این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۸۶۷ – چهار شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۲ با عنوان «سرمقاله» به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

در ۸ ماه گذشته ۳۵۳ هزار کیلو مواد مخدر در کشور کشف شده است. روشن است که مواد مخدر را به کیلو نمی سنجند بلکه با گرم اندازه گیری می کنند چرا که رد و بدل کردن حتی چند گرم مواد مخدر در شهرها کاری خطرناک و دارای ریسک بالایی است و از آن مهم تر این که تنها چند گرم از مواد مخدر، خصوصا مواد مخدر صنعتی می تواند آواری خانمانسوز بر سر جوانی از خانواده های ما شود.
این ۳۵۳ هزار کیلو مواد مخدر، میزان کشفیات نیروهای جان برکف مرزبانی و انتظامی است و تنها خدا می داند که چند ده تن دیگر از این مواد نفرت آور و خانمانسوز به کشور وارد می شود و دور از چشم مأموران انتظامی و امنیتی یا به خارج از کشور ترانزیت و یا در داخل کشور توزیع می شود و کیست که نداند که با تمام تلاش های انجام شده مدت زمان دست یابی به مواد مخدر در شهرهای بزرگ به کمتر از چند دقیقه کاهش پیدا کرده است این در حالی است که دسترسی به یک کتابخانه یا مکان ورزشی برخوردار از امکانات ابتدایی یا محیطی آموزشی و فرهنگی چندان آسان نیست. کیست که نداند بخش اعظم زندانیان کشور را قاچاقچیان، معتادان و مجرمین مرتبط با مواد مخدر تشکیل می دهند و کیست که نداند این مواد خانمانسوز حتی به پشت میله های زندان ها نیز راه یافته اند و کیست که نداند چه پیامدهای ناگواری بر بسیاری از خانواده ها به خاطر مواد مخدر تحمیل شده و می شود. آیا بررسی شده است که چند درصد از فروپاشی خانواده ها و طلاق ها به خاطر اعتیاد بوده است؟ آیا من و شما نمی شناسیم جوانانی را که می توانستند و باید با اتکا به خداوند و تقویت اراده خود و تربیت در محیط سالم خانواده و مدرسه، امروز پشت صندلی های دانشگاه ها نشسته باشند یا پیشه وران و کارگران موثر و ماهری باشند در حالی که اکنون اسیر چنگال شوم افیون و یا گرفتار میله های زندان شده اند و نه تنها جوانی و هستی خود را با افیون و مخدر گره زده اند و هزار مشکل برای خود به وجود آورده اند بلکه هزاران خانواده را نیز درگیر کرده اند؟ آیا کم است تعداد مجرمانی که به خاطر تأمین هزینه اعتیاد خود دست به دزدی و کارهای خلاف می زنند و هم خود و شخصیت خود را فدا می کنند و هم خود را به حرام آلوده می کنند و هم آرامش و امنیت جامعه را بر هم می زنند؟ آیا هیچ می دانیم که بر پدر و مادر یک جوان معتاد چه می گذرد و چه خونی به دل آنان می شود که فرزند خود را که امیدها به او بسته بودند امروز در چنگال افیون و در بدترین حالت ممکن نظاره می کنند؟ گذشته از میلیاردها تومانی که صرف مبارزه با مواد مخدر، قاچاقچیان و جمع آوری و درمان، روان درمانی، دارو درمانی و توانبخشی معتادان می شود آیا قابل محاسبه است که چه هزینه سنگین و بار روانی بر جامعه ای که تعداد قابل توجهی معتاد در آن وجود دارد تحمیل می شود؟ آیا واقعاً قابل محاسبه است که چه هزینه گزافی ملت و دولت ایران باید تحمل کنند چرا که در همسایگی افغانستان به عنوان بزرگترین کشور تولید کننده مواد مخدر جهان قرار گرفته اند کشوری که ۸۹ درصد از زمین های زیر کشت خود را به کشت خشخاش اختصاص داده و تولید کننده ۹۰ درصد مواد مخدر غیرصنعتی جهان است و بنا به آمار رسمی حکومت افغانستان و اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل (UNODC) که به تازگی منتشر شده کشت خشخاش با ۳۶ درصد افزایش نسبت به سال ۲۰۱۲ به ۲۰۹ هزار هکتار رسیده و تولید تریاک نیز نسبت به همین سال با ۴۹ درصد افزایش به ۵.۵ هزار تن رسیده است.
