کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان سرمقاله روزنامه خراسان kourosh shojaee - حضرت محمد - رسول الله - پیامبر اعظم

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۵۰۰  – سه شنبه  ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

فخر کائنات است و ختم رسل، اکرم انبیاء و اعظم رسل، امین الامنا، کریم السجایا، اشرف ابناء بشر، اکمل اکمال نظر، اشهر خلق نکو، اجمل حسن و جمال، آینه حسن جلال، سیرتش آینه ذات خدا، نفسش عطرآگین عرش کبریا، کلامش یکسره وحی خدا، مرامش همه جود و سخا، احمد آن پیشی گرفته بر جبرئیل در «سدره المنتهی»، آن یگانه مدرک«قاب قوسین او أدنی»و عروج تا نزد خدا، سبحان الذی اسری بعبده، آن عزیزتر از تمام انبیا، از ابراهیم خلیل ا…، موسی کلیم ا… و عیسی روح ا…، آن یگانه موصوف به وصف «حبیب ا…»، حضرت محمد مصطفی همو که جان جانان است و آفریدگار عالم و ملائک آستان کبریایی و امت دوستدارش مدام و هرگاه و هر لحظه بر نام و وجود مبارکش درود و سلام و صلوات هدیه می کنند، چرا که جان محمد(ص) و فراخنای سینه مبارکش مأمن و مأوای آخرین و ناب ترین و کامل ترین هدایت های ربوبی حضرت حق در هندسه وحی الهی است ، وجود حضرتش به فرموده خالق هستی به مصداق «لولاک لما خلقت الافلاک»، «بهانه آفرینش» است، این اکرم کریمان، نه تنها، مهربان و غمخوار امت خویش که «رحمه للعالمین» است، دردانه عالم وجود نه تنها به «کرامت انسان» باورمند که در اعلی درجه عامل، حافظ و پاس دار حرمت و عزت و کرامت انسان و انسانیت است. این وجود بی مثال نه تنها در اندیشه و قول و کردار و نگاه و رفتار خداپسندانه خود حرمت و کرامت و عزت انسان ها را پاس می داشت بلکه برای هدایت و به سعادت رساندن او چنان می کوشید و برای سعادت انسان چنان «حریص» بود و حتی جان نازنینش را به زحمت می انداخت، که خدای عالمیان، پیام مراقبت از این جان گران مایه را بر حبیب خود نازل می فرماید و این چه مبارک و گران مایه وجودی است که آفریدگار و خالق همه هستی اینچنین صریح برای حفظ آن ، در نهایت مهربانی می فرماید: «فلعلک باخع نفسک…» وجود بی مثال حضرت ختمی مرتبت نه تنها حرمت انسان به عنوان اشرف مخلوقات را به شایسته ترین و نیکوترین شکل پاس می داشت بلکه نمونه کامل حفظ و رعایت حال همه مخلوقات اعم از جاندار و غیرجاندار بود این که رسول مکرم اسلام حتی برای مرکب و اشیاء متعلق به خود «نام» برمی گزید نشان از هویت بخشی به مخلوقات حتی به اشیاء دارد.هدایت و سعادت انسان ها را در پرتو توحید و ایمان به ذات احدیت حضرت حق و باورمندی به معاد و روز جزا و حیات جاودانه به اصلی ترین دغدغه خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی بود و در این راه چه رنج ها و سختی ها و مرارت ها که تحمل نکرد، اما هیچ گاه حتی در سخت ترین شرایط از تلاش برای انجام رسالت الهی خود دست برنداشت و در عین تحمل سختی ها ، ناملایمات و شداید فراوان، خلق و خوی الهی و کریمانه و بزرگوارانه اش حتی در مقابل خشن ترین و کینه توزترین کفار همگان را مبهوت و شگفت زده می کرد و آیا این همه کرامت و بزرگواری جز از «انسان کامل» و به خدا رسیده و وجود بی مثال رسول گرامی اسلام قابل تصور است؟آیا نمی توان گفت که این «خلق عظیم» پیامبر، خود معجزه ای الهی است؟ آیا این که پیامبر «غلیظ القلب» نبود و بلکه «رقت قلب» جزء شاکله وجودی حضرتش بود، خود لطف و معجزه خاص الهی محسوب نمی شود؟آیا «شرح صدر»بی نظیر رسول اکرم و گوش همیشه شنوای اودر شنیدن حرف های خلق خدا تأثیر فوق العاده ای درجذب قلوب خلایق نداشته است؟آیانرم خویی ورأفت ودریای همیشه فیاض وجوشنده مهرنبوی،عاملی اساسی برای جذب قلوب وعقول فوج فوج اعراب متعصب درخودخواهی وشرک وکفربه آیین یکتاپرستی اسلام نبود،وآیاگرویدن ۱۰۰هزارنفردرشبه جزیره تازمان رحلت پیامبر وگسترش اسلام درجهان وایجادانقلابی عظیم درگستره تاریخ رانمی توان جلوه ای ازخلق عظیم پیامبرکه خودمعجزه ای دیگراست به حساب آورد؟ پس آیا نمی توان گفت که خلق عظیم،این هدیه الهی به وجود مبارک حضرت ختمی مرتبت، بسی بالاتر و والاتر و ماندگارتر از «شق القمر» است؟ آیا نباید هنوز و هنوز، امروز، فردا و فردای ظهور، این کلام بلند آقا رسول ا… را که فرمود: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق را اهل دقت و فهم واکاوند و مفاهیم بلند نهفته در بطن آن را بیابند و بازیابند؟ و همگان و خصوصا مسلمانان و داعیه داران پیروی از حضرتش، اندیشه و گفتار و کردار خود را بر این اساس سامان دهند و بدین ارزشمندترین زینت فاخر مزین کنند؟آیا کسی هست که باور نداشته باشد که اگر پرتوی از خلق و خوی محمدی، رفتار و سلوک نبوی، بزرگواری ، کرامت ،رأفت و مهربانی نبوی، خداباوری ، توکل، اخلاص ، آگاهی ، هوشیاری و بصیرت نبوی در اندیشه و گفتار و رفتار مسلمانان و جامعه اسلامی ما جلوه گر شود، مشکلات فراوانی دست از گریبان جامعه برخواهد داشت؟آیا می توان باور نداشت که «نجات»، «فلاح و رستگاری» و سعادت دنیا و آخرت جز در باور و اعتقاد و التزام عملی به سیره و خلق نبوی است؟آیا حداقل در ایام سالروز میلاد پربرکت فخر کائنات و سرور عالم وجود، هر یک از ما خصوصا آنان که مسئولیتی برعهده دارند لحظاتی چند، بدین نکته می اندیشیم که با وحی الهی و تعالیم قرآنی و رفتار و خلق و خوی نبوی چقدر فاصله داریم؟آیا در خجسته ایام میلاد حضرت رسول که عرش و فرش در جشن و سرور است لحظاتی به این می اندیشیم که حرمت کتاب خدا و مودت عترت رسول را، «ثقلین» را چقدر و چگونه پاس داشته ایم؟