این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۸۶۳ – دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

بسیاری از حقوق دانان و آشنایان با قوانین جزایی و کیفری می گویند شدیدترین مجازات ها در اکثر کشورهای جهان برای مجرمانی در نظر گرفته شده است که به نوعی زنان و دختران را مورد آزار و اذیت و تجاوز قرار می دهند و جالب این که حتی بوق زدن و توقف خودروهای شخصی جلوی خانم ها مشمول بیشترین جریمه ها می شود. چنین رویه قانون گذاری و رویکردی نسبت به تعیین مجازات های بسیار سنگین برای این قبیل جرایم در حالی در بیشتر کشورهای جهان مورد توجه جدی قرار دارد، که اولا مبانی دینی به عنوان پشتوانه و مبنای قانون گذاری مورد توجه قرار ندارد. ثانیا، در برخی از این کشورها حس غیرت، حمیت و عرق و حریم ناموسی آن چنان که در کشور ما پررنگ است و در مبانی تمدنی و فرهنگی ما ریشه دارد مورد توجه نیست، ثالثا آن گونه که خانواده در ایران مورد توجه و کانون و هسته اصلی و اساس انس و الفت و انسجام و مبنای زندگی است، شاید در هیچ کدام از این کشورها خانواده از چنین جایگاهی برخوردار نباشد. رابعا، به جرات می توان بر این نکته پای فشرد و اصرار ورزید و ده ها دلیل بر اثبات این واقعیت برشمرد که حجب و حیا، عفت و عزت، غیرت و شرف، پاکدامنی و وفاداری دختران و زنان ایرانی در طول تاریخ در جهان مثال زدنی بلکه کم نظیر و بی نظیر بوده، هست و خواهد بود.
اما با این اوصاف و با وجود چنین ویژگی های ممتاز و ریشه دار در تمدن و فرهنگ این سرزمین و ابتنای جدی قوانین بر شرع مقدس اسلام، متاسفانه به دلایل گوناگون از جمله بحث قدیمی ، تکراری و ملال آور «اطاله دادرسی» و چابک نبودن دستگاه قضا، و از همه مهمتر نقص و به روز نشدن برخی قوانین و متناسب نبودن برخی مجازات ها با جرم ها و جنایت هایی از جمله آزار و اذیت و تجاوز زنان، مرتکبان و مجرمان و عاملان چنین جنایت هایی علیه خانم ها که نه تنها کرامت و عزت و عفت و حیثیت زنان مورد تجاوز قرار گرفته را به تاراج می برند بلکه عفت عمومی جامعه را جریحه دار می کنند به سزای اعمال جنایتکارانه خود نمی رسند. آیا واقعا برای جانیانی که به زور و جبر و در نهایت سبوعیت دختران و زنان را مورد تجاوز قرار می دهند و با ایجاد رعب و اخافه امنیت و عفت عمومی جامعه را به خطر می اندازند و به واقع بی شرمانه ترین و بدترین شکل افساد فی الارض را در جامعه رقم می زنند مجازاتی جز اعدام می توان متصور شد، مجازاتی که می تواند هم بازدارنده و عبرت آموز باشد و هم مایه تشفی خاطر جامعه. اسفناک تر این که گاه اراذل و اوباش به صورت دسته جمعی و چند نفره مانند آن چه که در یکی از باغ های حومه اصفهان رخ داد، تعدادی زن و دختر را پس از جداکردن از مردان مورد تجاوز قرار می دهند یا اتفاق تلخ و جنایتی که اخیرا در یکی از روستاهای کاشمر به وقوع پیوسته و ۱۴ ، ۱۵ نفر به یک زن تجاوز می کنند. آیا به واقع چنین سبوعیت و درندگی را حتی می توان در بین وحشی ترین و درنده ترین حیوانات سراغ گرفت؟
چرا دستگاه قانون گذاری هر چه سریع تر به وضع قوانین و یا اصلاح برخی قوانین برای تعیین مجازات اعدام برای چنین جانیانی همت نمی گمارد؟ آیا نباید دستگاه قضا جدی تر از این ها به دنبال وضع یا اصلاح برخی قوانین و همچنین اجرای سریع مجازات اعدام برای چنین جانیانی باشد. حتی جانیانی که از فرصت یک میهمانی مختلط تعدادی مرد و زن نیمه عریان و شاید شنای آن ها در استخر باغی در حومه اصفهان، سوء استفاده کرده اند و بی شرمانه ترین جنایت ها را مرتکب شدند و حتی جانیانی که به زور زنی را گرچه نباید در محیط یک باغ در یکی از روستاهای حومه کاشمر با فرد نامحرمی به هر دلیلی خلوت می کرد مورد تجاوز دسته جمعی قرار می دهند و احساسات مردم شریف و دارالمومنین کاشمر را با جنایتی چنین بی شرمانه و سبوعانه این گونه جریحه دار می کنند.
