kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - دختر مظلوم

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۴۲۶  – چهارشنبه  ۲۲ خرداد ۱۳۹۲  با عنوان «بدون موضوع»  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

هنوز یک سال بیشتر از مراسم عقد دختر جوان دانشجو نگذشته بود که یک روز او را با چهره ای غمبار و افسرده در راهروی دانشکده دیدم احوالش را پرسیدم. رمقی برای حرف زدن نداشت شکسته بسته جملاتی درباره زندگی و مشکلاتی که برایش پیش آمده بود گفت: آمده بود برای تسویه حساب با دانشگاه تا به تهران برگردد و در دادگاه حاضر شود! باورم نمی شد اما چون چند سالی بود که او را می شناختم ودانشجوی خوب و راستگو و درستکاری بود متوجه شدم که دیگر طاقتش طاق شده بود.می گفت شوهر جوانم بداخلاق است و دست بزن دارد هرچند روز یک بار مرا به باد کتک می گیرد و ناسزا می گوید. دخترک نای حرف زدن نداشت من هم طاقت شنیدن نداشتم آخر چگونه می توان باور کرد که یک انسان آن هم جوان به اصطلاح تحصیل کرده و پایتخت نشین تا این حد خشک مغز و بی عاطفه و سنگدل باشد که به خود اجازه دهد دست روی یک دختر جوان آن هم همسرش بلند کند لازم نیست که از مولا امیرالمومنین علی(ع) این کلام گهربار را شنیده باشد که «المراه ریحانه لیست بقهرمانه» زن مانند گل است قهرمان نیست. لازم نیست که آن جوان شنیده باشد که دست بلند کردن روی هرکسی خصوصاً خانم ها آن هم همسر جوان بی گناه با آن همه آرزوها عین دنائت و پستی و ناجوانمردی است، لازم نیست امثال این گونه آدم ها شنیده باشند که زن ها مظهر عاطفه و رافت و مهربانی و لطافت هستند و این همه مهربانی، نازک دلی و عاطفه و آرزوهای خانم ها کجا، دست بلند کردن روی آنها کجا؟

لازم نیست که امثال این گونه آدم ها به آخرت و عقبی بیندیشند تا شاید از این رفتار بس نکوهیده و ناجوانمردانه خود دست بردارند، بلکه ای کاش تنها یک لحظه با خود فکر کنند که روزی که به خواستگاری می رفتند آیا حتی به گوشه ای از این شخصیت و رفتار غیرانسانی و خشونت بار خود در جلسه خواستگاری اشاره کرده اند؟! و آیا لحظه ای با خود فکر کرده اند که اگر شوهر خواهرشان چنین رفتاری می داشت چه حالی پیدا می کردند؟ و آیا لحظه ای با خود فکر می کنند که اگر زمانی فرزند دختری داشته باشند و جگرگوشه خود را به خانه بخت بفرستند و آقا داماد اهل خشونت و ناسزا و کتک زدن باشد چه به حال و روزشان خواهد آمد؟! غرق در اندوه و تفکر شده بودم که دختر جوان خداحافظی کرد و گفت باید بروم و به جلسه دادگاه برسم من ماندم و باز همان افکاری که ای کاش هرکسی پیش از آن که بخواهد دختری را که هزار امید و آرزو دارد به خانه خود بیاورد ابتدا در خود لااقل قدری انسانیت و جوانمردی نهادینه کند و بعد به خواستگاری دختر مردم برود.ای کاش برخی از ما به جای پرداختن به مراسم و تشریفات و تجملات بی فایده، به انتخاب صحیح و درست همت بگماریم. ای کاش هر یک از ما به خاطر خدا یا به خاطر وجدان یا حداقل به خاطر انسانیت لااقل بخشی از شخصیت و هویت واقعی خود را آشکار کنیم تا…