- نوشته کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - سرمقاله روزنامه خراسان - کورش شجاعی - kourosh shojaee - کروبی

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۳۴۶  – دوشنبه  ۲ شهریور ۱۳۸۸ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

با توجه به تحولات شگرف و روزافزون در عرصه  اطلاع رسانی در زمینه های گوناگون  به نظر می رسد که  دوران «حبس اطلاعات» و اطلاع رسانی «قطره چکانی» به پایان عمر خود نزدیک می شود پیشرفت های تکنولوژیکی  خصوصا در عرصه فناوری های ارتباطی از یک سو و  تعدد و تکثر منابع خبری و شیوه های  کسب اطلاعات و انتشار و توزیع اخبار و اطلاعات در قالب های متنوع و گوناگون از دیگر سو باعث شده است که سیستم های اطلاع رسانی در کشورهایی که خواسته یا ناخواسته لوازم و ضرورت های حضور موثر را برای خود فراهم نکرده اند از رقابت این عرصه بازمانند، این درحالی است که کشورهایی مانند ایران که به لحاظ مسائل گوناگون از جمله اثرگذاری و قدرت نفوذ در معادلات منطقه ای و جهانی و قرارگرفتن در مناطق خاص جغرافیایی و استراتژیکی و مورد توجه افکار عمومی جهان بودن و … از موقعیت وجایگاه ویژه ای برخوردارند باید بیش از پیش به این مقوله توجه کنند، اما علی رغم تلاش های انجام شده در کشورمان برای «حضور موثر» و «اقناعی» در عرصه اطلاع رسانی و ایجاد توان رقابت جهانی در زمینه اطلاع رسانی، واقعیت های موجود در جامعه و افکار عمومی از «کم توانی» مجموعه دستگاه اطلاع رسانی در کشور حکایت می کند.

* به هنگام نبودن و نبود سرعت لازم در سیستم اطلاع رسانی کشور که خود معلول عوامل متعددی است، باورمندنبودن برخی ازمسئولان به تاثیرگذاری اطلاع رسانی سریع و دقیق بر افکار عمومی در کنار نگاه از بالا به پایین عده ای به جامعه، برخوردارنبودن از دانش و مهارت لازم برای حضور موثر درعرصه اطلاع رسانی و وجود فیلترهای متعدد از جمله ضعف های اساسی در مجموعه اطلاع رسانی کشور است. خبرهای اعلام شده در جریان حوادث پس از انتخابات اخیر گواه صادقی بر این ادعاست، گرچه بسیاری از مردم خواسته یا ناخواسته هنوز دستگاه های اطلاع رسانی رسمی کشور را به عنوان منبع اصلی کسب اطلاعات خود انتخاب می کنند اما واقعیت های جامعه به خوبی نشان می دهد که در بسیاری از موارد برخی خبرها خیلی سریع تر از طریق شبکه های اینترنتی و ماهواره ای و خبرگزاری های خارجی – آن طور که می خواهند- در اختیار مردم قرار می گیرد.

و برخی خبرها هم که اساسا در خروجی رسانه های داخلی خصوصا رسانه ملی قرار نمی گیرد، پس از مدتی و به اصطلاح پس از «بیات »شدن برخی از این خبرها به صورت خاص از طریق رسانه های داخلی به مردم داده می شود. در این جا این سوال مطرح می شود که آیا با توجه به آثار سوء اطلاع رسانی دیرهنگام بر اذهان عمومی، وقت آن نرسیده که مسئولان نگاهی علمی تر، فنی تر و عمیق تر به مقوله اطلاع رسانی داشته باشند؟

* نبود وضوح قابل قبول در برخی اخبار و اطلاعات که از شرایط و ویژگی های اساسی خبر محسوب می شود نیز از جمله مشکلاتی است که گریبانگیر سیستم اطلاع رسانی وخصوصا دستگاه های رسمی اطلاع رسانی کشور است، به هر صورت بر اساس تعاریف علمی خبر دارای عناصر و ارزش هایی است که باید برای مخاطب در شکل و محتوای اخبار واضح و روشن باشد و یا حداقل به گونه ای باشد که پاسخی مناسب برای سوال های اساسی مطرح شده در ذهن مخاطب داشته باشد اگر این مسئله اساسی در کنار اهمیت دادن به در اختیار گذاشتن اطلاعات تکمیلی به شکلی اساسی مورد توجه مسئولان قرار گیرد، بدون تردید علاوه بر این که سیستم اطلاع رسانی کشور حرفی برای گفتن در عرصه رقابت جهانی خواهد داشت در جذب و جلب اعتماد عمومی نیز به موفقیت های اساسی می تواند دست پیدا کند.

