این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۳۴۴ – یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

هیچ کس بر این باور نیست که «رمضان» می آید و می رود تا مردمان تنها از هنگامه اذان صبح تا غروب خورشید از طعام و بخشی از حلال های خدا دست بدارند و منتظر شنیدن اذان مغرب به مثابه رفع محدودیت و آغاز پرکردن بطون از اطعمه و اشربه باشند!
این جفایی بس بزرگ و حق ناشناسی بس عظیم به فرصت آسمانی و عرشی رمضان، این بی کران دریای کرامت و رحمت الهی است.
دریای کرامتی که بی هیچ منتی از سوی آفریدگار مهربان، آدمیان را به جرعه نوشی از زلال خویش فرا می خواند.
رمضان در دل هزاران هزار جویبار مصفا و زلال خویش، هزار هزار هدیه درخشان تر و گران بهاتر از مروارید دارد که کام هر جوینده ای را به «یابندگی» شیرین می کند، همه جویندگان این دریای بی کران «یابنده اند» تنها به یک شرط آن هم «بندگی»، بندگی حضرت دوست و آزادی از هرچه غیر اوست.
بندگان در مبارک لحظه های رمضان، یابندگان طبق طبق نور و مروارید وجودند. رمضان فصل بارش مدام مهربانی، نور و رحمت است اگر پرده های غفلت از دل ها و جان ها برگرفته شود، دیگر هیچ پستو و پس کوچه تاریکی در کوچه های دل های آدمیان یافت نمی شود که عصیان، نسیان و طغیان در آن لانه کند، بلکه به برکت بارش بی دریغ نور و رحمت الهی بر کرانه سفره دل و جان مردم مشتاق، هردم آفتاب مهربانی و دوستی و صفا و بندگی خدا طلوع می کند، و این زیباترین طلوع و جلوه نیکی و نیکوکاری است که تصویر آن بس بشکوه و دیدنی است. غوطه ور شدن در زلال جویبارهای از بهشت سرچشمه گرفته رمضان، همه کژپنداری ها، تلخ گفتاری ها و بدرفتاری ها را می شوید و پاکی و پاک جانی را در جان های مشتاق جاری می کند، اگر میهمان رمضان، «اهل رمضان» شود و رمضان خود را تنها به نخوردن و نیاشامیدن محدود و خلاصه نکند.
رمضان فصل به غایت گسترده شدن خوان و سفره کرم الهی است، آفریدگار هستی به پهنا و گستره همه هستی سفره کرامت و رحمت خویش را می گستراند تا بندگانش، فوج فوج میهمان خوان کرمش باشند و یابندگان و پوشندگان لباس های «بهشت نشان» تقوا و پرهیزگاری و البته رستگاری. رمضان فصل وصل به قرآن و درآویختن به آیات نور و خوشه چینی از کلام وحی در بهاران هنگامه نزول قرآن است. رمضان فرصت از همه چیز «رستن» و به خدا «پیوستن» است.
رمضان فرصت جان شستن در محضر قرآن است. رمضان نیکو فرصت آشتی با قرآن است، رمضان فصل برگرفتن غبار از قرآن های بنشسته بر طاقچه ها و کتابخانه هاست! همان قرآن هایی که فقط به گاه سفر از زیر سایه اش رد می شویم و یا در مجالس ترحیم تنها چشمی بر آیات آن می چرخانیم و خطی می بریم!
نمی دانم آیا می دانیم که تاکنون و تا این لحظه از زندگانی خویش حساب کرده ایم که چقدر از وقت و عمر محدود و اندک خود و فرزندانمان را صرف خور و خواب و گفتن و شنیدن حرف های غیرمفید و بی تاثیر، دیدن سریال ها و فیلم های صرفا سرگرم کننده تلویزیونی و… کرده ایم؟ و نمی دانم آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که چقدر از وقت و عمر محدود خود را صرف خواندن و تامل و تدبر در قرآن و درس آموزی از این کتاب سراسر نور و آسمانی کرده ایم؟
تاکنون برای وصل شدن و تمسک به این «کتاب زندگی» و «ریسمان آویخته و نه انداخته الهی» چه کرده ایم؟
رمضان فرصتی است برای مشارطه، مراقبه و محاسبه افکار و گفتار و رفتار و فرصتی بس مناسب برای محاسبه این که تا این مرحله از زندگی خود چقدر با قرآن زندگی کرده ایم؟
چند رمضان بر ما گذشته و ما هنوز با رمضان و قرآن آن غریبه ایم؟
آیا در این رمضان فرصتی مهیا می کنیم که از خود بپرسیم با رمضان هایی که بر ما گذشت چه کردیم؟ و از خوان گسترده میهمانی های الهی تا این لحظه از عمر خویش چه توشه ای برداشته ایم؟
اما با این حال هنوز امیدواریم و باید باشیم! چرا که باور داریم فرشتگان الهی در فصل جاری و زلال جویبارهای بهشتی رمضان و ماه خوب میهمانی خدا، برای نفس کشیدن ها و حتی خواب روزه دار، آن به آن نیکی و حسنه می شمرند پس به این امید روزه می داریم و روزه می گیریم که خدایمان روزه دار محسوبمان فرماید و با قرآن محشور.