kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - شهادت مرزبانان

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۸۵۴۰  – پنجشنبه  ۹ آبان ۱۳۹۲  با عنوان بدون موضوع»  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

بدون موضوع

خراسان – مورخ پنج‌شنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۹ شماره انتشار ۱۸۵۴۰

نویسنده: کورش شجاعی

 

حدود یک هفته از واقعه تلخ و جانگداز شهادت ۱۴ نفر از فرزندان این مرز و بوم که به کسوت مرزبانی از حریم دین و میهن مفتخر بودند می گذرد. از جمعه گذشته که تروریست های جنایتکار با نفوذ از مرز پاکستان، ناجوانمردانه ۱۲ سرباز جوان و دو نفر از نیروهای غیور کادر مرزبانی کشورمان را در کهک سراوان به خاک و خون کشیدند می گذرد. اما براساس خبرهای رسیده بجز فرمانده مرزبانی کشور و هیئتی که تازه دیروز از کمیسیون شوراهای مجلس عازم سراوان شد هنوز هیچ مسئول کشوری دیگری زحمت حضور در منطقه شهادت این عزیزان را به خود نداده است. شاید لازم بود پس از آن واقعه تلخ، حتی شخص رئیس جمهور و یا حداقل وزیر کشور و فرمانده نیروی انتظامی به احترام این شهیدان عزیز و به خاطر نشان دادن عزم جدی برای پیگیری ابعاد و زوایای این ماجرای تأسف بار و پیش بینی تمهیداتی برای جلوگیری از وقوع مجدد چنین جنایت هایی در منطقه حاضر می شدند و ضمن عمل به «وظیفه حضور»، به نوعی به عرف دولتمردان بسیاری از کشورهای دیگر در مورد حضور در محل حوادثی مشابه با ابعاد داخلی و با تبعات بسیار کمتر، عمل می کردند و با حضور خود لااقل شرایط بخشی از مرزهای کشورمان را از نزدیک می دیدند و شرایط خاص این منطقه را حداقل چند ساعت حس می کردند و در می یافتند که در برخی نقاط مرزی تجهیزات و امکانات به هیچ عنوان پاسخگوی نیاز مرزبانان غیورمان نیست و سربازان و نیروهای کادر در این نقاط بسیار حساس و خطرناک در نهایت بی توقعی به عشق حراست از دین و میهن همه سختی ها را به جان می خرند. غیورمردانی که جانشان در کف دستشان است و هر لحظه خطر در کمینشان اما نه از امکانات لازم و کافی و نه از حقوق و مزایای قابل توجه و گاه نه حتی از امکانات لازم برای گذران زندگی در مرز با آن شرایط خاص و خطرناک برخوردارند. ای کاش لااقل وزیر کشور و فرمانده نیروی انتظامی در این منطقه مرزی که به خون ۱۴ شهید مظلوم آغشته شده حضور می یافتند ( و یا اگر به این منطقه مرزی رفته اند خبرهایش منتشر می شد) تا هم مرهمی بر دل خانواده های این عزیزان باشد و هم پایتخت نشینان با وضعیت مرزنشینان و مرزبانان از نزدیک آشنا شوند و ببینند که غیورمردان مرزبان کشورمان در نقاط مرزی چگونه بی توقع اما دلاورمردانه مشغول پاسداری و مرزبانی از حریم کشورمان هستند و در حالی که برخی نقاط مرزی واقعا حتی از ضروری ترین وسایل و امکانات زندگی بهره چندانی ندارد چه پول های فراوانی که در تهران و برخی شهرهای بزرگ اسراف و تبذیر و حیف و میل می شود. به نظر می رسد هم دولت و هم مجلس باید بیش از این به فکر ادای وظیفه و تکلیف خود در حق مرزنشینان و مرزبانان کشورمان باشند و باید از ساختمان های شیک و مجلل وزارتخانه ها و محیط و سازه مجلل مجلس بیرون بیایند و به هنگ ها و گروهان ها و پاسگاه های مرزی در ارتفاعات سرد و یخ زده کردستان و در گرمای سوزان جنوب شرق کشور با آن امکانات ابتدایی سری بزنند. البته نمی گوییم آقایان به نقاط صفر مرزی و آن جا که سربازان مرزبان غیورمان در سرما و گرما، شبانه روز مشغول پاسداری و دیده بانی هستند بروند و به شرایط سخت موجود در برخی از برجک های مرزبانی سری بزنند برجک هایی که گاه فاصله زیادی با اولین پاسگاه های مرزی دارد بلکه پیشنهاد می دهیم لااقل سالی یک بار آن هم در روز روشن برخی آقایان سری به نقاط مرزی کشور بزنند تا دریابند که باید برای مرزبانی و مرزبانان بسیار بیش از این ها سرمایه گذاری کرد هم برای تجهیز مرزبانان به وسایل پیشرفته و مدرن مرزبانی و هم برای در اختیار گذاشتن امکانات لازم برای یک زندگی قابل قبول در هنگ ها، گروهان ها، پاسگاه ها و برجک های مرزبانی و هم این که برخی از این آقایان باید متوجه بشوند که ایران عزیز و مرزهای آن متعلق به همه ایرانیان است و صد البته که مرزبانی و پاسداری از حریم مرزهای کشور نیز از ضروری ترین مسائلی است که هر ایرانی باید سهم و نقش خود را در این وظیفه مهم ایفا کند نه این که عده ای در پایتخت بنشینند و از همه امکانات کشور در سایه امنیت بی بدیل آن بهره ببرند ولی هیچ نقشی حتی نقش حمایتی در تداوم و حفاظت از امنیت کشور ایفا نکنند. بد نیست که آقایان بررسی کنند چند درصد از سربازانی که به نقاط مرزی برای انجام خدمت مقدس سربازی اعزام می شوند اهل پایتخت و فرزندان آدم های سرشناس، ثروتمند، مسئول و صاحب نفوذ هستند آیا واقعا ارتباط ها و پارتی بازی ها و توصیه ها در تقسیم و اعزام برخی سربازان جایگاهی ندارد؟ آیا می توان این حقیقت را انکار کرد؟

