیمارستان های ما ابتدا بیمار بدحال را بستری می کنند و بعد به دنبال تشکیل پرونده و محاسبه هزینه ها می روند؟ یا ابتدا همراه سرگشته بیمار را به سمت پرداخت های اولیه مجبور می کنند؟
آیا همه مهندسان سازه ها و پروژه های عمرانی و معماران دست اندرکار ساخت و سازها بر اساس باورهای قرآنی و آموزه های دینی ابتدا امنیت جانی و روان مردم و آبروی نظام مهندسی و مهندسان و معماران مسلمان را و خیلی چیزهای دیگر اعم از منافع ملی و مصالح عمومی مردم را در نظر می گیرند یا پیش از هر چیز به محاسبه سود بیشتر خود آن هم به هر قیمتی می پردازند؟
آیا همه پرسنل نیروی انتظامی به اخلاق قرآنی آراسته اند، آیا همه این عزیزان در کلام و رفتار خود با خلق خدا آن گونه که بایسته است رفتار می کنند؟
آیا همه معلمان و استادان دانشگاه های کشور ما با این نگاه سر کلاس ها حاضر می شوند که مخاطبان و متربیان آنان همه همان انسان هایی هستند که خدای خالق آنان، چنان بزرگشان دانسته و برشمرده که فرموده «لقد کرمنا بنی آدم»، آیا همه عزیزان استاد و معلم کشور ما تمامی رفتار و گفتار و شان خود را بر این واقعیت که معلم اول خداست و این که معلمی شغل انبیا است، تنظیم می کنند؟
آیا فضای ادبیات و نوشته های برخی رسانه ها و خصوصا نشریات و قلم برخی قلم به دستان فضای اخلاق قرآنی است؟ و عفت قلم و حیا در آنها به درستی رعایت می شود؟ آیا همه نقدها براساس علم و آگاهی و انصاف و با نیت اصلاح انجام می شود؟ باور کنیم که چنین نیست!
آیا کلمات و جملات همه کسانی که مجالی و تریبونی برای گفتن می یابند بر اساس آموزه های قرآنی است؟ آیا کلام تمام گویندگان به صفت بایسته حیا و عفت کلام مزین است؟ می بینیم که نیست!
آیا؟ آیا؟ آیا؟ و صدها و هزاران آیای دیگر؟
آیا برخی که همه حق را نزد خود می دانند و خود را حق مطلق می پندارند و هیچ حقی برای کسان دیگر متصور نیستند، تفکر و رفتاری مطابق با آموزه های قرآنی دارند؟
آیا گفتار و رفتار برخی از ما در محیط خانواده در ارتباط با پدر و مادر و همسر و فرزندان و خویشان خود برگرفته از رفتارهای توصیه شده در قرآن و تربیت قرآنی است یا بیش از هر چیزی بوی خودخواهی و خودبرتربینی می دهد؟
آیا اگر قرآن می خواندیم، مودب به ادب قرآنی بودیم و در این کتاب نور، ژرف می اندیشیدیم باز هم این همه بدگویی، بداخلاقی ، بدرفتاری ، تندخویی و کم صبری در رفتار برخی از ما موج می زد؟
آیا اگر قرآن می خواندیم و در معانی بلند آن غور می کردیم در زمانی که برخی سفره ها حتی سفره های سحری و افطاری همنوعان ما خالی است باز هم برخی از ما این همه اسراف می کردیم و سفره های افطاری آنچنانی برای میهمانان آنچنانی پهن می کردیم؟
و آیا اگر تنها یک بار به آیات ابتدایی سوره مومنون مراجعه و کمی در معنای آن تدبر می کردیم و به تصریح کلام خداوند درباره صفات مومنان دقت می کردیم و همچنین به تصریح و تاکید خداوند بلندمرتبه به مراحل آفرینش انسان می نگریستیم، آیا آن گاه مرتکب برخی افکار و رفتار غیرمومنانه می شدیم؟ آیا دقت در مراحل خلقت انسان و توجه به قدرت لایزال الهی و هیچ بودن خود در مقابل خداوند حداقل ما را بر این رفتار رهنمون نمی کند که به غرور و تکبر و نخوت و خوی فرعونی در مقابل خدا، در مقابل مردم و در مقابل اقوام و خانواده خود آلوده نشویم؟
صریح می پرسم و از همه مسئولان و دست اندرکاران و برنامه ریزان و صمیمانه از همه عزیزان هموطن و مسلمانم می پرسم آیا اگر قرآن در زندگی ما جاری بود این همه مشکل فراروی خود می دیدیم ؟ و آیا به اذعان رئیس قوه قضاییه سالانه ۸ میلیون پرونده قضایی در محاکم ما تشکیل می شد؟
باز صمیمانه از خود و همگان می پرسم آیا ما قرآن را، وحی خداوندی را، معجزه جاوید پیامبر خاتم را و این کتاب هستی را کتاب معرفت و زندگی می دانیم و به این دانسته خود عمل می کنیم؟ یا برخی از ما از قرآن فقط در هنگام تعویض خانه، (درست کردن «آینه قرآن») رد کردن مسافر از زیر آن، بر طاقچه گذاشتن آن، جزو مهریه قرار دادن آن و خواندن آن بر مزار مردگان و از دنیا رفتگان یاد می کنیم؟ و گویا فراموش می کنیم که قرآن کتاب هستی ، کتاب حیات و کتاب زندگانی و کتاب زندگی و کتاب حیات واقعی و جاودانه است.
مگر قرآن کتاب حیات نیست، که هست. مگر قرآن کتاب زندگانی نیست، که هست. مگر قرآن کتاب هدایت نیست، که هست. مگر قرآن نور، ذکر، ذکر مبارک نیست، که هست و مگر قرآن کلام بی همتای آفریدگار بی همتا نیست که هست، پس بیاییم به برکت خود قرآن و به برکت رمضان و شب قدرش، «قدر» قرآن را بدانیم و بازشناسیم و فقط آن را بر سر نگیریم، بلکه با تلاوت قرآن، با انس با قرآن، با اطاعت از قرآن و هدایت گرفتن از قرآن و سرمشق گیری از عترت، قرآن را در عمق جان و اندیشه و زندگی خود جاری کنیم. سینه هامان را به اندازه وسع و لیاقت و همتمان ظرف معارف قرآنی قرار دهیم، قرآنی سخن بگوییم، قرآنی رفتار کنیم، قرآنی زندگی کنیم تا به لطف الهی با قرآن به دیدار خدای قرآن برویم، با قرآن محشور شویم، تا قرآن در قبر و برزخ نیز انیس و مونس ما باشد و با قرآن برانگیخته شویم و …
تا حبیب خدا، محمدمصطفی آن آورنده قرآن و پیام آور وحی مبین، در این دنیا و آن دنیا دستمان را بگیرد و شفاعتمان فرماید ان شاء ا…
پس خدایا چنان مباد که ما قرآن را و قرآن ما را فراموش کند.