kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - شب یلدا

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۹۴۲۷  – سه شنبه  ۳۰ آذر ۱۳۹۵  با عنوان یادداشت روز  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

«یلدا» را چند هزار سال است که ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام جشن می گیرند، جشنی به مناسبت سپری شدن طولانی ترین شب سال و آغاز افزایش تدریجی طول روز و روشنایی و کم شدن درازی و عمر شب و تاریکی. این شب که دو نیم کره شمالی زمین با «انقلاب زمستانی» مصادف است را ایرانیان باستان «یلدا» که ریشه ای «سریانی» دارد نام نهاده اند، واژه ای به معنای تولد و ولادت.

مردمان، یلدا را شب ولادت و «زایش خورشید» می دانسته اند چرا که از فردای طولانی ترین شب سال، عمر روز و روشنایی بیشتر می شود و غلبه نور بر ظلمت پدیدار. از دیرباز مردمان از هنگامه غروب آفتاب سی ام آذرماه تا پگاه و تابش آفتاب اول دی ماه را به جشن و  انتظار می نشستند تا طلوع خورشید و روشنایی روز را با تمام وجود حس کنند.

و به این ترتیب شاهد زایش خورشید و آمدن «خور روز» و «خرم روز» باشند و این هنگامه انقلاب زمستانی و آغاز افزوده شدن بر عمر روشنایی را بهانه ای مبارک کنند برای دور هم گردآمدن و همنشینی و گل گفتن و گل شنفتن و مهربانی و صلح و صفا. آورده اند که در چنین روزهایی حتی جنگ نیز تعطیل می شده و گاه همین وقفه در جنگ ها به صلح های طولانی مدت می انجامیده و چه نیکوست زنده نگاه داشتن و پاسداشت آیین و رسم هایی همچون شب یلدا که هم نشان از دیرینه فرهنگی و تمدنی مردمان نیک پندار وخوش طبع ایران زمین دارد و هم در فطرت پاک و حقیقت جوی مردم این سامان ریشه دارد.

گرامی داشت چنین نیکو آیین هایی و انتقال درست آن به نسل های بعدی هم به عنوان نمونه ای از سرمایه ها و داشته های تمدنی و فرهنگی و هم به عنوان مصادیق روشنی از همگرایی، جامعه پذیری، خانواده محوری و بهانه ای برای دور هم جمع شدن های مهربانانه از جمله وظایف ملی و فرهنگی ایرانیان محسوب می شود.

وظیفه ای که می تواند هم به حفظ و پاسداشت فرهنگ و هویت و سبک زندگی ایران اسلامی کمک کند و هم فرصت و بهانه ای باشد برای ترویج حرمت داری بزرگان و تقویت و تداوم خویشاوندی و دوستی و بسط و گسترش خوبی ها و مهربانی ها در بین مردمان یعنی همان گوهرهایی که امروز هم دنیا و هم ایران ما سخت بدان ها محتاج و نیازمند استو البته که برگزاری چنین جشن ها و آیین هایی آن گاه اثربخشی لازم را خواهد داشت که فلسفه آن در چنبره چشم و هم چشمی ها و تشریفات و تجملات گم و ناپیدا نشود آنچنان که برخی خانواده ها به خاطر هزینه های چشم و هم چشمی ها و به «رخ کشیدن ها» از شنیدن اسم هر چه «عید» و «جشن» و «یلدا» است بیزار و گریزان باشند!

می توان با توجه به روح و فلسفه اعیاد و جشن و آیین های مبارک دور هم جمع شد و گفت و شنید، قرآن خواند، به دیوان حافظ تفألی داشت، از روح شعر حماسی فردوسی حکیم بهره ها جست و از بوستان و گلستان سعدی شیرین سخن، میوه ها چید و نذر و نوش جان های تشنه کرد و …و از همه این ها مهمتر دست مهربانی و صفا به یکدیگر داد و باز از این هم مهمتر می توان و باید شادی و شور و نشاط و همدلی و مهربانی را سر سفره دیگر همنوعان خود برد و دستشان را به مهربانی فشرد، هریک از من و شما می شناسیم افراد و خانواده هایی را که خیلی از شب هایشان یلدا است! اما نه یلدای خوشی و شادمانی بلکه یلدای ناخوشی و تنگدستی و فروبستگی ! پس شاید اصلی ترین فلسفه جشن یلدا و دیگر جشن ها پاک کردن رنگ یلدای ناخوشی و گرفتاری از زندگی همنوعانمان باشد ، یلدای همه ایرانیان، سپید و روشن و پر از شادمانی و سرشار از مهربانی و خیرخواهی و دستگیری از تنگدستان آبرومند.