این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۷۶۶۱ –چهارشنبه ۷ مهر ۱۳۸۹ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

همان طور که جنگ تجاوزکارانه و اشغال گرایانه در نزد افکار عمومی، وجدان ها و فطرت های پاک مردم، نکوهیده و مذموم است، دفاع از حریم دین و میهن و عزت و شرافت، امری نیکو، پسندیده و صد البته واجب و نشان دهنده باور، غیرت و حمیت انسان است. بر این اساس اگر چه هر جنگی، به تناسب شدت و مدت زمان خود خونریزی و کشتار، تخریب منابع و زیرساخت ها و نابودی ثروت ها و تبعات سیاسی، اجتماعی فراوانی می تواند به دنبال داشته باشد، اما در عین حال دفاع و مقابله با مهاجم و متجاوز، ضرورتی انکارناپذیر و نشان دهنده حیات و غیرت و عزت یک ملت است.
از این رو دفاع جانانه و حماسی هر ملتی در برابر تجاوز، می تواند و باید سرمایه و گنجینه ای ارزشمند و چراغی فروزان و تابناک برای آینده آن کشور و ملت باشد، این مهم آن گاه اهمیت ویژه و دو صد چندان می یابد که دفاع مبتنی بر باورهای عمیق دینی و در مقابل دشمن متجاوزی باشد که نه تنها حریم سرزمینی بلکه اساس و موجودیت یک کشور، باورها و اعتقادات و تمامی ارزش های یک ملت را مورد هجوم و حمله قرار داده باشد و از آن جا که دفاع هشت ساله ملت و رزمندگان غیور ایران در مقابل تجاوز رژیم بعثی صدام، مصداق بارز دفاع مبتنی بر باورهای ناب و پاک دینی و ارزش های انسانی و ملی در مقابل هجمه گسترده و همه جانبه متجاوز مستظهر به حمایت های سیاسی ، اقتصادی و تجهیزات ابرقدرت ها و برخی کشورهای اروپایی و کشورهای منطقه به کیان دین و میهن و باورها و استقلال و عزت و تمامیت ارضی ایران بود مجموعه این دفاع و حماسه های کم نظیر و گاه بی نظیری که در جریان مقابله با ارتش صدام و حامیان جهانی و منطقه ای آن، توسط نیروهای ارتشی، بسیجی، سپاهی، عشایر و خلاصه فرزندان ایران زمین خلق شد بی گمان و بی هیچ مبالغه می تواند و باید به عنوان «گنجینه ای گرانقدر» و «سرمایه ای همیشگی» و چراغی فروزان و راهنما، فرا روی همه ایرانیان و بلکه همه آزادی خواهان، غیرت مندان و عزت طلبان جهان برای تمامی نسل ها و عصرها باشد.
اما نیل به این مقصود اولا بیش از هر چیزی نیاز به شناخت و حصول معرفت نسبت به مبانی فکری، انگیزشی، اعتقادی و باورهای شکل دهنده دوران دفاع مقدس دارد و ثانیا درک واقعی و عمیق از شرایط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، همچنین بازخوانی و واکاوی دقیق تجهیزات و میزان آمادگی ایران به عنوان یک کشور تازه انقلاب کرده برای مقابله با تهاجمی چنین سنگین، گسترده و همه جانبه و در کنار آن بررسی و درک شرایط منطقه ای و بین المللی در عرصه های گوناگون در آن برهه تاریخی و دوران جنگ سرد ابرقدرت ها ضروری است چرا که به نظر می رسد اگر تلاش جدی برای درک درست و منطقی از مجموعه این شرایط وجود نداشته باشد، نمی توان از حد لایه های سطحی عبور و به فهم عمیق و روشنی از مبانی و لایه های عمیق دوران دفاع مقدس دست یافت و در چنین حالتی روشن است که نمی توان دریافت منطقی و مستدلی از گنجینه بودن دوران دفاع مقدس داشت.
ثالثا باید توجه داشت که شناخت و باور به این نکته که دوران هشت ساله دفاع، گنجینه ای گرانقدر و سرمایه ای تمام نشدنی است، تنها بخشی از یک مسئله و بحث اساسی است، و اما بخش دیگر این جریان، تلاش جدی و کارشناسانه، خرد ورزانه و از همه مهم تر باورمندانه برای حفظ و صیانت از این سرمایه و گنجینه و میراث داری شایسته از این «میراث گرانقدر» و انتقال و ترویج ارزش های گوناگون این میراث در عرصه های مختلف به نسل های آینده است.
که این مهم نیز وظیفه ای بس خطیر و رسالتی است که باید مجموعه نظام برای همیشه نسبت به آن احساس وظیفه و تکلیف کند، وظیفه ای که اساسا نمی تواند تنها بر عهده بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس باشد بلکه مجموعه قوای سه گانه و هر دولت و مجلسی که بر سر کار باشد و تمامی نهادها و سازمان ها براساس یک برنامه ریزی مدون و کارشناسانه باید سهم و نقشی در انجام این مهم داشته باشند و خود را به لحاظ شرعی و قانونی ملزم به ایفای نقش و انجام تکلیف در این زمینه بدانند. این که حوزه و دانشگاه و آموزش و پرورش و رسانه ها و سینما و صداوسیما و سازمان های دولتی و غیردولتی تاکنون چقدر به این وظیفه خود عمل کرده اند بحثی قابل تامل، سوال برانگیز و دراز دامن است که پرداختن به آن، مجالی بسیار مبسوط طلب می کند.