اتفاقاتی چنین تلخ و تاسف بار و جنایاتی چنین وحشیانه گرچه ممکن است هر جای دنیا رخ دهد که می دهد، اما وقوع حتی یک فقره از این جنایت ها در کشور ما بس زیاد و بسیار اسف بارتر است چرا که این جا ایران است و مهد تمدن و فرهنگ و غیرت و عزت و شرافت و هزاران دریغ و صدهزاران افسوس که معدود انسان نمایانی چنین جنایتکار هر از گاهی فرصتی برای انجام چنین جنایتی پیدا می کنند و علاوه بر جریحه دار کردن عفت عمومی و احساسات مردم و ایجاد اخافه و ناامنی در جامعه متاسفانه باعث می شوند که دشمنان این مردم نیز خبر چنین فجایعی را در صدر اخبار خود قرار دهند و هر طور که می خواهند با دامن زدن و پرو پا گاندای چنین جنایت هایی علیه ایران هر چه می توانند فضاسازی کنند.
در هر صورت وقوع چنین جنایت هایی باید باعث شود که مسئولان اولا بر تسریع در تعیین شدیدترین مجازات ها برای چنین جانیانی و اجرای سریع احکام صادره همت گمارند و ثانیا با کمک جامعه شناسان، متخصصان امور تربیتی، روانشناسان و … بررسی عمیق و کارشناسانه علاوه بر شناسایی و واکاوی علل و عوامل این فجایع در جامعه، به فکر چاره ای اساسی برای کاستن و پیشگیری از تکرار چنین وقایعی باشند و قدر مسلم برای نیل به این منظور تعیین اهداف کوتاه، میان و بلندمدت و درگیرکردن نهاد و سازمان و وزارت خانه های گوناگون و خصوصا مراکز علمی و دانشگاهی و فرهنگی می تواند نقش بسیار موثری داشته باشد.
در این مقال شاید بتوان به صورتی اجمالی به چند سوال و نکته که می تواند عامل و یا زمینه ساز چنین فجایعی باشد اشاره ای داشت شاید بهانه ای باشد برای انجام کارهای عمیق علمی و کارشناسی در جهت پیشگیری از تکرار چنین فجایعی
۱ – بی کاری، بالارفتن سن ازدواج، اعتیاد، تربیت و خاستگاه خانوادگی، مقیدنبودن به مبانی دینی، انسانی، اخلاقی و رعایت نکردن حداقل های وجدان انسانی در تن دادن و ارتکاب به چنین جنایت هایی را چقدر موثر می دانیم؟
۲ – تنوع طلبی، هیزی، هرزگی ، ناپاکی و آلوده دامانی در ارتکاب چنین جنایت هایی توسط این معدود مردنماها چقدر موثر است؟ دلایل شکل گیری و بروز چنین رذایلی چیست و در کجا ریشه دارد؟
۳ – در دسترس بودن و استفاده از فضاهای غیراخلاقی موجود در فضاهای مجازی خصوصا اینترنت و ماهواره توسط برخی ها در شکل گیری و بروز لذت جویی های غیراخلاقی و غیرمشروع و غیرقانونی، تنوع طلبی و تجاوز به حریم زنان و نوامیس جامعه را چقدر موثر می دانیم؟
۴ – کم رنگ شدن برخی مظاهر شرم و حیا، شکسته شدن برخی حریم ها و حرمت ها، به وجود آمدن برخی اختلاط ها، کم رنگ شدن و رعایت و تنظیم نکردن روابط صحیح و بایسته بین محرم و نامحرم توسط عده ای را چقدر در شکل گیری، زمینه سازی و بروز چنین فجایعی موثر می دانیم؟
۵ – به شدت سرگرم شدن و پرداختن صرف به تامین معاش و گاه بیشتر شبانه روز را کارکردن اجباری برای تامین زندگی یا به خاطرحرص و طمع و کسب ثروت بیشتر و در نتیجه نپرداختن به فرزندان و خانواده و نقش اساسی نداشتن در اداره و مدیریت تربیتی و عاطفی خانواده و فاصله گرفتن از فرزندان، نظارت نداشتن بر آنان و رهاکردن به حال خودشان را چقدر در زمینه سازی این گونه ماجراها موثر می دانیم؟
۶ – آیا حضور معدود زنانی که با چندین قلم آرایش و پوشش های بسیار جلف، نامناسب، خلاف شرع، خلاف شأن جامعه و خلاف عرف و پسند اکثر قریب به اتفاق جامعه و به تعبیر دقیق تر حضور اتفاقی ویا بعضا ساماندهی شده برخی مانکن ها که از خانم بودن و زن بودن تنها، جنسیت آن را یدک می کشند را در زمینه سازی بروز چنین فجایعی موثر می دانیم؟
