این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۳۰۰ – دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

با برگزاری آزمون سراسری تب کنکور سال جاری نیز فروکش کرد و یک میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر شرکت کننده از امروز تا نیمه مرداد و پس از آن نیمه شهریور منتظر اعلام نتایج ابتدایی و نهایی این آزمون که به بزرگ ترین رقابت علمی کشور معروف شده است، خواهند بود.
صرف نظر از این که برخی حتی از این رقابت علمی با دادن وعده و وعیدهای خاص درباره تغییر شکل یا حتی حذف آن به دنبال منافع سیاسی خود هستند، امروز دیگر نمی توان تاثیر گسترده این واقعیت و پدیده اجتماعی در سطوح مختلف و اقشار گوناگون جامعه را انکار کرد، پدیده ای که با دنباله ها و حواشی خود میلیون ها نفر از افراد جامعه را به نوعی درگیر می کند و شاید به دلیل همین فراگیری نمی توان و نباید این موضوع را که در بسیاری از موارد و از جمله آینده تحصیلی و شغلی افراد تاثیر به سزایی دارد فقط به عنوان یک «رویداد» نگریست بلکه به نظر می رسد این مقوله نیازمند نگاهی «فرآیندی» از یک سو و نگاهی آسیب شناسانه از دیگرسو می باشد تا منافع این پدیده به حداکثر و آسیب ها و ضررهای آن به حداقل برسد با توجه به این مسائل، طرح و بررسی چند نکته در این مقال ضروری به نظر می رسد:
یکم- یکی از آسیب های بحث کنکور که در شرایط فعلی شاید تا مدتی لااقل گریزی از آن نباشد این است که داوطلبان معمولا تمام و یا بخش عمده ای از وقت و توان و همت خود را صرف دستیابی به مهارت تست زنی می کنند و موسسات فراوانی اعم از مجاز و غیرمجاز نیز در همین راستا فعالند و به این امر دامن می زنند و آن چه در این مقوله به عنوان یک تهدید و آسیب جدی مطرح است این که، به نظر می رسد کسب مهارت تست زنی به یکی از مسائل اصلی نظام آموزش و پرورش نیز تبدیل شده است، پرواضح است که طرف دیگر این قصه ممکن است حکایت گر شکل گیری فاجعه یا فاجعه شکل گرفته ای باشد که انباشت اطلاعات و پرکردن حافظه از محفوظات بدون تدقیق و تعمیق در مباحث علمی و کمرنگ شدن زمینه دانش مداری و فهم عمیق، خلاقیت، نوآوری و ابتکار جامعه دانش آموزی و دانشجویی و چه بسا جامعه علمی کشور باشد. شاید برای اثبات چنین مدعایی بتوان به خروجی و برون داد علمی دانشگاه چه از نظر تهیه مقالات علمی با قابلیت طرح در مجامع معتبر علمی جهان و چه از نظر انجام کارهای نو و بدیع در زمینه های گوناگون علمی و چه از نظر تاثیرگذاری تحقیقات علمی بر صنعت کشور اشاره کرد که علی رغم دستیابی مجامع علمی و دانشمندان، محققان و پژوهشگران کشور به پیشرفت های چشم گیر علمی و درخشش در زمینه هایی مانند بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی، مشابه سازی و کلونینگ، تولید، تکثیر و انجماد سلول های بنیادی، خوداتکایی در پیشرفته ترین و پیچیده ترین مباحث علوم پزشکی در زمینه های گوناگون و دستیابی به دانش و فناوری هسته ای و… اما با توجه به تعداد اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و تعداد دانشجویان، قدمت دانشگاه های کشور و تاریخ پرافتخار تولید علم و علم آموزی در کشور، هنوز تا رسیدن به شرایط مطلوب و شایسته ایران عزیز راه ناپیموده و فاصله بسیاری در پیش رو داریم.
دوم- به نظر می رسد پرداختن بیش از حد به موضوع کنکور و مسائل حاشیه ای آن و بزرگ نمایی آن در جامعه و منحصر کردن ادامه تحصیل و پیشرفت های علمی به کنکور عاملی شده است برای کم رنگ شدن شکل گیری «نهضت نرم افزاری »و «تولید علم» که این بحث در آینده می تواند خسارت های جبران ناپذیری به دنبال داشته باشد ، این مهم می طلبد مسئولان و دست اندرکاران مسائل علمی کشور، نظام آموزش عالی و سازمان سنجش و بنیاد نخبگان و… با استفاده از ظرفیت و توانمندی علمی متخصصان و نخبگان کشور این بحث را به شکل ویژه مورد بررسی دقیق قرار دهند.
