این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۱۹۰ – شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ با عنوان یادداشت روز به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

تنها چند ساعت فرصت داریم، تنها یک شب دیگر باقی مانده است، بی تعارف و بی مداهنه باید به خود هشدار دهیم و انذار و البته بشارت. ساعت ها، روزها، شب ها، هفته ها و سال ها را از پی هم گذراندیم و شاید هدر دادیم و محاسبه نکردیم که چه کرده ایم. حالا از یک زمان بس گرانقدر و بی بدیل تنها یک شب باقی مانده است شبی که آفریدگار عالم در سوره «قدر» هم بر وجودش هم بر عظمتش و هم بر برتری آن بر هزار ماه و نه تساوی آن با هزار ماه و در سوره «دخان» بر مبارک بودنش تصریح فرموده است.
و البته که هیچ سخنی به محکمی و استواری و روشنی کلام الهی درباره رمضان و قدر و قرآن نیست، حتی کلام انبیاء و اولیای الهی چه رسد به واژه های الکن و فکر کم بضاعت چنین نگارنده ای که بخواهد درباره رمضان و قدر و قرآن بنویسد، اما نیکوسخن هایی از عالمی فرزانه و فرهیخته آموختم که دریغم آمد حتی با این قلم کم بضاعتم چندی از آن را نقل نکنم، هرچند این قلم کجا و آن محتوای مستدل و قرآنی و تاثیرگذار کجا! آن فرهیخته تاکیدش بر این بود که برای دانستن قدر «شب قدر» و مهیا بودن برای فهم و بهره بردن از آن ابتدا باید به چند نکته اساسی و کلیدی توجه کرد. یکم آن که ادامه زندگی و حیات ما تا کدامین گاه و وقت است ما که از «شبستان عدم» به اراده حضرت باری پا به «صحن وجود» و هستی گذارده ایم و آغاز ما در منظومه ازلی و ابدی حیات روشن است پس پایان ما کجاست؟ حکیمانه ترین و بی نقص ترین و شیواترین پاسخ را خود خداوند عظیم الشأن در قرآن کریمش فرموده است و آن این که مرگ، نیستی نیست بلکه خود آغاز مراحل دیگر حیات انسان است و پس از مرگ انسان وارد مرحله برزخ و پس آن گاه هر آن که خداوند اراده فرماید به محشر و قیامت پا می گذارد و در قیامت «خلود» دارد و این خلود گواه روشن است بر مانایی و ابدیت انسان. آن عالم بر فراز منبر مسجد گوهرشاد حرم مطهر رضوی چند روز پیش بر این مضمون چنین ادامه داد که حضرت علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در بحث خلود انسان در قیامت چه بسیار تأمل و نکته ها دارد و آن علامه فقید چه غور و تحیّر و تعمّقی دراین حقیقت قرآنی کرده است.