*  وجود تناقض و اختلاف فاحش در برخی اطلاعات اعلامی از سوی مسئولان نیز از جمله مشکلاتی است که در سیستم اطلاع رسانی کشور وجود دارد که در کنار بقیه عوامل موجب گرایش بسیاری از مردم به کسب اطلاعات از منابع اینترنتی و ماهواره ای و غیر رسمی شده، عوامل متعددی موجب بروز این مشکل شده است که بیش و پیش از هر کس و هر وسیله ای خود مسئولان عامل ایجاد و گسترش آن هستند.

* اعتقاد نداشتن برخی از مسئولان به لزوم «گردش آزاد اطلاعات» در جامعه و حق برخورداری مردم از اطلاعات و اخبار و شکستن «حصارهای اطلاعاتی» و «انحصار» و «رانت های اطلاعاتی» در کنار وجود نگاه غالب امنیتی به بسیاری اخبار و اطلاعات نیز از جمله معضلاتی است که معلوم نیست با کدام نگاه و کدام تدبیر و چه وقت می خواهد از گریبان سیستم اطلاع رسانی کشور دست بردارد.

* اعتقاد برخی مسئولان، نخبگان و مدعیان به حاکمیت سیستم «تک صدایی» و این که فقط هر چه من می گویم درست است و این که صداها و گفته های مخالف و حتی زاویه دار با صدا و گفته من و حزب و گروه من به بهانه های گوناگون از جمله این که این صداها به نوعی از زبان بیگانه و دشمن شنیده شده اساسا محلی از اعراب ندارد و امثال این مسائل از جمله ایجاد محدودیت های فراقانونی و سلیقه ای بر کار دستگاه های اطلاع رسانی از مشکلاتی است که متاسفانه در جامعه وجود دارد که به هر صورت هزینه ها و تاثیر سوء خود را بر سیستم اطلاع رسانی کشور تحمیل می کند، این خود مشکلی بس بزرگ است که تا اراده و باوری نباشد و منافع، مصالح، وحدت و انسجام ملی و نظام اسلامی اصل قرار نگیرد هم چنان بر فضای ذهنی و گفتاری برخی مسئولان، نخبگان و صاحبان ادعا سایه افکن خواهد بود.

* تکمیل نشدن اخبار و اطلاعات و به سرانجام نرسیدن بعضی مسائل و پاسخ گو نبودن برخی مسئولان در جریاناتی از جمله آن چه در ۱۸ تیر و حمله به کوی دانشگاه، قتل های زنجیره ای و مانند آن اتفاق افتاد نیز از جمله مسائل به سرانجام نرسیده است که باعث تقویت گرایش بسیاری از مردم به کسب و تکمیل اخبار و اطلاعات از شبکه های اینترنتی و ماهواره ای و فرامرزی شده است.

نوع اطلاع رسانی در حوادث پس از انتخابات اخیر و داغ شدن بازار حرف و حدیث ها و شایعات نشان دهنده ادامه همان نگاه به سیستم و شیوه های اطلاع رسانی گذشته البته با کمی تفاوت آن هم به خاطر نوع و ویژگی ها و تاثیر حوادث اخیر در مسائل داخلی و خارجی است که این نگاه بی گمان نیازمند تغییر اساسی و تحول در سیستم اطلاع رسانی کشور است. برای شروع چنین تحولی شاید بد نباشد که در اقدامی عالمانه و دقیق، مسئولان برای جذب و جلب بیشتر افکار عمومی چند مسئله مهم در اتفاقات اخیر را با سرعت، دقت و صراحت لازم برای مردم روشن کنند چرا که بسیاری از شبهات مطرح شده ، شنیده ها و نامه نگاری ها و شایعاتی که در بین بخشی از افکار عمومی گسترش یافته ناشی از همین ضعف در سیستم اطلاع رسانی کشور است.