آیا کم هستند تعداد سربازان و برخی نیروها که حتی رنگ پاسگاه های مرزی و برجک های مرزبانی را ندیده اند؟! آیا واقعا نیاز به تجدید نظر در این موضوع نیست که علاوه بر نیروهای کادر مرزبانی باید سربازانی که به مرزهای کشورمان اعزام می شوند ضمن برخورداری از ورزیدگی و ویژگی های خاص جسمی و روحی از آموزش های ویژه برخوردار شوند و واقعا در حد یک تکاور کارآمد آموزش ببینند و تربیت شوند نه این که شاهد باشیم برخی جوانانی به مناطق مرزی اعزام می شوند که واقعا شرایط یک مرزبان واقعی و تمام عیار در آنان جمع نیست. آیا واقعا نمی توان برای سربازانی که به مناطق مرزی اعزام می شوند امتیازات، تسهیلات و امکانات خاصی و حتی حقوق و مزایای قابل توجهی از این همه سرمایه کشور در نظر گرفت؟

آیا نباید نیروی انتظامی برای تقویت کمیت و کیفیت کادر مرزبانی اقدامات جدی تری انجام دهد به گونه ای که نیروی کادر مرزبانی هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ کیفیت و هم به لحاظ حقوق و مزایا در بهترین شرایط قرار گیرد و آیا نباید دولت و مجلس برای تامین و تخصیص بودجه به حد کافی برای مرزبانی عزم خود را جزم کند؟

شاید اگر چند مسئول موثر از پایتخت نشینان زحمت سرکشی به مناطق مرزی و مرزبانان را به خود بدهند و سپس عزم خود را برای تجهیز هرچه بیشتر امکانات و تزریق نیروهای کادر بیشتر و اعزام سربازانی با آموزش های ویژه به مرزبانی جزم کنند می توان امید جدی به این مهم داشت که شرایط مرزنشینان و مرزبانان در آینده تغییری جدی پیدا کند و خدای ناکرده آن گونه نباشد که برخی مسئولان و خصوصا بعضی پایتخت نشینان به خاطر دل مشغولی های فراوان، مرزبانان و خون شهدای مرزبان سراوان را به فراموشی بسپرند.

برچسب‌ها: جای خالی مسئولانمشهدشهیدانسراوان

 |+| نوشته شده در  جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ساعت ۱۰:۳۱  توسط کورش شجاعی