سوم- تب کنکور و مسائل مربوط به آن متاسفانه شرایط را به سمتی برده است که گویی، قبولی در کنکور و راهیابی به دانشگاه تنهاترین، بهترین ومنحصر به فردترین موفقیت است ، این موضوع متاسفانه نه تنها در ذهن داوطلبان بلکه بسیاری از خانواده ها و حتی طیف گسترده ای از جامعه، به یک باور تبدیل شده است.
در صورتی که راهیابی به دانشگاه گرچه امر مبارکی است اما صرف ورود به دانشگاه موفقیت نیست بلکه باید توجه داشته باشیم که این امر تنها یکی از «راه های دستیابی به موفقیت» است نه خود «موفقیت».
راهیابی به دانشگاه تنها با تداوم تلاش و پشتکار علمی برای فهم دقیق مسائل و تلاش برای بازکردن راه ها و روش های جدید علمی در زمینه های گوناگون می تواند زمینه ساز موفقیت باشد.
براین اساس، بی گمان با توجه به نیاز دنیای امروز به تخصص ها ومهارت های گوناگون می توان و باید برای دانش آموزان و جوانان و آینده سازان این کشور بسترها و دروازه های متعدد و متکثری برای ورود به عرصه پیشرفت و موفقیت را فراروی دختر و پسر این مرز و بوم قرار داد نه این که مسئولان خودشان خواسته یا ناخواسته جامعه را به سمت «کنکورمحوری» و «دانشگاه مداری» به عنوان تنها راه رسیدن به موفقیت جلوه دهند، امروز در بسیاری صنایع و حرفه ها در بخش های مختلف، جامعه نیازمند افراد توانمند، ساعی و انگیزه دار و پرنشاط است، آیا واقعا نمی توان این همه استعداد و نیروی جوان و پرنشاط، آینده دار و امیدوار که قدر مسلم دانشگاه های ما با ظرفیت فعلی نمی تواند میزبان آنان باشد را با توجه به علایق واستعدادهایشان به مسیرهایی با افق روشن هدایت کرد.
آیا این کشور به صنعت گران ماهر در عرصه های گوناگون نیاز ندارد، آیا ترویج و توسعه صنایع دستی کشور که روزگاری جهانیان به آن غبطه می خوردند نیاز به دمیدن روح تازه توسط جوانان علاقه مند ندارد، آیا هنر بی نظیر قالیبافی ایران که متاسفانه امروز چین و هند و کشورهایی مانند آن با کپی برداری از طرح های اصیل ایرانی جای خود را در بازارهای جهانی بازکرده اند و به نوعی هنرمندان اصیل ایران را به حاشیه رانده اند نیازمند احیا نیست، آیا از فرصت طلایی وجود جمعیت جوان در کشور در عرصه های مختلف سازندگی نمی توان استفاده کرد، و آیا این کشور فقط نیازمند دکتر و مهندس و … است؟
چهارم- تا کی و چند این مسیر ادامه خواهد داشت که کنکور ، «مدرک گرایی» و «مدرک سالاری» که متاسفانه دولت ها نیز به آن دامن می زنند در کشور برای جوانان و خانواده ها دغدغه اساسی و گاه به عنوان سدی در مقابل پیشرفت خودنمایی خواهد کرد، آیا وقت آن نرسیده که به جای بزرگ نمایی بیش از حد این پدیده اجتماعی، نمایندگان مجلس و دولت مردان و نخبگان جامعه به فکر ایجاد راه های دیگری در کنار کنکور برای شکوفایی استعدادها و استفاده بهینه از توانمندی های جوانان این مرز و بوم باشند.
پنجم- در کنار برگزاری کنکور که با اوضاع کنونی علی القاعده و با توجه به اظهارات روز گذشته وزیر علوم لااقل تا مدت ها گریزی از آن نخواهد بود آیا سیستم آموزشی و سلامت کشور و همچنین رسانه ها عزم خود را جزم کرده اند که به گونه ای عمل کنند تا «تب کنکور» بیش از این به ایجاد دلهره، اضطراب و استرس در بین جوانان و حتی خانواده های آنان منجر نشود و به سلامت روان جامعه بیشتر اهمیت دهیم؟
آیا وقت آن نرسیده که قبول کنیم واقعا کنکور تنها یکی از راه ها در کنار صدها راه دیگر برای حرکت به سوی موفقیت و پیشرفت است؟