انسان با تأمل در آیات الهی، نیک درمی یابد که تمام نخواهد شد و در ذیل عنایت الهی ابدی خواهد بود. و اما دوم اشاره آن پژوهش گر قرآنی بر این نکته تأکید داشت که نیک بیندیشیم و به این سوال اساسی پاسخ دهیم که سهم زندگی این دنیایی ما در مجموعه «حیات ازلی و ابدی» چقدر است؟ و نقش این بیست سال، سی سال، شصت سال، صد و بیست سال و تمامی این سال ها زندگی این دنیایی در حیات جاودان چقدر است؟ و باز بهترین پاسخ را از حضرت باری در قرآن کریم بشنویم که حضرتش در کتاب هدایتش از زبان کسانی که از زندگی این دنیایی رخت بربسته اند می فرماید آن گاه که از آنان پرسیده می شود که چقدر در دنیا زندگی کردید؟ آنان چنین پاسخ می دهند: یک روز و کمی بعد می گویند بلکه قسمتی از یک روز و بعد می گویند ساعتی و بعضی ها گویند بارالها «درنگی» بود! چرا که آنان با دیدن و درک برزخ و قیامت توانسته اند نسبت زندگی این دنیایی را با زندگی جاودان بر اساس واقعیت ها چنین دریابند و بیان کنند. اما مسئله اساسی در این مهم نقش همین زندگی کوتاه این دنیایی در ساختن نوع حیات جاویدان آن دنیایی است و شاید چنین سوالی در ذهن پدید آید که خدایا مگر عدل است که فرصت کوتاه این دنیایی نقش تام و تمام سازندگی کیفیت حیات جاودانی را بر عهده داشته باشد و بهین پاسخ به این سوال آن است که از همین فرصت بسیار کوتاه باید بهترین و دقیق ترین استفاده را برای برداشت زاد و توشه سفر آخرت و کیفیت زندگی جاودانه برداریم به خصوص آن که بخشی از این زندگی کوتاه، دوران کودکی و ضعف و ناتوانی است و بهترین آن، دوران جوانی و حرکت به سوی قله است و چه زود سپری می شود این دوران و پس آن گاه چه زود گاه سرازیری از قله فرا می رسد و اگر به آن سال های عمر کسی دست یابد و به دوران پیری برسد، دوباره ضعف از نوعی دیگر فرا خواهد رسید و علاوه بر این ها چه ساعاتی از این کوتاه عمر انسان که در خواب و متأسفانه چه روزها و ساعاتی که در غفلت سپری می شود که این خود هشداری بس حیرت آور و قابل تأمل است که باید در همین فرصت کوتاه، زاد و توشه «عالم عقبی» را بسازیم و بربندیم و خداوند عالم از آن جا که اراده و فعل و فرمان و مقدراتش عین علم و حکمت و عدل و انصاف است برای «جبران» کردن این «کوتاه فرصت» از سر لطف و کرم و مرحمتش مبارک شب قدر و نزول قرآن را هدیه ای بی بدیل و فرصتی بی نظیر برای جمع آوری زاد و توشه برای آن زندگی جاودان قرار داده است و از آن جا که اجل هر کدام از ما جز بر خداوند آشکار نیست و معلوم نیست که آیا برای درک شب قدر دیگری فرصت داشته باشیم؟ پس باید تلاش کنیم که امشب را به بهترین شکل دریابیم. حکیم عادل و ارحم الراحمین عالم شب قدر را به فرموده ذات خودش، خیر و برتر از هزار ماه آفرید و قرآن را در ظرف زمان شب قدر به لطف و کرمش، خورشید راه رهپویان حقیقت و سالکان طریق حقیقت قرار داد و همپای نزول قرآن ملائک و روح را نازل می فرماید تا به فرمان الهی به تقدیر مقدرات امر الهی کارگزار باشند. در شب قدری که سرشار از سلامت و رحمت و برکت الهی تا طلوع سپیده است حضرت آفریدگار مقدرات را رقم می زند. این شب چنان قدر و منزلت دارد که خداوند جل و علا در اولین آیه سوره قدر پس از این فرمایش که ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم بلافاصله در دومین آیه می فرماید: و تو چه می دانی که شب قدر چیست، وقتی که خداوند حکیم عالم خود به روشنی و با چنین صراحتی حتی به پیامبر که به اذن و اراده خداوند عقل کل و انسان کامل است می فرماید: و تو چه می دانی شب قدر چیست؟ هر یک از ما چگونه می توانیم قدر «شب قدر» را درک و فهم کنیم؟ اما همین اندازه می فهمیم که باید در این شب چنان آماده باشیم که از رحمت و برکات بی بدیل این شب رحمانی بهره گیریم آن گونه که خداوند بهترین ها را برای زندگی بس کوتاه این دنیایی ما و زندگی بی پایان و جاودانی آن دنیایی مان تقدیر فرماید.
