kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - صدا و سیما

توقف در ایستگاه «دیروز» ممنوع؛ «فردا» را بیشتر دریابیم/یا قبول داریم که مردم ایران خصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلایل گوناگون هر روز بیش از گذشته، آگاه تر، بیدارتر و هوشیارتر شده اند یا قبول نداریم! اگر این نکته را قبول داریم و خود را قائل به چنین امری می دانیم و بر چنین باوری هستیم، حداقل نمادها و شاخص هایی از این باورمندی باید در ادبیات گفتاری، مسئولیت پذیری، نوع برخورد و تعامل و پاسخ گویی در مقابل مردم بروز و ظهور واقعی و مبتنی بر باور وجود داشته باشد و اگر فرض مذکور یعنی آگاهی، بیداری و هوشیاری روزافزون مردم را قبول نداریم که در آن صورت قصه، قصه دیگری است و مجال پرداختن به آن مقالی دیگر را طلب می کند.

اما با فرض قبول واقعیت روشن ارتقاء سطح آگاهی، بیداری و هوشیاری مردم، همه برنامه ریزان، تصمیم گیران و مسئولان نیز می بایست هر روز بیش از گذشته در قبال برنامه ریزی ها، تصمیم ها، مواضع و عملکردها، خود را در مقابل خداوند و سپس مردم، مسئول و پاسخ گو بدانند و این مهم در افکار، گفتار و رفتار آنان به روشنی متجلی باشد. در این میان رسانه ها نیز به عنوان رکن چهارم مردم سالاری و نماد و شاخصی برای توسعه می توانند و باید پل ارتباطی محکم و قابل اطمینانی میان مردم و مسئولان و عاملی بس تاثیرگذار در روشنگری، تنویر، هدایت و مهندسی افکار عمومی باشند و در این راستا باید با اطلاع رسانی دقیق، صحیح، شفاف و به موقع و ارائه نقدهای کارشناسانه و منصفانه و همچنین تحلیل هایی مبتنی بر واقعیت ها و به دور از حب و بغض های شخصی، گروهی و جناحی، روشن گری در جامعه را در زمینه های گوناگون وجهه همت قرار دهند تا هم به وظیفه و رسالت ذاتی و حرفه ای خود مبنی بر آموزش مداوم، ارتقاء  آگاهی ها و بینش مردم و از همه مهم تر اقناع افکار عمومی، عمل کرده باشند و هم باور خود را در عمل به ارتقاء روزافزون آگاهی و هوشیاری مردم نشان دهند. چنین رویکرد و عملکردی خصوصا از صداوسیما به عنوان رسانه ملی که از ضریب نفوذ بسیار زیادی هم برخوردار است، بیشتر مورد انتظار مردم است و اگرچه بر اساس حکم انصاف باید پذیرفت که رسانه ملی در موارد بسیاری نقدهای کارشناسانه و منصفانه و تحلیل های مبتنی بر واقعیت به مردم ارائه کرده و روشنگرهای موثری را نیز در کارنامه خود به ثبت رسانده است اما گاه به دلایلی قابل تامل به گونه ای عمل کرده است که خروجی و برآیند برخی برنامه ها خصوصا برخی گفت وگوها و برنامه های سیاسی از نظر کثیری از مردم، اقناع کننده و آن چنان که باید مبتنی بر وظیفه و رسالت ذاتی رسانه ملی نبوده است.

به عنوان مثال به نظر عده ای از مردم بعضی برنامه های سیما از جمله برخی از قسمت های برنامه «دیروز، امروز، فردا» که از شبکه سوم سیما پخش می شود، ضعف ها و نقص های جدی شکلی، ساختاری و محتوایی دارد و اگر چه این برنامه در مواردی به توفیق های قابل قبولی نزد افکار عمومی دست یافته اما در بسیاری موارد نیز به خاطر طرح یک طرفه و یک جانبه مسائل، رعایت نشدن تعادل بین مدعوین و گاه قرار دادن دو یا سه نفر با سلایق مشابه به صورت حضوری یا تلفنی در مقابل یک نفر با سلیقه ای دیگر، مطرح کردن مسائلی درباره کسانی که در جلسه حاضر نیستند و نمی توانند پاسخی به بحث یا انتقاد مطرح شده داشته باشند، سوق دادن برخی از مدعوین به بیان مسائلی که به دلایل گوناگون قصد طرح آن ها را ندارند، کوبیدن و گاه تخطئه برخی دیدگاه ها، نظرها و سلیقه ها بی آن که حتی کوچک ترین و کمترین اشکال و ایرادی به نظر، دیدگاه و سلیقه مقابل وارد دانسته شود و …این برنامه مورد انتقاد جدی بسیاری از مردم قرار گرفته است.

