این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۸۱۱۸ – دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ با عنوان یادداشت روز به قلم کورش شجاعی چاپ شده است

آنچه از اندیشه و زبان و قلم حکیم توس آن خرد ورز سخندان اندیشمند تراوش کرده و چون نهرهای زلال بر کران تا کران اندیشه و دل و جان اهل فهم و خرد نه تا امروز بلکه تا جاودان، همیشه جاری است ریشه در باور و تفکر یکتاپرست آزاد مردی دارد که کیمیاشناس و گوهرشناس است و کیمیاگر. و کیمیایش سنجیده اندیشه هایی نبشته و جا گرفته چون نگین بر چنبره استوار و فاخر و بسی زیبای واژگان زبان پارسی است.نخست افتخار فردوسی حکیم، باورش به یکتاپرستی و یگانگی حضرت آفریدگار است و سخن را و پند و حکمت و اندرزش را و سرایشش را با نام یکتای هستی آفرین می آغازد و چه سترگ و نغز و شیرین می سراید:
به نـام خـداوند جـان و خردکزین برتر اندیشه برنگذرد
و چه حکیمانه ادامه می دهد:
خداوندکیوان وگردان سپهرفروزنـده ماه و ناهـید و مهـر
زنام ونشان وگمان برتراستنگارنـده برشـده پیکر است
و چه زیبا بر ستایش و بندگی حضرت آفریدگار پند می دهد:
ستودن نداندکس او راچوهستمیان بندگی را ببایدت بست
و آن گاه بر کیش و مذهب بر حق خود سنجیده و جانانه پای می فشرد و چنین سخن سر می دهد:
چه گفت آن خداوندتنزیل و وحیخـداونــد امــر و خـداونــد نـهـی
که من شهرعلمم،علی ام دراستدرست این سخن گفت پیغمبراست
اگر خلد خواهی به دیگر سرایبـه نـزد نـبـی و وصـی گـیر جای
مــنـــم بـــنــده اهـــل بـیـت نبیســتـایـنـده خــاک پــای وصـی
فردوسی این حکیم دانا و اهل دل در دوستی وطن و جان فشانی از برای ایران زمین چنان سخن سر می دهد که هر دارنده جانی و دارنده غیرتی را شور و عشق وطن به اوج می رساند. حکیم جانش را فدایی و قربانی میهن می داند و بهترین سالهای عمرخود را صرف سرودن برای مانایی تمدن و فرهنگ وتاریخ و حماسه آفرینیهای ایرانیان میکند و چنان برنسلهای حتی چند سده بعد از خود تاثیر میگذارد که شاعری چنین می سراید:
دریغ اسـت ایران کـه ویـران شـودکنـام پلـنگــان و شیـران شود…
چـو ایـران نـبـاشـد تــن مـن مــبـادبـدیـن بـوم و بر زنده یک تن مباد
همه سر به سر تن به کشتن دهیماز آن به که کشور به دشمن دهیم
دانای توس آن دانش اندوز دانش پژوه دانش مدار هم به جستن و جست وجوی دانش بسیار پند می دهد و هم به نگاه داشتن و پاسداشت جایگاه دانش پژوهان بسی سفارش می کند و می فرماید:
چو دانش پژوهنده بیند زیانکه بندد به دانش پژوهی میان؟
آن آزاد مرد چنان جایگاه انسان و آزادگی انسان را بلند می داند و برمی شمرد که دوصد بار مردن را بهتر از زندگی به قیمت بندگی می داند و می فرماید:
بسوزد در آتش گرت جان و تنبـه از بـنـدگی کـردن و زیـستن
اگر مایه زندگی بندگی استدو صدبارمردن به از زندگی است
