این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۷۶۹ – پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

درباره انقلاب ایران بسیار گفته اند و نوشته اند اما به عنوان عضو کوچکی از جامعه و ملت بزرگ ایران به شدت بر این باور اصرار می ورزم که زوایا و عظمت انقلاب مردم و چرایی و چگونگی آن، دستاوردهای آن، گذشته، حال و آینده آن و تاثیرش بر عرصه های گوناگون اداره و مدیریت کشور، تاثیر آن بر منطقه، جهان اسلام و دنیا هنوز و تا سال های متمادی می بایست مورد بررسی دقیق تر و عمیق تر قرار بگیرد.
اما در این مقال با توجه به بضاعت و مجال اندک و براساس وظیفه، تنها به ۳ مورد از اساسی ترین دستاوردهای انقلاب اشارتی می کنم و تامل و تدقیق و تحقیق درباره آن ها را برعهده مخاطبان می گذارم و پر واضح است که اشاره و برشمردن این ۳ دستاورد اساسی به معنای ندیدن و نادیده گرفتن دیگر دستاوردهای ارزشمند انقلاب مردم ایران زمین نیست. به عنوان مثال پیشرفت های چشمگیر علمی در زمینه های گوناگون از جمله توانمندی های فوق العاده پزشکان حاذق و جراحان زبردست ایرانی در انجام دقیق ترین و پیچیده ترین جراحی ها و خدمات پزشکی برای نجات جان مردم عزیز کشورمان را امروز می توان با پیشرفته ترین کشورهای جهان در این عرصه مقایسه کرد، در صنعت هوافضا امروز موفقیت های متخصصان و دانشمندان این رشته در ساخت و تجهیزات انواع ماهواره ها، ماهواره برها، رادارها، انواع موشک های میان برد، بالستیک و رادارگریز که دست یابی به فناوری ساخت چنین تجهیزاتی هنوز در اختیار چند کشور معدود در جهان است، بسیاری از کشورها را به حیرت واداشته است.
دستیابی ایران به دانش تولید، تکثیر و انجماد سلول های بنیادی و دستیابی به دانش پیچیده «کلونینگ» و مشابه سازی و تولید چند حیوان با استفاده از این روش که گام بزرگی در عرصه این علوم نوین محسوب می شود کشورمان را در زمره دارندگان و دست یافتگان به این دانش برتر قرار داده است.
پیشرفت های علمی کشور در زمینه «نانوتکنولوژی» و «بیوتکنولوژی» نیز قابل توجه است و البته دست یابی به دانش و فناوری غنی سازی اورانیوم و حتی ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته و بومی شده در عرصه دانش و فناوری هسته ای و استفاده صلح آمیز و منطبق بر معاهدات سازمان جهانی انرژی اتمی تحت نظارت آژانس نیز از جمله دستاوردهای ارزشمند علمی متخصصان و دانشمندان ایرانی است که کشورمان را در این عرصه نیز در فهرست کشورهای عضو باشگاه هسته ای جهان قرار داده است.
در بحث مهندسی سازه های عظیم و سدسازی نیز متخصصان علوم فنی مهندسی کشورمان امروز حرف های بسیاری برای گفتن در سطح جهان دارند، بی نیازی در اجرای بزرگترین سازه ها و حتی سدهای بسیار بزرگ به مهندسان خارجی تنها بخشی از افتخار آفرینی فرزندان ایران زمین است.
امروز کشورمان نه تنها در ساخت بزرگترین کشتی های باری، نفتکش و ساختن اسکله های عظیم نفتی که دانش و تکنولوژی ساخت آن ها تنها در اختیار چند کشور جهان است به موفقیت چشمگیری دست یافته است بلکه با ساخت «ناوشکن جماران» و چند زیردریایی پیشرفته توانسته است اوج توان علمی، صنعتی، و تکنولوژیکی خود را در این عرصه که تنها ۳ یا ۴ کشور دنیا در آن مشغول فعالیت و تولید هستند در مقابل چشم جهانیان بگذارد.
گرچه قصد طرح این مباحث را نداشتم اما از آن جا که این واقعیت ها از جمله «قدر متیقن ها»ی مورد قبول اکثر قریب به اتفاق هموطنان عزیز است شاید از این باب به نگارش درآمد که مقدمه ای باشد برای اشاره به آن ۳ دستاورد مهم و بنیادی انقلاب.
۱ – احیای اسلام و دین مداری
گرچه اسلام خواهی و حرکت در مسیر مکتب و احیای دین عمده ترین عامل انقلاب مردم ایران بود، اما می توان ادعا کرد همین عزم و اراده و خواست مردم و پیروزی انقلاب بر اساس چنین خواستی، باعث شد که در این عصر و این دهه ها پس از قرن ها، اسلام و خصوصا مکتب اهل بیت و تشیع برای اولین بار پس از شکل گیری حاکمیت “نبوی” و “علوی” در صدر اسلام، نظامی بر پایه قانون اساسی مبتنی بر آموزه های ناب اسلام محمدی و با پشتوانه خواست و رای بیش از ۹۸ درصدی مردم ایران در جهان پا به عرصه وجود بگذارد.
