این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۹۴۰۹ – پنج شنبه ۴ آذر ۱۳۹۵ با عنوان «بدون موضوع» به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

آن روز خیلی از مردم با عشق آمدند روز تشییع پیکر شهید جواد جهانی و دو شهید افغانستانی قاسم حیدری و مسعود محمدی را می گویم، همین چهارشنبه گذشته که خیلی از آقایان مسئول غایب بودند! دو شب قبل از آن شب وداع با پیکر جواد عزیز هم باز مردم همت ویژه کردند و در مسجد المنتظر آن شب هم خیلی از مسئولان توفیق شرکت و حضور در جلسه وداع با پیکر شهید را نداشتند! اما عجب حال و هوایی داشت آن شب خصوصاً وقتی از میان انبوه جمعیت علی کوچولوی هفت ساله را از کنار پیکر پدر شهیدش به طرف منبر روضه خوانی و مداحی آوردند، صدای هق هق گریه فضای مسجد را پر کرد، گویی همه جمعیت با چشمان اشکبار فرزند شهید را میهمان دل و قلب خود کرده بودند. هر که دستش به علی کوچولو رسید غرق بوسه اش می کرد، هنگامه ای از شور و شوق و عشق و معرفت به پا بود عشق و محبت به قرآن و پیامبر(ص) و اهل بیت طاهرینش، عشق و ارادت به مدافعان حریم و حرم عترت پیامبر عظیم الشأن اسلام. هنگام به امانت گذاشتن پیکر شهید در بوستان خورشید شهرمان مشهد نیز خیل کثیری از مردم چند ساعت در هوای سرد، عاشقانه، پدر، مادر، برادران، خواهر، همسر و دو فرزند جواد عزیز و دیگر اقوام و وابستگان شهید را همراهی کردند تا خدای ناکرده «غم غربت» بر چهره های پاک و دل های صبور و بردبارشان ننشیند، هر چند آنجا هم در دفتر عشق و حضور به جای مُهر مِهر و وظیفه، جلوی اسم خیلی از مسئولان مُهر غیبت خورد!
بگذریم اما در این میان در کنار حضور مومنانه و قدرشناسانه کثیری از مردم عزیزمان تعداد قابل توجهی از همکاران و دوستان نزدیک جواد عزیز و دوست داشتنی در موسسه و روزنامه خراسان انصافاً همتی ویژه و برادرانه کردند برای انتقال پیکر شهید، برای هر چه باشکوه تر برگزار شدن مراسم وداع، تشییع و خاکسپاری پیکر این شهید بزرگوار، شهیدی که با جانفشانی و ایثار خون و گذشتن از دنیا و به خدا سپردن همسر و دو فرزند خود همانند دیگر همرزمانش با خدای قرآن و پیامبر و اهل بیت معامله ای مومنانه و عارفانه کرد. خدایش او را با شهیدان کربلا محشور فرماید.