گر چه در بسیاری موارد نیز دارندگان نظرها، دیدگاه ها و سلایق متفاوت به دلایل گوناگون و گاه غیرقابل قبول از مسئولیت شرکت در این برنامه شانه خالی کرده اند، و گاهی اسامی برخی از آنان نیز توسط گرداننده برنامه اعلام شده است اما با این همه می توان و باید برای باورپذیری، تاثیرگذاری و توان اقناع هر چه بیشتر افکار عمومی، اراده ای قوی تر و مصمم تر پشت طراحی، برنامه ریزی و اجرای این قبیل برنامه ها وجود داشته باشد. همچنین دعوت از چهره ها و اشخاص موجه تر، کارشناس تر، کار بلدتر، همه جانبه نگر و معتدل نیز علاوه بر این که می تواند به تاثیرگذاری بیشتر این برنامه کمک و از تکراری  شدن چهره ها جلوگیری کند، تکثر و تعدد صاحب نظران پرشمار کشورمان را در زمینه های گوناگون بیش از پیش در مقابل دیدگان مردم متجلی می کند.

نکته قابل تامل دیگر این که روند این برنامه که آن را جوانی کم تجربه اما دلسوز، موقر و تحصیل کرده در مقابل دوربین شبکه ۳ سیما اجرا می کند، گاه به سمتی میل می کند که گویا کارشناس مجری این برنامه، دچار فراموشی انجام وظایف حرفه ای و اساسی خود می شود و خواسته یا ناخواسته گاه بیش از حد معقول و متعارف بر درستی نظر و دیدگاه شخصی و یا سلیقه ای که مورد پسند خود اوست اصرار و ابرام می ورزد و متاسفانه گاه افراط و تندروی و خودرایی نیز چاشنی صحبت ها و موضع گیری هایش می شود که بی گمان این کار حداقل در فهرست وظایف حرفه ای حتی یک کارشناس مجری، نمی تواند جایگاهی داشته باشد.

نکته دیگر این که برخی تکیه کلام ها و انتخاب واژگان و استخدام کلمات توسط کارشناس مجری محترم این برنامه با ادبیات ایشان در برنامه های آغازین تفاوت های روشنی پیدا کرده است به گونه ای که متاسفانه نه تنها گاه میهمانان برنامه آن گونه که باید همچون برنامه های آغازین این مجموعه مورد احترام تام و تمام قرار نمی گیرند، بلکه گاه دعوت مخاطبان برای دیدن ادامه برنامه نیز به گونه ای آمرانه انجام می شود که بی  گمان مجموعه آن چه ذکر شد در شان برنامه «دیروز، امروز، فردا» که با انجام کار حرفه ای و دقیق تر، می تواند تاثیری دوصد چندان بر افکار عمومی داشته باشد، نیست.

نکته آخر این که انتخاب برخی سوژه ها و پرداختن به برخی مسائل خاص گذشته گرچه فوق العاده حائز اهمیت است اما گویی بسیاری از قسمت های این برنامه صرفا در «دیروز» متوقف مانده و کمتر به «امروز» و بسیار کمتر به «فردا» می پردازد. بنابراین طراحی و هدف گذاری اساسی تر برای برنامه هایی از این قبیل ضروری به نظر می رسد و در کنار پرداختن به «دیروز»، پرداختن به سوژه های «امروز» و نیازهای «فردا» نیز باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۷۵۶۱  – شنبه  ۸ خرداد ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی به چاپ رسیده است

کورش شجاعی