kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - غدیر خم

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۲۰۹۸۷  – یکشنبه  ۲۶ تیر ۱۴۰۱ با عنوان یادداشت روز  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی
خالق هستی، انسان را به عنوان گل سرسبد آفرینش و اشرف مخلوقات آفرید تا در مسیر «بودن» به سوی «شدن» طی طریق کند و بر پله‌های رشد و تکامل و سعادت فراز آید و به مقام خلیفه اللهی نایل شود پس وجود انسان را به زیور «عقل» و «فطرت» و «روح» و جان «حقیقت جو» بیاراست و بر این همه از سر لطف و کرم و حکمت بی منتهایش بی بدیل نعمت بعثت را برای هدایت انسان به او ارزانی داشت تا آن گاه که «رسالت» به وجود اعظم پیامبران به «مرتبت ختم» رسید و پنجره «وحی الهی» بسته شد اما حضرت باری تعالی نمی‌خواست که پس از پایان نبوت، انسان رها شود و به حیرت و سرگردانی دچار آید پس همان طور که مژده آمدن «احمد» پیامبر آخرالزمان را بر زبان پیامبران پیشین و تورات و. .. و انجیل شان وعده کرده بود در آیاتی از قرآن کریم و همچنین در سیره و روایات پیامبر عظیم الشان اسلام نیز تکلیف «وصایت» و «ولایت» و همچنین «هدایت» امت پس از حضرت ختمی مرتبت به مشیت و حکمت حضرت ربوبیت روشن شد. «آیه ولایت» یکی از آیات روشن دلالت کننده بر ولایت امیرمومنان علی بن ابی طالب است، «آیه تطهیر» که بر طهارت و عصمت عترت رسول اکرم تاکید دارد و می‌دانیم که عصمت، شرط نبوت و جانشینی وامامت حق است خود دلالت کننده دیگری بر وصایت و امامت امیرمومنان است و البته چه کسی سزاوارتر از «جان پیامبر» برای هدایت امت خاتم پیامبران و چه زیبا «جان و نفس» بودن امیرمومنان را خداوند رحمان در آیه مباهله به تصویر می‌کشد.
و اما تکلیف ولایت امت پس از حضرت ختمی مرتبت بارها و بارها در لسان و سیره و سنت نبوی نیز روشن شده،  در «حدیث دار» در «حدیث منزلت» و. .. در سیره نبوی آن جا که آن انسان کامل و اشرف انبیا حضرت محمد مصطفی به گاه «عقد اخوت» با علی (ع) همو که جز پیامبر اکرم در هیچ صفت کریمه و سجیه متعالیه بر او برتری ندارد عقد اخوت می‌بندد، همان علی که از کودکی در دامان مطهر و قدسی حضرت مصطفی رشد می‌کند، همان تنها مولود کعبه که اولین است در ایمان آوردن به پیامبر خاتم و آیین پاکش، همان علی که تنها لایق و «کُفو» است برای «منصوره دو عالم»، «زهره زهرا» حضرت فاطمه «ام ابیها»، همان علی که پیامبر او را «باب علم نبوی» دانست، همان علی که در شب معراج رسول مکرم اسلام، حضرت رحمان با «صوت» او با رسول و حبیبش سخن کرد، همان جوانمردی که سروش لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار در وصف او در آسمان‌ها پیچید، همان باورمندی که همه وجودش وقف حق و حق طلبی و «مریدی» حضرت مصطفی بود چه در لیلهالمبیت که با آن خطر و فتنه بزرگ به جای پیامبر در بستر او آرمید، چه در «اُحد» که در هنگامه‌ای تنها حامی و جان فدا و مدافع و محافظ جان پیامبر بود و. ..
آری آن عبد صالح خداوند که حضرت باری به «علی» نامبردار و به «امیرمومنان» متصفش فرمود و در علم و ایمان، زهد و تقوا، عدالت و شهامت، سخاوت و کرامت پس از حضرت ختمی مرتبت یگانه بود بارها و بارها در لسان پیامبر و آن چنان که گفته آمد در رفتار و سیره حضرت ایشان به عنوان وصی، جانشین، ولی و هادی امت معرفی شد و اما در حجه‌الوداع آن گاه که هزاران هزار «حاج» از زیارت خانه کعبه باز می‌گشتند در «غدیر خم» خاتم پیامبران به امر حضرت باری تعالی ماموریت یافت آن امری را از سوی خداوند به مردم ابلاغ کند که اهمیتش به قدر و‌اندازه رسالت حضرت خاتم است و چنین شد که پیامبر دستور داد کاروان‌های رسیده، اتراق کنند و بمانند تا دیگران برسند و فرمود آنان که از منزل و برکه غدیر خم گذشته‌اند، بازگردند و پس از گرد آمدن مسلمانان حضرت مصطفی بر فراز منبری از جهاز شتران ایستاد و خطبه‌ای بلند و قراء انشاء فرمود و دیگر بار به امر الهی بر وصایت و ولایت امیرمومنان علی(ع) تاکید کرد و فرمود: «مَن کنتُ مولاه فهذا علی مولاهُ» تا نه تنها تکلیف امت پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت روشن شود و انسان به سرگشتگی و حیرت دچار نیاید بلکه جان و روح و هدف بعثت انبیا که همانا به کمال و سعادت رساندن و عاقبت به خیری و نیل به رضایت و رضوان الهی انسان است در همیشه جهان تا قیامت ساری و جاری و زنده بماند و این چنین غدیر آن واقعه بزرگ الهی شد حلقه وصل بعثت به آخرالزمان تا انسان هیچ گاه تنها و بی یاور، «بی دلیل راه»،  بی راهنما و «بی امام» نماند.