kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده -روز عاشورا

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۷۲۲  – دوشنبه  ۲۲ آذر ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

بعضی ها نه تنها اراده و توان تاثیرگذاری بر جامعه، محیط و زمانه خود را ندارند بلکه نمی توانند یا اراده ای ندارند که حتی بر خانواده و خویشتن خود در مسیر «بودن» به سوی «شدن» اثرگذار باشند.

اینان در مقابل وزش کوچک ترین بادی، سرخم می کنند و همراه «باد» و در مسیر باد می غلتند تا آن هنگام که مسیر وزش باد تغییر کند و …. چه بسیار بوده اند و هستند کسانی که عمر و هستی و آن چه که می توانست و می تواند آنان را در مسیر «اوج» قرار دهد را به راحتی بر باد داده اند و می دهند و مگر می توان چنین رویه ای را جز از کسانی انتظار داشت که سری به خویشتن خویش نمی زنند و با علم و آگاهی و تدبیر و شناخت و مهم تر از همه با بینش و توان تشخیص حق از باطل میانه ای ندارند و پنجره های قلبهایشان را بر تابش انوار ایمان یقین آور بسته اند، و چه جای عجب و شگفتی که از کوزه دل مردمان کوردل و جاهل و نادان و شب پرست، مدام تاریکی تراوش کند و صد البته که اسیران چنین «دل کوزه های ظلمانی» نه خود به دنبال حق و روشنی و رهایی و آزادگی و حرکت در مسیر «اوج» هستند و نه می توانند برای جامعه و نسل امروز و فردا، اثری از روشنایی و هدایت بنمایانند و این قصه، قصه امروز و دیروز نیست، بلکه این ماجرا در فراخنای و گستره هستی جاری بوده و هست،هماره دلبستگی ها و وابستگی ها و تاریک دلی قابیل و قابیلیان به شکل باطلی تمام قد در مقابل روشنایی و باور و ایمان و روشن دلی هابیل و هابیلیان حق باور و حق محور، قد علم کرده است تا شاید بتواند تابش نور حق و حقیقت و علم و دانایی و تشخیص را بر عالم هستی مانع شود، اما گرچه از ابتدای تاریخ و ادامه آن بوده اند و هنوز بسیارند اسیران «ظلمت قابیلی» اما هیچ قابیل و هیچ نمرود و فرعون و ابوسفیان و ابوجهل و ابولهب و حتی معاویه و یزیدی نتوانسته نور حق و حقیقت و روشنایی هدایت و ایمان الهی تابیده بر دل و جان هابیل و ابراهیم، موسی و عیسی و رسول اعظم حضرت محمد مصطفی و امام بر حق علی ولی ا… و حسن مجتبی و حسین ثارا… را کم تلالو کند و بازتابش این نور را بر دل و جان تشنگان هدایت و جویندگان حق و حقیقت و عاشقان رستگاری، و رهروان در مسیر «اوج» را مانع شود.

و اما قصه حسین (ع) فرزند خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی که زاده خانه سراسر نور و عصمت علی مرتضی و فاطمه زهرا است، همو که هنوز اهل دل عطر بوسه های پیامبر را از لب و گونه و گلوی او استشمام می کنند و هنوز دل گفته های از وحی سرچشمه گرفته رحمه للعالمین را خطاب به سید جوانان اهل بهشت، حسین فاطمه، می شنوند که می فرمود «حسین منی و انا من حسین»؛ که این پیام روشن ترین دلیل است نه بر نسبت «ابوت» که این بر همگان روشن است بلکه بر آمیختگی نور وجود پیامبر خاتم با حقیقت نور وجود حسین فاطمه از روز ازل تا ابد.

و چون حقیقت حسین(ع) ریشه در حقیقت وجود پیامبر خاتم و بعثت حضرتش و ولایت مولای متقیان علی(ع) دارد، یزید و ابن زیاد و لشکر چند هزار نفری اش گرچه خون حسین و یاران حق باورش را بر دشت نینوا جاری کردند، اما نتوانستند که نمی توانستند تابش نور حسین که نور خاتم المرسلین و نور الهی است، را مانع شوند که نور خدا همان گونه که با رحلت جانگداز رسول ا… و شهادت مولی و امام حسن مجتبی از تابش باز نایستاد، با شهادت و شرحه شرحه شدن پیکر سیدالشهداء و بر نیزه رفتن سر مطهر حضرتش نیز خاموش نشد بلکه همچنان و تا ابد می تابد و خواهد تابید که تابیدن را نمی توان از «نور» جدا کرد، هر چند شب پرستان دون مقدار جنایتکار در نهایت قساوت و سنگدلی توانستند سر از حسین ببرند اما مگر «حقیقت نور حسین» و «نور حقیقت حسین» را می توان سر برید.

و این گونه است که هنوز و تا ابد نور حسین که نور حقیقت وجود پیامبر و نور خدا است بر سراسر عالم می تابد و هر چه از عاشورای شصت و یک هجری ، روزی که به وسعت همه تاریخ است ،می گذرد نه تنها خون حسین که خون خداست و نور حسین که نور خدا است کم رنگ و کم جلوه نشده بلکه به خاطر این که در کربلا و در عاشورا همه فضیلت ها و نورها در وجود حسین و خاندان و یارانش به اوج رسید، هنوز و تا ابد می توان اوج حقیقت و پیروزی حق بر باطل، اوج ایمان و خداباوری، اوج عزت و آزادگی، اوج غیرت و حمیت، اوج جوانمردی و مروت، اوج عشق و ایثار، اوج فهم و ادب، اوج رضایت و بصیرت و شکوه دلدادگی و جانبازی در راه حق و حقیقت و انسانیت و نهایت اخلاص در عبودیت و نماز را در جبهه حسین و حسینیان و نهایت کوردلی و سنگدلی و شقاوت و جهالت و گمراهی و کژپنداری و منفعت طلبی را در جبهه یزیدیان از آن روز واقعه تا امروز و تا ابد مشاهده کرد و نه تنها می توان اثر حقیقت و نور وجود حسین ابن علی و قیام حق مدارانه و عزت طلبانه اش را بر به اوج رسیدن خود او، اهل و عیال و یارانش و همه رهپویانش در همه عصرها و نسل ها به خوبی دید، بلکه به روشنی می توان فهمید که حسین را بر قله اوج صعود کردن، جاویدان شدن و قبله آمال همه حق باوران و آزادگان و عزت مداران جهان شدن، نکو تقدیری شایسته و بایسته بود و یزید را مردنی پست و حقیرانه قبل از آن که بمیرد آن گاه که سر حسین را در تشت در پیش چشمان رقیه دردانه سه ساله حسین به نمایش گذاشت تا فهرست ظالمانه ترین جنایت تاریخ بشری را در نامه عمل خود ثبت و کامل کند.

و اما از آن جا که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، امروز و فردا لختی نباید و نمی توان درنگ کرد در بازخوانی نسبت هر یک از ما با حسین و کربلا و عاشورا.