kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده -منوچهر متکی

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۷۲۷  – سه شنبه  ۳۰ آذر ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

هر مدیری حق دارد بر اساس باورها، ملاک ها، معیارها، ارزش های فرهنگی جامعه، قواعد منطقی مورد توافق خرد جمعی، در نظر گرفتن منافع و اهداف و ارزیابی توانایی افراد، همکارانی برای خود انتخاب کند. همچنین هر مدیری حق دارد هر یک از همکاران خود را در صورت ضعف عملکرد، عدم تطابق عملکرد فرد با مجموعه اهداف سازمانی، ناکارآمدی، افت کیفیت و بازده کاری و یا از دست دادن برخی از صلاحیت ها یا هر ضعفی که در نهایت به ضعف مجموعه منجر شود، تغییر مسئولیت دهد یا در صورت لزوم از کار برکنار کند، چرا که اگر مسئولی یا مدیری چنین اختیاری نداشته باشد، بی گمان نمی تواند سازمان متبوع خود را در مسیر اهداف، به خوبی هدایت و مدیریت کند و چنین اختیاراتی یعنی حق به کارگیری افراد و همچنین تغییر سمت یا برکناری افراد البته با شرایطی که ذکر شد، برای رئیس جمهور به عنوان رئیس قوه اجرایی و رئیس دولت بیش از هر مسئول و مدیر دیگری قابل اثبات و ضروری است.

خاصه این که عزل و نصب در هر نهاد، اداره، شرکت و سازمانی تنها به اندازه اثر وجودی و ضریب نفوذ و اثرگذاری آن مجموعه بر بخش هایی از جامعه محدود می شود، اما عزل و نصب در کابینه و مسئولیت های سنگین نه تنها بر بخش های بزرگ و مختلفی از جامعه، افکار عمومی، سیستم اجرایی و نظام مدیریتی در سطح ملی اثر می گذارد، بلکه بی گمان بر نوع نگاه جامعه بین المللی، گمانه زنی های منطقه ای و فرامنطقه ای و تنظیم روابط بین المللی نیز می تواند اثرگذار باشد و درست به همین دلیل است که رئیس جمهور بیش از هر مدیر دیگری هم باید در انتخاب همکاران خود خصوصا وزرای کابینه دقت نظر و عمل داشته باشد، هم بر روند کاری و عملکرد آنان نظارت کلی و عالیه داشته باشد، هم از راهنمایی، مشاوره و حتی نصیحت آنان دریغ نورزد و هم تمام تلاش خود را برای ایجاد همکاری و وفاق و هم افزایی هر چه بیشتر مجموعه دولت مصروف دارد و در مقابل نیز هر گاه ضعف جدی در عملکرد هر یک از همکاران خود در هر رده مسئولیتی مشاهده کرد باید با قوت و اقتدار و البته رعایت حرمت و عزت افراد به بهترین شکل جلوی ضعف عملکرد یا انحراف از اهداف تعریف شده را بگیرد و اگر چاره ای جز برکناری نبود نیز با در نظر گرفتن جوانب امر، مستدل و محکم تصمیم لازم و قاطع را اتخاذ کند و در مقابل سوالات مطرح شده در افکار عمومی نیز شفاف، به موقع و قانع کننده پاسخگو باشد.

اما به نظر می رسد در جریان برکناری منوچهر متکی از مسئولیت وزارت امور خارجه، با وجود برخی اظهارات از سوی بعضی مسئولان از جمله معاون اول رئیس جمهور، لااقل هنوز بخشی از افکار عمومی به پاسخی قانع کننده برای برخی سوالات نرسیده اند.

طرح برخی از این سوالات پس از چند روز از برکناری متکی که برخی هیجانات فروکش کرده و فضا آرام تر شده و البته گمانه زنی ها و برخی خبرهای مرتبط بیشتر شنیده می شود، شاید بتواند موجب دریافت پاسخ هایی شفاف تر، دقیق تر و قانع کننده تر نیز بشود، اما برخی از این سوالات عبارتند از: ۱ – مگر نباید هر تصمیمی خصوصا عزل یک وزیر آن هم وزیر خارجه در بهترین شرایط، یا حداقل شرایط مناسب و با کمترین هزینه و در عین رعایت حرمت و وجهه افراد در نزد افکار عمومی داخلی و بین المللی اتخاذ شود؟ آیا تصمیم به عزل و یا در خوشبینانه ترین حالت یعنی اعلام برکناری از مسئولیت در حین انجام ماموریت در خارج از کشور بهترین روش و بهترین موقعیت زمانی و مکانی برای اعلام برکناری بود؟

