kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - استحکام خودرو داخلی

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۲۸۲  – دوشنبه  ۱۳ آذر ۱۳۹۱  با عنوان «سرمقاله» به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

بعضی از ما چه راحت خودمان را به کشتن می دهیم! و بعضی ها چه راحت جان و هستی دیگران را به مخاطره ای مرگ بار می اندازند! این در حالی است که هر آدمی با هر اندازه از فهم این نکته بدیهی را درک می کند که بنابر وظیفه عقلی، شرعی و انسانی هم باید به بهترین شکل از جان و هستی و سلامتی خود محافظت و مراقبت کند و هم باید هرچه در توان دارد بکوشد تا جان و هستی و سلامت کسی را به خطر نیندازد.

اما چه تاسف بار است که با وجود تمهیدات انجام شده، کشور ما هنوز رتبه اول را در تعداد قربانیان حوادث رانندگی دارد. چنان که طبق آمار رسمی و اعلام شده از سوی سازمان پزشکی قانونی تعداد فوت شدگان ناشی از حوادث رانندگی طی سال ۸۸، ۲۲۹۷۴ نفر و در سال ۸۹، ۲۳۲۴۹ نفر و در هفت ماهه اول سال ۹۰، ۱۳۲۵۱ نفر و هفت ماه اول سال جاری ۱۲۵۲۷ نفر بوده است.

حتی نگاهی اجمالی به این آمار پشت هر انسانی را می لرزاند و علامت سوال بسیار بزرگی پدید می آورد که چرا این تعداد افراد این گونه در حوادث رانندگی قربانی می شوند؟!

بر اساس نظر کارشناسان همیشه سه عامل عمده انسانی، جاده ای و وسایل نقلیه مهم ترین عوامل بروز تصادفات و سوانح رانندگی محسوب می شود اما باید بدون تعارف اذعان کنیم جاده ها که به این سرعت اصلاح نمی شود و حتی نقاط حادثه خیز نیز با سرعت لازم سامان نمی یابد، وسایل نقلیه نیز به خاطر مسائل گوناگون از جمله سودجویی غیرمتعارف خودروسازان، معلوم نیست چه وقت به استانداردهای لازم ایمنی خواهد رسید.

شواهد نشان می دهد برخورداری از شاسی و بدنه قوی که یکی از اساسی ترین نکات در ایمنی خودروها محسوب می شود، حالا دیگر توسط بسیاری از خودروسازان کاملاً به وادی فراموشی سپرده شده است. امثال من که سن وسالی از آن ها گذشته هنوز به خاطر دارند خودروهای سواری را که هم از شاسی، بدنه و اتاق محکم و قابل اطمینان برخوردار بودند، هم زیبایی قابل توجهی داشتند و هم از موتورهای قدرتمند و قابل اطمینانی بهره مند بودند ولی متاسفانه و به دلایل گوناگون چند سالی است در برخی نقاط جهان و خصوصاً در ایران جای آن خودروهای محکم و قابل اطمینان را خودروهای قوطی کبریتی و حلبی و بدون شاسی و غیرمطمئن گرفته که متاسفانه با تمام این ضعف ها به گونه ای طراحی شده اند که از سرعت بالایی که هیچ تناسبی با ایمنی اتاق و بدنه ندارد، برخوردارند درباره این مقوله مطالب بسیاری می توان نوشت که به خاطر اختصار و این که تقریباً مطمئنم فایده ای نخواهد داشت، از آن می گذرم بنابراین با این اوصاف چاره ای باقی نمی ماند که خودروسواران به عنوان عامل انسانی، صد در صد تلاش خود را به کار بندند و با رانندگی خوب، فنی و رعایت سرعت مطمئنه و رعایت دقیق قوانین راهنمایی و رانندگی و همچنین احترام گذاشتن و رعایت دقیق حقوق عابران و دیگر خودروسواران و سرنشینان خودروها هم از جان و مال خود محافظت کنند و هم جان و مال هموطنان خود را به مخاطره نیندازند تا شاید به این وسیله گامی اساسی در جهت کاهش آمار قربانیان حوادث و سوانح رانندگی در کشور برداشته شود، چرا که واقعاً تاثربرانگیز است که سرمایه های انسانی کشور که باید صرف توسعه و آبادانی و پیشرفت کشور شود، این گونه در میان پاره های آهن خودروهای غیرایمن تکه تکه شود؟

پس آیا واقعاً وقت آن نرسیده که هر یک از ما بنابر وظیفه انسانی، اسلامی، اخلاقی و شخصیتی با احترام به قانون و رانندگی فنی و حرفه ای و پرهیز از رانندگی مخاطره آمیز همه تلاش خود را در هنگام رانندگی به کار بندیم که نه تنها حادثه آفرین نباشیم بلکه با گذشت و فداکاری و صبر و متانت در رانندگی زمینه بروز حوادث جاده ای و شهری را به حداقل برسانیم؟

آیا تا به حال با خود اندیشیده ایم که چه خانواده هایی، چه عزیزانی را به خاطر یک بی احتیاطی در رانندگی از دست داده اند و علاوه بر قربانی شدن عده ای چه عواقب و تبعاتی گریبانگیر خانواده های قربانیان حوادث رانندگی شده است؟ همین چند هفته پیش ماجرای تلخ تصادف یک موتور سیکلت از طریق سیما به نمایش در آمد که در این حادثه راکب، همسر جوان و پسر خردسالشان بر اثر بی احتیاطی و برخورد با وانت پیکانی که به خاطر تمام کردن بنزین در یکی از بزرگراه ها توقف کرده بود جان باختند.

اگر نمی توانیم سری به زندان ها بزنیم لااقل می توانیم بخشی از این مصائب و گرفتاری ها را از زبان گرفتاران این حوادث در نشریات بخوانیم.