نظام و سیستمی که با تلاش برای احیای اسلام ناب محمدی، از آغاز پیروزی انقلاب و تاکنون همچنان می خواهد بنیان اداره تمامی امور کشور بر مبنای آموزه های اصیل اسلامی قرار بگیرد، انقلاب اسلامی مردم ایران نه تنها دین را از پستوی خانه ها و اندرونی ها و مساجد بیرون کشید و آن را به عرصه زندگی و متن جامعه کشانید بلکه با افزایش آگاهی و شناخت مردم موجب شد مطالبات مردم هر روز از عمق و غنای بیشتری برخوردار شود و بسیاری از مردم در ظاهر و پوسته دین نمانند و به اصل و متن و مغز معارف دینی گرایش و توجه اساسی پیدا کنند، انقلاب مردم ایران اسلام ناب محمدی را احیا کرد یعنی همان اسلام معنویت گرا، غیرمتحجر، عدالت خواه، ظلم ستیز، پیشرو و مترقی، خردورز و عقل گرا، معرفت آفرین، دانش مدار و علم پرور، اسلام وحدت آفرین، اسلامی که در عین سلطه ناپذیری به دنبال سلطه گری نیز نیست اسلامی که می تواند برای همه جهان حرف نو در تمامی زمینه های معرفتی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مدیریتی داشته باشد را مطرح کند، اسلامی که ریشه در باورهای ناب و آموزه های اصیل سنت نبوی و علوی دارد و چشم به راه و با انتظاری پویا برای آینده روشن خود با قیام منجی عالم وجود حضرت مهدی موعود ترسیم کرده است و البته که اشاره به این دستاورد مهم انقلاب به معنای تحقق تمامی آنچه که باید باشد نیست و چون نیک بنگریم، به خوبی در می یابیم که در برخی از امور تا رسیدن به وضعیت مطلوب و تحقق دین مداری و معنویت واقعی و دور از ظاهرفریبی و ریا، در تصمیم سازی ها، تصمیم گیری ها و اعمال و رفتارمان فاصله بسیاری وجود دارد اما نمی توان سمت و سوی حرکت و برآیند مسائل را در جهت حرکت به سمت مطلوب و تحقق آرمان ها ارزیابی نکرد.
۲ – عزت و استقلال
نیاز چندانی حتی به ورق زدن برگ های کتاب های تاریخ نیست چرا که هنوز عده ای از کهنسالان برخی از وقایع زمان پهلوی اول را به خاطر دارند و بسیاری از میانسالان نیز دوران پهلوی دوم را به خاطر دارند، این که رضاخان را استعمار پیر انگلیس بر سر کار آورد و آن گاه که تاریخ مصرفش تمام شد حتی اجازه نداد که این شاه و بالاترین مقام کشور در وطن خود ادامه زندگی دهد و عمرش به پایان برسد، بلکه او را به جزیره موریس از مستعمرات انگلیس در جنوب شرقی آفریقا تبعید می کند و پس از تحمل رنج و بیماری او را به ژوهانسبورگ می فرستند و پس از مرگش در سال ۱۳۲۳ ه.ش به خاطر فضای ضدرضاخانی در ایران، جنازه او را به مصر می برند و حدود ۶ سال در مسجد رفاعی مصر در قبری به امانت گذارده می شود و به تدریج که شرایطی به وجود آمد جنازه اش به کشور بازگردانده شد. این ماجرا شاید به نوعی بخشی از نتیجه ظلم و اسلام ستیزی و استبداد و دیکتاتوری رضاخانی باشد اما بیش از هر چیز از نفوذ، استیلا و سلطه بیگانه و اجانب بر مقدرات کشور و شاه سلطه پذیر آن حکایت می کند، هنوز برخی به خاطر دارند که در هنگامه جنگ جهانی، شوروی سابق و انگلیس چگونه با مردم و کشور ما رفتار کردند، همانانی که پس از رضاخان، ولیعهد جوان و بی تجربه و ناکارآمد او را به تخت سلطنت نشاندند و تاج شاهی که البته کلاه بزرگی بیش نبود بر سر او و البته مردم ایران گذاشتند، ایران را ابتدا به ۳ قسمت و سپس به دو قسمت در میان خود تقسیم کردند، و خوی سلطه و استکباری خود را چندان به نمایش گذاردند که حتی در جریان «کنفرانس تهران» و گردهمایی چرچیل، روزولت و استالین که برای تعیین تکلیف جنگ جهانی دوم در تهران گرد هم آمده بودند هیچ اعتنایی به کشور ایران و شاه بی کفایت و دست نشانده اش نکردند.