توجه به کوتاهی عمر «این دنیایی» و توجه به این که شب قدر یک شب در طول سال بیشتر نیست و آن شب ساعاتش به سرعت برق می گذرد بر ما واجب می کند که در این شب به طور خاص آماده بهره گیری از ظرفیت های بی کران و بی نظیر آن باشیم. و صد البته که باید در طول زندگی خود هر چند سالی که هست تا آن گاه که اجلمان چه در جوانی و چه در میانسالی و چه در پیری برسد هر روز و شب خود را بلکه هر ساعت زندگی خود را و حتی دقیقه و لحظه حیات خود را و بلکه هر اقدام خود را چنان با توکل به خدا، باورمندانه با استعانت از ذات حق تنظیم و برنامه ریزی کنیم که هر حرف و گفتار و رفتار و عمل ما در هر آن و هر لحظه زاد و توشه ای باشد برای زندگی جاودانی در قرب رحمت الهی و همسایگی با خدا. و آیا نباید هر یک از ما از کمی زاد و توشه بر خود بترسیم و بلرزیم و البته امیدوار به فضل و رحمت الهی باشیم وقتی که بزرگوار انسانی چون امام علی(ع) آن مرید و تربیت شده دامن پیامبر خاتم(ص) و آن که جانش به جان مصطفی بسته بود و او که حتی لحظه ای از پیروی و تبعیت پیامبر خدا غفلت نکرد و او که تنها زاده کعبه است و نامش را خدا بر او نهاده و او که گوهر بی بدیل آفرینش است بعد از رسول خاتم، او که به تصریح پیامبر عظیم الشأن ضربتش در روز خندق افضل از عبادت جن و انس بود همو که به روایت «ابودردا» پس از آن که در تاریکی و دور از شهر و آبادی و به خلوتی از نوع دیگر در محضر خدایش حاضر می شد و پس از آن راز و نیازها و مناجات های عارفانه و عابدانه به محضر حق علی آن قرآن ناطق چنین با خدایش نجوا می کرد «آه، مِن قلّتِ زاد و طول الطریق و…» خدایا علی تو و علی پیامبر تو با آن همه ایمان و زهد و ورع و آن همه جان فدایی برای دین و قرآن و پیامبر و با آن سختی ها که بر نفس خود تحمیل می کرد و با آن نمازهای عارفانه و سجده های خاضعانه ای که به درگاه تو داشت و با آن عبودیت محض به درگاه تو، وقتی چنین در خلوت و در بیابان تاریک آه سر می دهد و از کمی زاد و توشه برای آن زندگی جاودانه سخن می گوید پس من و امثال من چه کنیم و چه بگوییم؟ و باز تأکید می کنم که شب قدر را خداوند از سر لطف و کرم و مرحمت با آن چنان ظرفیت و برکتی که فقط ذات خودش به آن آگاه است در منظومه هستی مقدر و تقدیر فرموده که اهل فهم و درک و ایمان و حقیقت جویان در ماه ضیافت الهی و بر سفره این کرامت بی انتهای خداوندی، فرصتی بی نظیر و الهی به نام شب قدر را دریابند و اگر چنان چه در ماه ها و روزهای قبل از ماه مبارک رمضان و قدر مبارکش هر حرف و گفتار و عمل و اقدام خود را در مسیر برداشت زاد و توشه زندگی جاودانی تنظیم نکرده اند در چنین شبی از لحظه لحظه آن که روح و ملائک به اذن خداوند نازل می شوند و به خدمت امام زمان می رسند بهره ببرند و علاوه بر تقاضای بهترین مقدرات برای زندگی کوتاه این دنیایی و زندگی جاودان آن دنیایی، زاد و توشه ای مناسب برای همنشینی با اولیاء و انبیا و صلحا و صدیقین و شهدا و همسایگی با خدا برگیرند. برای آماده شدن و درک قدر شب قدری که خداوند با آن همه ظرفیت، برکت و رحمت تقدیرمان فرموده است چند ساعت بیشتر فرصت نداریم. خداوند به آبروی اهل بیت طاهرینش و آیه آیه قرآنش توفیق درک شب قدر را روزیمان فرماید.