این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۶۳۶ – یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

ابعاد فاجعه سیل ویران گر پاکستان روز به روز گسترده تر و آشکارتر می شود، براساس اخبار منتشر شده تنها طی دو روز گذشته یک میلیون نفر دیگر به آمار آوارگان سیل در این کشور اضافه شده است، سیلی که به گفته مسئولان پاکستانی طی ۱۰۰ سال اخیر بی سابقه بوده و تا کنون یک پنجم مساحت این کشور را – معادل کشور ایتالیا- فرا گرفته و زندگی حدود ۲۰ میلیون انسان را تحت تاثیر قرار داده، بیش از ۶ میلیون نفر را آواره و بی خانمان کرده و براساس آمار رسمی بیش از ۲ هزار نفر و بنابر آمار غیررسمی ۷ هزار نفر را به کام مرگ کشانده است.
این سیل خانمان برانداز علاوه بر این که موجب ویرانی بیش از ۶۵۰ هزار خانه شده، ۵۵۰ هزار هکتار زمین زراعی را زیر آب برده و ده ها هزار راس دام را تلف کرده، بسیاری از پل ها و راه های مواصلاتی و ارتباطی را تخریب کرده و موجب شده تنها راه برقراری ارتباط با ۸۰۰ هزار نفر از آسیب دیدگان سیل فقط منحصر به ارتباط های هوایی شود.
فاجعه بارتر این که به خاطر کمبود آب، نبود بهداشت و امکانات اولیه زندگی خطر بیماری های واگیردار و خطرناکی مانند حصبه، وبا و مالاریا صد هزار نفر از سیل زدگان را تهدید می کند.
علاوه بر این براساس خبرهای روزگذشته، ۷۲ هزار کودک نیز در معرض خطر جدی ابتلا به وبا قرار گرفته اند. این خبرها تنها بخشی از واقعیت های تلخ و جان سوزی است که میلیون ها انسان آواره از سیل در کشور پاکستان گرفتار آن شده اند.
امروز مردم مسلمان کشور همسایه شرقی ما در حالی با تشنگی، گرسنگی، بی خانمانی، بیماری و مرگ دست و پنجه نرم می کنند که نه دولت پاکستان قدرت و توان کمک رسانی به موقع و موثر را به آسیب دیدگان دارد و نه علی الظاهر جامعه جهانی و سازمان های بین المللی با آن همه ادعا، عزمی برای کمک جدی، موثر و به موقع به مردم مظلوم پاکستان دارند، مصیبت بارتر این که دنیای اسلام نیز با بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون نفر جمعیت و با وجود برخورداری بسیاری از کشورهای اسلامی- و خصوصا عربی- از منابع و ذخایر سرشار نفتی و درآمدهای میلیاردی ، کمک موثری به مردم مظلوم پاکستان نکرده اند و متاسفانه حتی دولت ایران اسلامی نیز آن چنان کند وارد عملیات جمع آوری و ارسال کمک های انسان دوستانه و برادرانه مردم کشورمان به مردم مسلمان کشور همسایه خود شده است که گویی اخبار فاجعه رخ داده در پاکستان را یا خوب و دقیق پی گیری و بررسی نکرده، یا اشتغال ها آن چنان درگیرشان کرده که تا این حد کند وارد این میدان انسانی اسلامی کمک به مردم مسلمان کشور همسایه خود شده اند.
به هر صورت امروز میلیون ها انسان سیل زده و بی خانمان در حالی منتظر کمک های انسان دوستانه و نوع دوستانه برای نجات از مرگ و ادامه زندگی خود هستند که هر گونه تعلل هرچند یک ساعته، این مردم رنج دیده را چند ده گام به عمق بحران و ابتلا به بیماری های واگیردار و مرگ نزدیک تر می کند. بحران و فاجعه ای که در صورت کنترل نشدن نه تنها می تواند به دیگر مناطق و ایالت های پاکستان تسری یابد بلکه شاید به نوعی دامنه آن کشورهای همسایه را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد.
از نکات تامل برانگیز در این ماجرا، این که با وجود گذشت حدود یک ماه از اولین بارش های سنگین ۱۲۰ میلی متری روز اول و ۳۴۰ میلی متری در موج دوم و سوم که عرض طبیعی رودخانه ها را از ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر به ۳۵۰۰ متر رسانده و موجب کشته شدن مردم و خرابی های گسترده و بروز فاجعه ای چنین عظیم در پنج استان پاکستان شده و بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد این حادثه را به «سونامی آرام» تشبیه کرده، و در حالی که محمود قریشی وزیر خارجه پاکستان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد میزان خسارت ها را ۴۳ میلیارد دلار عنوان کرده، این سازمان تنها ۴۶۰ میلیون دلار کمک اضطراری ازکشورهای جهان درخواست کرده و جالب این که با وجود گسترده شدن لحظه به لحظه فاجعه تاکنون فقط ۶۰ درصد این مبلغ، تامین شده استکه این مسئله به روشنی از نبود عزم جدی جامعه جهانی و سازمان های بین المللی برای کمک به مردم سیل زده پاکستان حکایت می کند.
