kourosh shojaee - کورش شجاعی مدیر مسئول روزنامه خراسان - کورش شجاعی روزنامه نگار - کورش شجاعی نویسنده - شهید مدافع حرم

این مطلب در روزنامه خراسان شماره:  ۱۹۴۰۱  – دو شنبه  ۲۴ آبان ۱۳۹۵  با عنوان یادداشت روز  به قلم  کورش شجاعی چاپ شده است

کورش شجاعی

مادر مثل ابر بهار اشک می ریخت، پدر استوار همچون کوه اما او هم آرام، آرام گریه می کرد. برادران حالی داشتند که فقط برادر از دست دادگان می دانند و بس.

فاطمه خانم ۱۴ ساله و علی آقای ۷ ساله با گونه های خیس از اشک، ناباورانه جای پدر مهربان و دلاورشان را خالی می دیدند.

همسر شهید اما حالی دیگر داشت. آخر همین شنبه شب جواد عزیزش را در خواب دیده و توصیه هایی از شریک زندگی اش، شنیده بود. جواد به شدت دلبسته همسر و فرزندان و خانواده اش بود بخشی از عشق فراوانش به همسرش به خاطر همدلی ها و همراهی های او در مسیر جهاد مقدسش بود برای همین آن دلاور عرصه کارزار با خصم تکفیری، نام همدم زندگی اش را در گوشی تلفن همراه خود «شریک جهادم، مسافر بهشتم» ذخیره کرده بود و چه نغز و پرمعنا و چه زیبا که این «شریک جهاد» نام جواد عزیزش را در گوشی خود «شهید زنده» گذاشته بود. شهید مدافع حرم که دلی به بزرگی «جهان» داشت به شریک جهادش به همسرش توصیه کرده بود بعد از شهادتم، گریه نکنید، لباس سیاه نپوشید و هر کس خواست یاد من کند، «یا زهرا» بگوید و روضه حضرت فاطمه(س) بخواند. شهید جواد جهانی در سی و پنجمین بهار زندگی خود در حالی به لقاء ا… پیوست و «عند ربّهم یرزقون» شد که لباس پرافتخار دفاع از حرم زینب کبری به تن داشت و این چهارمین مرتبه ای بود که با ندای «کُلُّنا عباسُک یا زینب» لباس پرعزت و افتخار رزم با تروریست های تکفیری را می پوشید. او همین چند روز پیش در آخرین تماس تلفنی به همسرش گفته بود که حلب خیلی شلوغ است شاید دیگر نتوانم تماس بگیرم «البته نباید هم تماس بگیرم تا بیشتر وابسته نشویم»! جواد عزیز و پرکشیده به عرش، گر چه پیش تر از این از پدر بزرگوارش، از مادر عزیزتر از جانش و از همسر همدل و همراه و مهربانش خواسته بود تا برای شهادتش دعا کنند و دل و ذهن اینان و دیگر عزیزانش را با گفتار و رفتارش که عطر پرکشیدن و شهادت داشت آماده کرده بود و شب شهادتش به خواب برادرش آمد و با آب پاشیدن برادرانه به روی هم، پیش خبری از «زلال شهادت» به آنان داد اما باور کنیم که پرکشیدن «جواد»های مومن دلاور عاشق و شیدای قرآن و اهل بیت گرچه برای خود این عزیزان خداباور و اهل بیت یاور، فیضی بس عظیم است اما تحمل داغ و جای خالی ایشان برای همه خصوصاً ما که افتخار همکاری با جواد عزیز را در موسسه و روزنامه خراسان داشتیم بسیار سخت و طاقت فرسا است و اما تنها خدا می داند در دل خانواده های بزرگوار و راست قامت این مسافران و راهیان بهشت و ملکوت اعلی چه می گذرد!
امشب مردم عزیزمان در مشهد مقدس با پیکر چهار نفر از دلاورمردان عرصه جهاد با تروریسم وهابی تکفیری وداع می کنند. با جواد عزیز، با حسین هریری عزیز که همین ۳ ماه پیش همسرش را عقد کرده بود، با دو شهید عزیز اهل افغانستان قاسم حیدری و مسعود محمدی که دومین شهید از خانواده محمدی است. آری مردم، دوستان، همکاران و عزیز خانواده های این شهیدان که در باغ شهادت را همچنان بر خود باز دیدند و پر کشیدند با پیکر این مدافعان غیور حرم اهل بیت وداع می کنند. اما هیچ یک از مومنان قرآن مدار هیچ گاه با آرمان های والای شهیدان دفاع از حریم اهل بیت پیامبر وداع نمی کنند بلکه وداع با پیکر این شهیدان، سلام مومنانه ای دیگر است به قرآن آن کلام خداوند بی همتا و عترت و اهل بیت پیامبر خاتم.