۷ – آیا کم رنگ شدن و حتی رخت بربستن امر به معروف و نهی از منکر در شئون مختلف زندگی اجتماعی برای جلوگیری از ترویج انواع پلشتی ها ومنکرات ازجمله دروغ گویی، مال مردم خوری، تقلب، تدلیس ، رشوه خواری، بداخلاقی و بی حیایی، بی شرمی، بی حجابی و رفتار وقیحانه و هرزه گری معدود مردان و زنانی که گویی به هیچ چیز جز اسارت در بند نفس اماره پایبندی ندارند را در به وجود آمدن و زمینه سازی بروز چنین جنایت هایی موثر می دانیم؟
۸ – کوتاه سخن و با تمامی این اوصاف آیا هنوز برخی از مسئولان خصوصا برنامه ریزان و مسئولان آموزش و پرورش و سیستم آموزش عالی به این نتیجه قطعی نرسیده اند که باید بخشی از این سال ها و فرصت طلایی عمر دانش آموزان و دانشجویان را که در اختیار آن هاست را به صورت جدی مصروف آموزش و نهادینه کردن «مهارت های زندگی» و تعمیق اخلاق و رفتارهای مطابق با فطرت پاک انسانی و نهادینه کردن وجدان و اخلاق و تربیت دینی موثر این سرمایه های کشور کنند؟
۹ – آیا مسئولان کشور به این نتیجه قطعی نرسیده اند که باید اقدامی جدی و اساسی و بنیادین برای کاهش سن ازدواج و کاهش آمار طلاق، کنترل هرچه بیشتر اعتیاد، تلاش بیشتر برای اشتغال زایی، تسهیل و نهادینه کردن ازدواج های ساده و البته آگاهانه، انجام دهند و همچنین در تعیین راهبردهای اساسی و راهکارهای عملیاتی برای تثبیت و استحکام هرچه بیشتر خانواده اهتمامی جدی داشته باشند؟
۱۰ – آیا در این شرایط نباید خانم ها بیش از پیش خود را از مواضع ، اماکن و شرایط خطرساز دور نگاه دارند و تمامی افراد جامعه نیز در کنار نیروهای انتظامی میزان حساسیت های خود را افزایش دهند. و اگر چه ممکن است این نکته در نظر برخی مضحک به نظر آید ولی آیا نمی توان در مورد آموزش مهارت های دفاع شخصی و مجهزشدن خانم ها به برخی ابزارها و تجهیزات قانونی دفاع شخصی فکر کرد تا لااقل خانم ها حداقل هایی از مهارت ها و ابزار دفاع شخصی را در مقابل انسان نماها و مردنماهای متعرض و حریم شکن در اختیار داشته باشند؟
با همه این اوصاف در حال حاضر انتظار به جا، به حق و فوری مردم برخورد قاطع با جانیان و مرتکبان این فجایع در جامعه است خاصه در شرایطی که همین چند روز پیش افکار عمومی جهان شاهدبرخورد شدید دستگاه قضایی با رئیس صندوق بین المللی پول که چهره ای شناخته شده در جهان بود و به راحتی دستبند عدالت را در جلوی دوربین های رسانه ها به دست های او زدند و مراحل محاکمه او به اتهام آزار و اذیت زن کارگر هتل آغاز شده است.
رسوایی جهانی رئیس صندوق بین المللی پول تنها به واسطه ادعا و اتهام یک زن رقم خورد و اگر این ادعا اثبات شود، اشد مجازات که براساس قانون و به احتمال زیاد زندان چند ده ساله خواهد بود در انتظار آقای رئیس نشسته است .
قدر مسلم مردم ما بیش از همه حق دارند هرچه سریع تر مجرمان پرونده های این چنینی که زخمی عمیق بر پیکر جامعه و امنیت روانی مردم وارد کرده اند به اشد مجازات به جرم فساد فی الارض و ایجاد اخافه و ناامنی در جامعه محکوم ، و حکم اعدام آنان نیز سریعا به مورد اجرا گذاشته شود نه این که حتی خبر چنین فجایعی را پس از حدود بیش از یک ماه مردم از تریبون نماز جمعه و یا… بشنوند و منتظر اقدام مسئولان باشند.