با وجود این واقعیت ها اگر نتوان مطمئن بودولی می توان چنین گمانه ای را مطرح کرد که عامل اصلی عدم کمک جدی وموثر کشورهای ثروتمندغربی و سازمان های بین المللی به پاکستان، ازخودندانستن جهان سومی ها وهمچنین مسلمان بودن مردم کشور پاکستان است، آیا جنایت های گروه های افراطی مانند القاعده و طالبان که خود دست پرورده آمریکا هستند، بهانه ای برای تحت فشار قراردادن مسلمانان جهان و حتی کمک جدی نکردن به مردم مسلمان و سیل زده پاکستان نیست؟ در عین حال نباید ازخاطربردکه با تمامی این اوصاف آمریکا برای حفظ منافع وتاثیرگزاری بر افکار عمومی ، در حال حاضر بیشترین میزان کمک به پاکستان را در جریان سیل اخیر به خود اختصاص داده است.
اما رخوت و سستی و بی همتی مسئولان کشورهای اسلامی در کمک به مردم سیل زده و مسلمان پاکستان چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ آیا این بی همتی دلیلی جز نبود اتحاد و همبستگی و هم گرایی و هم افزایی بین کشورهای اسلامی دارد؟ البته سیاست بازی وسیاسی کاری برخی سران دولت های عربی خصوصا وهابیون آل سعود را در این جریان نمی توان و نباید نادیده گرفت ! اگر جهان اسلام به واقع قدر خود را می شناخت و می دانست و از ظرفیت های فراوان و منحصر به فرد خود در زمینه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی درجهان استفاده می کرد و برخی از کشورهای عربی به دام سیاست های استعماری دولت های غربی نمی افتادند و همه توان خود را صرف مقابله با رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن اصلی بشریت و جهان اسلام می کردند، امروز جهان اسلام در این وضعیت به سر می برد یا می توانست با هم دلی و هم گرایی و اتحاد در تمامی معادلات جهانی حرف اول را بزند و برای تمامی برنامه ها در سطح جهان طرح و برنامه و حرفی اساسی داشته باشد؟
آیا اشغال عراق توسط نیروهای متجاوز، وضعیت اسف بار افغانستان و نابه سامانی های سیاسی و اقتصادی وهمچنین خیزمجدد طالبان برای به قدرت رسیدن در پاکستان نشانه روشنی از تفوق سیاست های تفرقه افکنانه ،اشغال گرایانه و استعماری آمریکا و برخی کشورهای غربی در میان جهان اسلام نیست.
نکته آخر این که به هر صورت نوع حکومت پاکستان و در هم تنیدگی بسیار شدید حاکمان و برخی سیاسیون با ارتش و نیروهای اطلاعاتی پاکستان isi که نقش بسیار موثر و تعیین کننده در سیستم حکومتی پاکستان دارند و همچنین ارتباط فرماندهان و سران قدرتمند ارتش و isi با افراطیون مذهبی موجب حاکم شدن شرایط بسیار سنگین و پیچیده ای در حاکمیت پاکستان شده است که عواقب آن علاوه بر این که دامن مردم مظلوم پاکستان را گرفته تاثیر منفی خود را در عرصه های گوناگون بر مسائل منطقه ای نیز بر جای گذاشته است.
اگر مجموعه و سیستم حاکمیتی پاکستان بر مبانی و آموزه های ناب اسلامی و مردم سالاری دینی مبتنی بود و برخی سران و فرماندهان ارتش، isi و مسئولان دولتی به پورسانت خواری و رشوه خواری آلوده نبودند بی گمان امروز این کشور لااقل از حداقل های پیشرفت علمی، صنعتی و تکنولوژیکی برخوردار بود و همچنین زمینه برای تولید ثروت و توزیع عادلانه ثروت و کاهش فقر آماده بود.
علاوه بر این خرابی های گسترده سیل و فاجعه به وجود آمده در پاکستان به روشنی از کوتاهی و قصور دولت های این کشور در تحکیم زیرساخت ها و همچنین نبود پیش بینی های لازم برای کم کردن خسارت های ناشی از حوادث غیرمترقبه حکایت می کند، پرواضح است کشوری که از ثبات حکومتی لازم برخوردار نباشد و پایه های مردم سالاری وامنیت پایداردر آن تقویت نشده باشد، عمران و آبادانی و پیشرفت و توسعه و رفاه مردم نیز مغفول می ماند و مسلم است که در حوادثی این چنین نیز دولت به خاطر پیوسته نبودن با مردم و فاصله داشتن با آنان نه منابع لازم را در اختیار دارد و نه قادر به کمک رسانی موثر و جدی به مردم خود خواهد بود.
اسف بارتر این که در فضای سنگین و اوضاع سخت و فاجعه آمیزامروز پاکستان ، طالبان ودیگرنیروی های افراطی دست به کار شده اند و با کمک رسانی به مردم سیل زده ، به شدت در تلاش هستند جای پای خود را در بین مردم محکم کنند و به طور خزنده برای خود اقدام به عضوگیری و جذب نیرو کنند و این خطری است که نه تنها پاکستان بلکه منطقه را تهدید می کند.خطری که نه پاکستان، نه کشورهای همسایه و منطقه و نه جامعه جهانی می تواند به آن بی توجه باشد.