و آن گاه که این سخن سنج ترین سخندان ایران زمین در باب زنده کردن و پاسداشت قند پارسی سخن سر می دهد آن چنان کیان به کما رفته و کمان شده زبان پارسی را به جنبشی دوباره و اهتزازی غرور آفرین و جاودانه درمی آورد که تا ایران و ایرانی در پهنه هستی نفس می کشد به روان تابناک این زندگی آفرین و حیات بخش زبان پارسی که از گزیده ترین و ناب ترین و بلند جایگاه ترین نشانه های هویت ایرانی است درودی هماره می فرستد. به روان آن سخندان سخن سنج و فرهیخته ای که عمر و جوانی اش را به پای رویش و زایش و پایش زبان پارسی ریخت و سروقدش را در این راه کمان کرد و چه زیبا سرود:
بسی رنج بردم در این سال سیعجم زنده کردم بدین پارسی
این بزرگ معمار کاخ بلند زبان پارسی چنان کاخی بلند جایگاه و بلند مرتبه و رفیع از واژگان ایرانی و پارسی بنا نهاد و ساخت که هیچ باد و باران و آتش و توفانی نتواند گزندی بدان برساند و باز چه زیبا سرود:
پی افکندم از نظم کاخی بلندکه از باد و باران نیـابـد گزند
بـنـاهــای آبـاد گــردد خـرابز بـاران و از تـابـش آفـتــاب
فردوسی این بزرگ مرد عرصه دانش و فرزانگی و آزادگی، بزرگی انسان را به جوانمردی و دانش و فرهنگ می داند و دانایی را زمینه توانایی برمی شمارد و دانش و دانایی را مایه برنایی و جوانی و می فرماید:
توانا بود هر که دانا بودز دانش دل پیر برنا بود
همچنین جای جای گرانبها نامه فردوسی و شاهکار زبان پارسی سرشار از روح جوانمردی و سلحشوری و حماسه آفرینی است.
شاهنامه فردوسی نه تنها بر فراز قله ادب پارسی هماره خوش می درخشد بلکه بزرگ نامه ای حکیمانه و گنجینه ای از درس ها و آموزه های اخلاقی و انسانی فرا روی جهان بشریت است شاهنامه نه تنها جمع اسطوره و تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران زمین بلکه خود گوهری فروزان و نشانی تابناک از هویت انسانی و اخلاقی مردمان این بوم و بر است.زبان پارسی گرانمایه میراثی که فردوسی حکیم برای همه نسل ها و عصرها از خود به یادگار گذاشت چنان پلی ایمن و بسی مطمئن و بسیار کارآمد و موثر شد برای انتقال و نشر و ترویج تمدن و فرهنگ ایرانی و اسلامی. و آموزه های گرانقدر و بلند مرتبه دین مبین را به زیباترین کلام و هنرمندانه ترین و رساترین پیام ها به گوش جان جهانیان رسانید. همین پختگی و ورزیدگی و مانایی زبان پارسی به برکت شاهکار فردوسی خود عاملی بس موثر شد برای اینکه ایرانیان پاک نهاد گر چه بر اساس فطرت پاک خود به آیین پاک محمدی و دین مبین اسلام گرویدند و مسلمان شدند و با دستیابی به چنین مرتبتی، مقامی دوصد چندان یافتند، پارسی گو ماندند و ایرانی ماندند و مسلمان شدند اما عرب نشدند وهویت ایرانی وزبان پارسی خود را همچنان پاس داشتند.و اینک خدا را سپاس می گزاریم که فرزانگانی چون رهبر انقلاب و علمای فرزانه ای چون آیت ا…حسن زاده آملی، آیت ا… جوادی آملی، شهید مطهری و فرهیختگان پارسی شناس فراوانی در دانشگاه های داخل و خارج کشور بر شناخت جایگاه فردوسی و قدرشناسی از میراث گران بهای او اصرار می ورزند و به راستی شناخت و تجلیل از چهره ای که سرچشمه ای جوشان برای جاری زلال زبان پارسی و بستر ادب و فرزانگی و فرهیختگی و خرد ورزی و دانش ورزی و یکتا پرستی است وظیفه ای بایسته، خواستنی و شیرین است برای هر کسی که بضاعتی دارد و دلی در گرو ایران و ایرانی و زبان و تمدن فرهنگ ایران زمین.