اول- تعیین تکلیف و تفکیک مجرمان و مقصران و برهم زنندگان نظم و امنیت جامعه و تحریک کنندگان و مسببان از عده ای که احیانا بی گناه در حوادث اخیر بازداشت شده اند یا حقی معنوی یا مادی از آن ها ضایع شده است و تلاش برای استیفای حقوق همه کسانی که به نوعی مورد ظلم واقع شده اند در کنار برخورد سریع و قانونی با مجرمان و مقصران اخلال در نظم و امنیت جامعه.

دوم- با توجه به استطاعت و توان دستگاه های انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی و با استفاده از ظرفیت بالا و بالقوه قوه قضاییه، لیست واقعی و اسامی کشته شدگان حوادث اخیر چه از مردم عادی، چه از بسیجیان و نیروی انتظامی و خلاصه هرکس که در این حوادث کشته شده اعلام شود، تشخیص نوع وسایل و اسلحه های سرد و گرمی که افراد توسط آن کشته شده اند- که البته کار سختی نیست- و تلاش برای شناسایی عوامل و کسانی که مرتکب چنین اقداماتی شده اند و در نهایت مجازات قانونی مجرمان اعم از «مباشران» و «سبب ها» حداقل انتظاری است که مردم دارند.

سوم-روشن شدن هر چه سریع تر ادعاهای مطرح شده درباره اذیت و آزار بعضی متهمان در برخی بازداشتگاه ها و زندان ها خصوصا آن چه آقای کروبی با تغییر لحن ها و فراز و فرودهای گفتاری از «شنیده ام» تا «مدرک و دلیل دارم» مطرح کرده است «خصوصا» از آن جهت که گوینده شخص آقای کروبی است که سوابق بسیاری در همراهی با انقلاب دارد و بی گمان تداوم اثبات ادعای همراهی او با امام، رهبری و انقلاب می تواند با رد و یا اثبات ادعاهای مطرح شده توسط وی به ویژه آنچه که درباره آزار جنسی برخی متهمان مطرح کرده نسبتی کاملا معنادار داشته باشد، چرا که اگر ادعای او درست باشد بی تردید اثبات و مجازات شدید عاملان این جنایت و عاملان وهن نظام، می تواند نقطه روشن دیگری در کارنامه آقای کروبی به خاطر پیدا کردن و تلاش برای رفع این لکه ننگ از دامن نظام محسوب شود و صراحت، پی گیری و شجاعت او در مقوله ای چنین شگفت آور و تاسف بار، ستودنی و قابل تقدیر خواهد بود. ولی اگر ایشان بدون مدرک و دلیل و صرفا بر اساس شنیده ها حتی پس از ارسال نامه محرمانه به رئیس مجمع تشخیص مصلحت و تعیین مهلت ده روزه، چنین بی محابا شنیده ای بدون مدرک را به عنوان لکه ای ننگین بر دامن نظام می نشاند و خوراکی اساسی برای تبلیغات گسترده رسانه های خارجی علیه نظام تهیه می کند، می بایست هم در مورد عقل و تدبیر و درایت ایشان به شدت تردید کرد و هم بر همراهی و دلسوزی او برای آبروی انقلاب و مردم و کشور باید به صورت اساسی شک کرد ، که بی گمان حداقل سزای چنین تهمت بزرگی در صورت اثبات نشدن، عذرخواهی از مردم، خارج شدن از لباس روحانیت، برخورد قانونی و قضایی و دست کشیدن از همه ادعاهاست.

نکته آخر این که همان گونه که بسیاری از متهمان حوادث اخیر به مردم معرفی شدند و محاکمه آنان به صورت علنی ادامه دارد، معرفی و محاکمه ماموران خاطی و قاضی متخلف بازداشتگاه کهریزک که به گفته مسئولان چندی پیش دستگیر شده اند و متهمان احتمالی دیگر مورد انتظار مردم است و اطلاع رسانی سریع، دقیق و روشن درباره این افراد و دیگر متهمان احتمالی این جریانات از جمله مسائل و مطالباتی است که تحقق آن علاوه بر افزایش میزان اعتماد افکار عمومی به بازسازی تصویر دستگاه اطلاع رسانی کشور نیز کمک موثری می کند.