به هر صورت این مطلب کاملا روشن است که با وجود گذشت حدود ۲۲ سال از پایان دوران هشت ساله دفاع مقدس و خلق آن حماسه های کم نظیر و گاه بی بدیل که موجبات حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور و ثبات و مانایی و سرافرازی دین و میهن و عزت و شرف ایرانیان را فراهم و جاودانه کرد هنوز کارهای انجام نشده فراوانی برای شناخت دوران دفاع مقدس به عنوان گنجینه، سرمایه ای همیشگی و میراثی گرانقدر و هم چنین حفظ و پاس داشت آن و انتقال آن به نسل های آینده بر زمین مانده است که مجموعه نظام خصوصا نهادها و سازمان های ذی ربط و بیشتر مرتبط باید بیش از پیش نسبت به انجام آن ها همت کنند. براین اساس انجام پژوهش های علمی دانشگاهی و متمرکز در زمینه دفاع مقدس براساس اسناد معتبر و دست اول و جمع آوری گزارش های کارشناسانه نهادهای مختلف درگیر دفاع مقدس از جمله ضرورت هایی است که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
گنجینه دوران دفاع مقدس متعلق و در انحصار هیچ شخص و جناح و گروه و دولتی نیست، نمی تواند و نباید باشد بلکه این میراث و گنجینه گرانقدر در تاریخ برای همه ایرانیان باید چراغ راه باشد. می توانیم و همه ما مسئولیم که این چراغ را فروزان تر کنیم و در تلألؤ انوار، وجود و حضور شهیدان شاهد، هر روز ایران را به سامان تر کنیم.
اما یک خبر و یک نکته
براساس آماراعلام شده تاکنون ۶۰ درصد از مادران شهدا و ۴۰ درصد از پدران شهدا از دنیا رفته اند، البته این طبیعی است که پدران و مادران شهدا هم مثل بقیه افراد روزی بدرود حیات می گویند، اما آیا می توان به این نکته بی توجه بود که، سینه هر کدام از مادران و پدران شهدا پر از خاطره و شاید ناگفته هایی درباره فرزندان شهیدشان است، شهیدانی که تنها به خانواده شهدا متعلق نیستند بلکه این بزرگمردان، فرزندان ایران زمین و گنجینه و سرمایه تمام نشدنی ایران اسلامی هستند و آیا می توان قبول نداشت که پدران و مادران شهدا نیز سرمایه و گنجینه ای گران مقدار هستند.
عزیزان دل بزرگ و با خدا معامله کرده ای که از نفس هاشان، عطر شهید استشمام می شود پدران و مادرانی که جگر گوشه هایشان تنها چند سالی تا سنین نوجوانی و جوانی میهمان قاب چشم های مهربانشان بوده اند.
پدران و مادرانی که مثل همه پدران و مادران و شاید پرسوزوگدازتر قلب هاشان به عشق فرزندانشان تپیده و هنوز می تپد.
بزرگ پدران و مادرانی که برخی از آنان ۳،۲و حتی تا ۵ فرزند خویش را راهی دفاع از حریم دین و میهن و شرف و عزت و ناموس وطن کردند.
پدران و مادرانی که باید بر دست هایشان بوسه افتخار زد آنان که در دامان خود سرباز دین، سرباز وطن، سرباز عزت و شرافت پروراندند.
پدران و مادرانی که در کانون تربیتی خانواده هایشان، نوجوانان و جوانانی همچون شهید «پارسا» پا به عرصه وجود گذاشت و در عین نوجوانی وصیت کرد پس از شهادتم به جای نامم برروی سنگ قبرم فقط بنویسید، «پرکاهی تقدیم به محضر کبریا»!
پس آیا نباید امروز تا هنوز خیلی دیر نشده است عزمی ملی برای رمزگشایی از سینه مادران و پدران شهیدان شکل بگیرد و برای شکافتن گنجینه دوران دفاع و هم چنین معرفی واقعی و دقیق شهیدان سرافراز به عنوان الگوهایی ممتاز اما واقعی و دست یافتنی برای نسل های فعلی و آینده و از همه مهم تر تولید ارزش های ناب دینی و فرهنگی و به عبارتی تولید ارزش افزوده فرهنگی، اقدامی مبنایی شکل بگیرد، آیا نباید به تپش قلب و گفته ها و ناگفته های مادران و پدران شهید، گوش جان سپرد و هر یک از شنیده ها رافراترازقالب یک « سرگذشت پژوهی» ساده، ثبت و ضبط کرد و پس آن گاه تمامی آن ها را جمع آوری و فهرست بندی کرد و سپس دایره المعارفی از گل واژه های مادران و پدران شهیدان گرد آورد و از آن به عنوان سرمایه ای ارزشمند برای بازیابی گوهرهای گنجینه دفاع مقدس برای همه نسل و عصرها بهره برد.
مگر زبان مادران و پدران شهدا صمیمی ترین، اثرگذارترین و یکی از گویاترین و موثق ترین زبان ها برای رمزگشایی از گنجینه و میراث دفاع مقدس نیست؟
پس پدران و مادران شهیدان را تا هستند دریابیم، شاید که شهیدان و خدای شهیدان ما را دریابند.
تا چند سال آینده به طور طبیعی دیگر عطر نفس های هیچ مادر شهید و پدر شهیدی استشمام نخواهد شد، مبادا که از حضور پربرکت امروزشان نیزبی بهره بمانیم!