۲ – آیا اظهاراتی از این قبیل که حکم برکناری با فرض حضور فرد برکنار شده در کشور، اعلام شده است به راحتی قابل پذیرش است، تازه اگر صحت چنین اظهاراتی نیز تایید شود آیا بی خبری از حضور وزیر در خارج از کشور در هنگام ابلاغ حکم، توجیهی قابل پذیرش است؟

۳ – این که دلیل و نیت از برکناری افراد چیست و این که چنین اختیاری با لحاظ ادله و شرایط، حقی قابل دفاع برای هر مدیری است جای خود، اما آیا نباید شیوه اجرا و اعلام حکم به گونه ای انجام شود که به برخی شایعات و شاید خبرها دامن زده نشود، آیا این که وزیر خارجه خبر برکناری خود را در حین انجام مذاکرات با رئیس جمهور سنگال شنیده است، تنها یک شایعه است؟ اگر شایعه است چرا محکم و مستدل از سوی مسئولان دولتی و یا حتی خود متکی تکذیب نمی شود؟ و اگر این ماجرا واقعیت دارد آیا نمی شد با دوراندیشی و تدبیر از وقوع چنین اتفاقی ناپسند و خلاف عرف دیپلماتیک جلوگیری کرد؟

۴ – آیا نباید مردم و رسانه ها را بیش از این محرم دانست و دلایل برکناری افراد و تصمیم های بزرگ را شفاف، منطقی، به هنگام و به صراحت برای مردم تشریح کرد- مگر مسائلی که طرح عمومی آن ها مخالف با حفظ امنیت ملی یا حیثیت افراد باشد- تا علاوه بر این که مردم و افکار عمومی تصمیم های گرفته شده را تایید و حمایت کنند، خود نیز بهترین مدافع و سد در مقابل پخش شایعات و خبرسازی و گمانه زنی ها شوند.

۵ – آیا برخوردهای سلبی آن هم به این سبک و سیاق، موجب نمی شود که چنان چه دلایل محکم و قانع کننده ای نیز برای تصمیمات گوناگون وجود داشته باشد- که در بسیاری از موارد وجود دارد- به خاطر این گونه روش های اجرایی دیده و شنیده نشود و به محاق رود و گاه حتی عاملی شود برای «مظلوم نمایی» کسی که ممکن است، برکناری او حداقل برای رئیس جمهور دلایلی قانع کننده داشته باشد.

۶ – آیا اتخاذ چنین روشی با عرف دیپلماتیک و از همه مهم تر با اخلاق اسلامی و رعایت حرمت افراد که باید بر تمامی شئون اداره کشور در تمامی قوا جلوه گر باشد همخوانی دارد و آیا چنین برخوردهایی موجب گسترش چنین رفتارهایی در دیگر رده های مسئولیتی نمی شود؟

۷ – آیا اعمال چنین شیوه هایی موجب نمی شود که برخی مدیران و مسئولان برای حفظ جایگاه و موقعیت خود، از خلاقیت، ابتکار، نوآوری، بیان حرف های جدید، اظهارنظرهای کارشناسی مخالف با نظر مدیر و بیان نقدهای منصفانه فاصله بگیرند و در عوض به رفتارهای تاکتیکی و به نوعی چشم به دهان مدیر دوختن و مطابق میل او سخن گفتن و عمل کردن روی بیاورند.

۸ – و از همه این ها مهم تر چنین روش هایی که به نوعی موجبات تکذیب مسئولان را از زبان یکدیگر فراهم می آورد آیا به نفع جامعه و نظام است؟ آیا افکار عمومی جامعه اسلامی انتظار دارند و برایشان پذیرفتنی است که مسئولان و دست اندرکاران نظام اسلامی اظهارات یکدیگر را تکذیب کنند و مثلا وزیر برکنار شده حرف های معاون اول را تکذیب کند و آیا این کار موجب ضربه زدن به اعتماد عمومی و افکار عمومی نمی شود؟ و اگر می شود مسئولیت خدشه وارد کردن به اطمینان مردم و اعتماد افکار عمومی به عنوان سرمایه اصلی نظام با چه کسانی است؟

به هر صورت به نظر می رسد اطلاع رسانی شفاف و به هنگام و محرم دانستن بیش از پیش مردم ضرورتی است که بیشتر از این ها باید مورد توجه مسئولان کشور در تمامی قوا خصوصا قوه مجریه قرار گیرد