وجود تقریباً ۳ میلیون معتاد در کشور، آری ۳ میلیون انسان، که البته برخی آمار غیررسمی عددهای بیشتر از این را نیز برای تعداد معتادان اعلام می کند که این رقم میلیونی جدا از معتادان تفننی هستند آری این اعداد و ارقام تأسف بار فاجعه ای است که همچون اختاپوس به جان برخی افراد جامعه افتاده است و این مهم ترین تبعات منفی و آثار شوم کشت و تولید ۹۰ درصد مواد مخدر جهان در کشور همسایه است، همسایه ای که نه متجاوزان نظامی به این کشور و نه حاکمیت خود افغانستان عزمی بر کنترل و مهار کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر به دیگر کشورها دارد و این نهایت بی مسئولیتی حکومت این کشور همسایه را در قبال کشت و تولید و قاچاق مواد مخدر آشکار می کند. به شهادت رسیدن بیش از ۳ هزار نفر از مرزبانان غیور و نیروهای انتظامی جان بر کف کشورمان طی چند سال دیگر پیامد داشتن همسایه ای است که همچنان بزرگترین تولید کننده مواد مخدر جهان است. بنا به گزارش رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا طی ۸ ماهه امسال ۷۱۰ عملیات منجر به درگیری بین پلیس و قاچاقچیان رخ داده است و اگر چه در این مبارزه ۵۵ تن از اشرار مجهز به انواع و اقسام ادوات جنگی به هلاکت رسیده اند و ۲۳ نفر از آنان مجروح شده اند اما این عملیات موجب به شهادت رسیدن ۸ تن از مأموران جان بر کف و فرزندان غیور این مملکت نیز شده است. این ها تنها بخشی از هزینه های آشکار و پیدای مواد مخدر و قاچاق آن به کشورمان است. اما سوال اساسی این است که چرا سازمان ملل متحد و کشورهای غربی به وظیفه خود عمل نمی کنند و کشورمان را در مبارزه با قاچاق و ترانزیت مواد مخدر تنها گذاشته اند. آیا این مدعیان حقوق بشر و بهره برداران اصلی از مبارزه فرزندان این آب و خاک با قاچاقچیان مواد مخدر نباید سهم خود را برای کمک به ایران به منظور مقابله با ترانزیت و قاچاق مواد مخدر پرداخت کنند؟ اگر آنان چشم و گوش خود را به روی این واقعیت های آشکار بسته اند چرا مجلس و دولت جمهوری اسلامی آنچنان که باید از طریق نهادهای بین المللی پیگیر این موضوع مهم نیستند که آن کشورها به پرداخت سهم خود در مبارزه با ترانزیت و قاچاق مواد مخدر ملزم شوند.
آیا واقعاً نباید آنان از سر وظیفه، پیشرفته ترین امکانات کشف و مبارزه با قاچاقچیان را با افتخار در اختیار کشورمان بگذارند و آیا آنها حق دارند که اینچنین آسوده خاطر کنار گود بنشینند و از مبارزه دلاورمردانه مرزبانان و پلیس ما با قاچاقچیان مواد مخدر بهترین بهره ها را ببرند و تنها جوان های ما پَرپَر شوند و یا به چنگال اعتیاد اسیر شوند؟
اما در این شرایط آنچه مهم به نظر می رسد این است که باید عزمی جدی و ملی برای مبارزه با مواد مخدر و قاچاق آن در کشور توسط مردم و مسئولین به وجود آید تا ریشه این بلای خانمانسوز بخشکد و لااقل از این پس شاهد افزایش آمار قاچاق و اعتیاد در کشور نباشیم این کار اگر چه بسیار سخت است اما با اراده ای که در این ملت سراغ داریم این کار غیرممکن نیست.
به اذعان رئیس پلیس مواد مخدر ناجا در ۸ ماهه امسال ۶۰ هزار تماس تلفنی مردمی منجر به کشف ۶۲ تن مواد مخدر شده است. پر واضح است که اگر هر یک از ما حساسیت لازم را درباره اعتیاد، مواد مخدر و قاچاق آن نشان دهیم تعداد این تماس های تلفنی با پلیس و به دنبال آن کشف مواد مخدر بیشتر خواهد شد و قاچاقچیان، خرده فروشان و کلی فروشان بیشتر احساس ناامنی خواهند کرد و قطعاً این فاجعه که دسترسی به مواد مخدر در کمتر از چند دقیقه میسور باشد نیز تا حد زیادی رنگ خواهد باخت. همه می دانیم همکاری مردم و پیگیری رسانه ها می تواند تأثیر بسیار بسزایی در هر چه ناامن تر کردن فضا برای قاچاقچیان و معتادان داشته باشد اما با همه این تفاصیل بهترین و موثرترین راهکار برای جلوگیری و مهار اعتیاد در بین جوانان، اطلاع رسانی، دادن آگاهی و ارائه آموزش های لازم و همچنین حساسیت خانواده ها و نظارت بیشتر آنان و همکاری آموزش و پرورش، دانشگاه ها و دیگر نهادها و سازمان های مسئول است چرا که در هر شرایطی واکسینه کردن و پیشگیری، بسیار موثرتر از درمان است. باید با عزم ملی و اراده جمعی و استفاده از ظرفیت های بین المللی و وضع قوانین سختگیرانه تر و اجرای دقیق آن هم فضا را برای قاچاقچیان و توزیع کنندگان مواد مخدر و معتادان بسیار ناامن کرد و هم با آموزش های به هنگام و موثر در سطوح مختلف، گرایش و تمایل به مصرف مواد مخدر خصوصاً در بین جوانان را کاهش داد تا چنگال عفریت خانمانسوز قاچاق مواد مخدر و اعتیاد گریبان جامعه را رها کند.