و البته سرانجام او که خود را به نکبت ایجاد جو اختناق و دیکتاتوری نیز آلوده کرد و با پشت کردن به ملت و خواست های اساسی آنان، همه دروازه های دل خود و کشور ایران را به روی سلطه بیگانگان و خصوصا آمریکا باز کرد و در عین نابخردی و جهالت و کوتاه بینی و استبداد، انداختن طوق سلطه آمریکا و وابستگی همه جانبه به آن را در کار نامه خود قرار داد و جالب این که با درآمدهای سرشار نفتی و خرید تجهیزات نظامی در حالی که به نوعی لباس ژاندارمی منطقه را بر تن خود می دید علاوه بر آمریکا، دست در دست رژیم صهیونیستی به عنوان دشمن اصلی مسلمانان جهان گذاشت و به این نیز بسنده نکرد و علاوه بر حمایت از این رژیم غاصب، آن را مورد حمایت بی دریغ سیاسی و اقتصادی خود قرار داد و خلاصه پهلوی دوم پس از حدود ۳۵ سال حکومت که کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق، اختناق، اسلام ستیزی و کشتار مدرسه فیضیه و … را در کارنامه خود داشت و شاخص ترین نماد حکومت او وابستگی بود به خاطر فشار افکار عمومی و عزم جزم مردم برای رهایی از وابستگی و نجات یافتن از استبداد و تفرعن، مجبور به فرار از کشور شد و مانند پدر خود پس از آن که آمریکا به عنوان اصلی ترین حامی اش، حتی از پذیرفتن او ابا کرد، روانه مصر شد در همان جا جان سپرد و او نیز در نزدیکی پدرش در همان مسجد رفاعی مصر به خاک سپرده شد.
اما امروز همگان قبول دارند و حتی سران سلطه و استکبار نیز می دانند که ایران اسلامی، به تمام معنا از نعمت و عزت استقلال برخوردار است. امروز به برکت همت و انقلاب مردم ایران و رهبری خدامحورانه خمینی عزیز آن پیر سفر کرده، ایران عزیز عصر طلایی استقلال را تجربه می کند، امروز هیچ قدرتی در جهان برای ایران نمی تواند تصمیم بگیرد، به برکت خون شهیدان انقلاب و دفاع مقدس، امروز تمامی تصمیم سازی و تصمیم گیری ها و باید و نبایدهای اداره کشور و منافع و مصالح ملی توسط مسئولان منتخب مردم انجام می شود و اگرچه ممکن است برخی امور در اداره کشور آن چنان که باید مطلوب نباشد اما هرچه هست قدر مسلم این که امروز ایران و ایرانی در اوج استقلال است و نه تنها دیگر هیچ قدرتی توان تجزیه و تقسیم ایران را ندارد هیچ بیگانه و اجنبی نمی تواند برای ایران و ایرانی تصمیم بگیرد، بلکه ایران سرافراز و ایرانی بزرگوار خود برای کشور خود تصمیم می گیرد و مقدرات و سرنوشت اداره کشورش را خودش بر عهده دارد، و انصافا آیا پس از ایمان به خداوند و کرامت و آزادگی، عزتی بالاتر از استقلال برای مردم یک کشور وجود دارد؟ و آیا کسی می تواند منکر این واقعیت یعنی استقلال ایرانی و ایران باشد؟
۳ – بیداری ملت ها، بیداری اسلامی
اگر تا دیروز کسی در تاثیر انقلاب مردم ایران بر منطقه، جهان اسلام و دنیا تردید داشت آیا با اتفاقاتی که این روزها در تونس رخ داده و دیکتاتور «بن علی» از کشور فراری شده، و با اتفاقات بسیار مهمی که در کشور بزرگ و تاثیرگذار مصر افتاده و امروز سقوط مبارک، اصلاح قانون اساسی و انجام انتخابات آزاد به کمترین خواسته مردم مصر تبدیل شده و حرکت های مردمی که در یمن، اردن، لیبی، الجزایر و عربستان آغاز شده و با هراسی که بر دل و جان حامیان و هم پیمانان دیکتاتورهای منطقه خصوصا آمریکا و رژیم صهیونیستی افتاده باز هم می توان تاثیر انقلاب اسلامی مردم ایران را خصوصا در بیداری اسلامی و بیداری مردم منطقه نادیده گرفت؟ آیا می توان تاثیر پیروزی انقلاب مردم ایران، شکست طاغوت و رهیدن این ملت بزرگ از وابستگی را در ایجاد انگیزه خیزش و قیام مردم کشورهای منطقه علیه ظلم و استبداد و دیکتاتوری سران وابسته کشورشان را نادیده گرفت؟
و آیا می توان همه این مسائل و بسیاری از دیگر مسائل و معادلات منطقه ای و جهانی را بدون تاثیر ایران و انقلاب اسلامی ایران بررسی کرد؟
و دوباره می نویسم آیا هنوز می توان منکر احیای دین مداری، عزت و استقلال امروز ایران عزیز و تاثیر شگرف آن بر منطقه و جهان اسلام بود؟