آیا واقعاً وقت این مهم فرا نرسیده است که برای سپردن فرمان غول های آهنین متحرک در جاده ها که وزن خودروی آنان با بار حتی به ۴۰ تن و بیشتر می رسد و همچنین برای سپردن فرمان وسایل نقلیه عمومی مانند اتوبوس ها و مینی بوس ها به دست افراد، تمهیدات اساسی تری اندیشیده شود تا گواهی نامه پایه یک و اجازه رانندگی با خودروهای سنگین و دادن دفترچه به رانندگان اتوبوس های درون و برون شهری با دقت و وسواس لازم انجام شود؟

آیا انجام تست روان شناسی و سلامت روان علاوه بر تست اعتیاد نباید جزوالزامات سپردن این گونه مشاغل به افراد شود؟

مگر شک داریم که هدایت هواپیماها در سراسر جهان به دست زبده ترین و سالم ترین افراد از نظر روحی و روانی و جسمی سپرده می شود؟

آیا سپردن فرمان غول های متحرک چند تنی و اتوبوس های مسافربری درون شهری و برون شهری که مستقیماً با جان مردم و سرنشینان خودروها سر و کار دارد، آن هم در جاده های اینچنینی مستلزم دقت نظر بیشتری نیست؟

به خود آییم، تا حال چه تعداد از مردم عادی که جانشان مثل جان نخبگان ارزشمند و محترم است و همچنین چه تعداد دانشجویان و عزیزان راهیان نور، نخبگان و دیگران قربانی حوادث رانندگی شده اند؟

آیا همه ما و آحاد مردم و به ویژه خودروسازان، وزارت راه و ترابری و خصوصاً رانندگان خودروها نباید به خود نهیب بزنیم؟

به خود آییم و ببینیم امروز و در جهانی که برای جلوگیری از قطع شدن حتی یک بند انگشت انسان چه هزینه ها و چه تخصص هایی به کار گرفته می شود برخی از ما چه راحت جان و هستی و سلامت خود و هموطنان مان را در جاده ها و خیابان های کشورمان به مخاطره می اندازیم!

از حوادث جاده ای و قربانیان آن که بگذریم متاسفانه امروز در شهرهای کوچک و بزرگ کشورمان نیز شاهد هزار و یک تخلف رانندگی از برخی خودروسواران و راکبان موتورسیکلت ها هستیم به گونه ای که برای برخی عبور از چراغ قرمز، سرعت و سبقت غیرمجاز در شهر، دور زدن روی خط ممتد، حرکات مارپیچی و خطرآفرین، حرکت کردن با چراغ های غیرقانونی زنون یا حرکت در شب با چراغ های خاموش، بی احترامی به حقوق دیگران و عدم رعایت حق تقدم و… به کاری عادی بدل شده است و اسف بارتر این که برخی از خودروسواران و راکبان موتورسیکلت ها نه تنها به حریم پیاده روها که باید محلی امن برای عبور عابران پیاده باشد وقیحانه و قانون شکنانه تجاوز می کنند، بلکه با خودروهای آهنی و پرشتابی که سوارند با جان عابران پیاده حتی روی خط عابر پیاده و سرعت گیر بازی می کنند و به جای این که مثل اکثر کشورهای دنیا قبل از رسیدن به خط عابرپیاده از سرعت خود بکاهند برخی از این خودخواهان که به راستی دچار مشکل شخصیتی و فرهنگی هستند متأسفانه هنگامی که عابرانی را بر روی خط عبور عابرپیاده مشاهده می کنند دست بر بوق می گذارند و چراغ می زنند و حتی سرعت خود را افزایش می دهند و حتی گاهی سرشان را از پنجره خودروهایشان بیرون می آورند و… .

به این گونه افراد چه می توان گفت!؟ از این گونه افراد حداقل می توان پرسید اگر این عابران، همسر، فرزند، پدر، خواهر و برادر خودتان هم باشند باز هم این گونه رفتار می کنید؟ باید از این گونه خودروسواران و راکبان موتورسیکلت ها پرسید پس شخصیت، فرهنگ، دین و وجدان انسانی تان کجا رفته است؟

مگر هموطنان ما برادران و خواهران ما و اعضای پیکره ایران عزیز محسوب نمی شوند؟ مگر نوع رانندگی از فرهنگ اجتماعی، تربیت خانوادگی و شخصیت انسانی ما حکایت نمی کند؟ اصلاً نیازی به دقت نیست نگاهی اجمالی به نوع رانندگی حتی برخی از رانندگان وسایل نقلیه عمومی در شهرها موجبات بسی شرمندگی و خجالت را فراهم می کند! ما که به راستی مدعی تمدنی دیرینه و فرهنگی عمیق و انسانی هستیم آیا نباید رانندگی خوب و مناسب و همیشه توامان با رعایت حقوق دیگران را سرلوحه یکی از مهم ترین امور جامعه و رفتار اجتماعی خویش قرار دهیم؟

کوتاه سخن این که تا به این نکات اساسی توجه لازم نداشته باشیم و به انسان که جانش نزد خداوند و قرآن و خلق خدا محترم است احترام نگذاریم و رعایت حقوق انسان ها را به جزئی اساسی از فرهنگ و رفتار اجتماعی همگان تبدیل نکنیم و به خودخواهی های خود پایان ندهیم و به این باور نرسیم که نباید آهن های سخت و زبان نافهم خود را بر جان و سلامت و مال مردم مستولی کنیم، این اوضاع نا به هنجار و فرهنگ رانندگی بد، دست از جان جامعه و سبک زندگی ما بر نخواهد داشت. آیا به خود خواهیم آمد؟