این مطلب در روزنامه خراسان شماره: ۱۶۸۱۰ – سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶ با عنوان سرمقاله به قلم مدیر مسئول کورش شجاعی چاپ شده است

گریستن چگونه چیزی است گریستن را چه اساسی است عقل و فلسفه، احساس و عاطفه مظلومیت و حادثه یا شوق و ارادت و عشق و ایمان و یا… اما کدامین ساحت وجود علی سزاوار « اشکریزان» شوق و عشق و ارادت نیست آن ساحت وجود مبارکش که به اذن خدای کعبه، «قلب قبله» زادگاهش شد.
یا آن قدسی لحظه ای که خدای علی اعلی، تنها مولود کعبه را به نام و هم نام خودش «علی» نامبردار فرمود. یا آن ملکوتی اسحار و ازمنه ای که در آغوش و دامن حبیب خدا گرمای نفس های مصطفای خدا به جان پر اشتیاقش هدیه می شد.
یا آن روحانی لحظاتی که به عنوان اولین ایمان آورنده به محمد و خدای محمد، قلب و زبانش به یگانگی حضرت حق و رسالت پیامبر خاتمش شهادت داد و متبرک شد، در حالی که پیش از این نیز لحظه ای از لحظات زندگانی شریفش به غبار و کدورت شرک و کفر آلوده نشده بود.
یا آن گران مقدار لحظاتی که رسول، « منزلت» علی را در نزد خودش به منزلت هارون نزد موسی دانست و فرمود الا این که بعد از من پیامبری نخواهد آمد.
آیا آن ساحت وجود وصی رسول خدا که در هنگامه خوف و خطر به اختیار و به افتخار خوابیدن در بستر پیامبر را به جای پیامبر برای رهانیدن جان رسول حق از خطر برگزید و اجر « لیل المبیت» را برای خود ثبت کرد، سزاوار اشکریزان عشق و ارادت نیست.
یا آن لحظاتی که در رکاب رسول حق با زره بی پشت و شمشیر حامل بصیرتش، ذوالفقارش، باطل را خاک نشین می کرد و در چنین لحظاتی نیز لحظه ای از محافظت از جان حبیب خدا غافل نمی شد.
کدامین قلم و کدامین زبان را یارای وصف علی است، او که هیچگاه گامی از مرادش پیشی نگرفت و گام جز بر جای گام رسول نگذاشت.
در کلام بر او سبقت نجست، مقتدایش را مرادش را در همه حال بلا استثناء مرید بود و مقتدی.
او که به گاه نماز جز به « احد بی نیاز» اندیشه نمی کرد، او که هیچ چیز جز ذات کبریا، اندیشناکش نمی کرد.
او که در نیت و گفتار و کردار تنها معیارش رضای حضرت حق بود و رسول حضرت حق.
او که باب علم محمدی بود و فاصل بین حق و باطل. او که وصی پیامبر بود و « مولای غدیر» او که همراه همیشگی رسول بود و مونس مدامش و این چه سری است که حبیب خدا دعوت حضرت حق و لقای حضرتش را آن هنگام لبیک گویان می شود که سر مبارکش بر دامن علی و شانه های ممهور به مهر نبوتش در آغوش ولی خداست.
کدامین ساحت وجود علی سزاوار عشق ورزی و اشکریزان محبت نیست
علی که پس از پیامبر، در علم سرآمد، در زهد و تقوا بی همتا، در شجاعت بی نظیر، در یتیم نوازی و دستگیری از مستمندان همچو مولایش کریم، در حفاظت از بیت المال به غایت سختگیر، در اجرای حدود و احکام الهی قاطع و بی غمض عین، در عدالت، تجسم محض و خلاصه تمامی زوایای وجود علی که عصاره همه سجایا است و امام همه خوبی ها است سزاوار ستودن و صد البته پیروی کردن است.
آیا نباید اشک شوق و عشق و ارادت را به خاک پای مولای تمام خوبی ها، اندود و عطرآگین کرد مولایی که معصوم بود و منصوب حق، مولایی که همه لحظات عمرش سرشار از توحید و عبودیت الهی بود و نه تنها حتی لحظه ای تن به گناه نیالود که اندیشه اش نیز از نزدیکی به گناه بری بود.
مولایی که حتی از حلال خدا شکم پر نکرد و سیر نخورد، مولایی که کفش وصله دارش را بر حکومت و حکمرانی ارجح می دانست مگر این که به واسطه آن حکومت، حقی استیفا شود، مولایی که در جریان کنده شدن خلخال از پای زن یهودی می فرمود اگر مرد بمیرد (یا دق کند) حق دارد، مولایی که دویدن در پیش پایش را برای مردم روا نمی دانست و این عمل را سنت بی مقدار و مورد تمایل پادشاهان می دانست
مولایی که کاخ نداشت و حساب کار شخصی افراد را زیر سقف بیت المال به نور چراغ پیسوز شخصی بر می رسید، مولایی که خود « قرآن ناطق» بود و غبار قاسطین و ناکثین و مارقین را از ساحت اسلام ناب محمدی زدود، مولایی که با این همه فضائل خود را «عبدی» از «عبید» محمد مصطفی می دانست و بر می شمرد که این نیز گواه مصدق دیگری از عشق و ارادت و اطاعت علی به ساحت نبی اکرم است و جلوه اعلای رابطه « مرید و مراد».
و از علی چه بگوییم که وصی نبی بود و ولی حق، امیر مومنان بود و مولای غدیر اما مظلوم و بلکه مظلوم ترین تاریخ، چه آنگاه که به خاطر به خطر نیفتادن اساس اسلام و حفظ وحدت به « خانه نشینی» تن داد و چه آن گاه که وجود مبارکش آماج طعن سهم خواهان بود و ولی امام عدالت با به جان خریدن تمامی سختی ها، قدمی از مسیر عدالت منحرف نشد، مظلوم بود آن گاه که فرق مبارکش در محراب عبادت به شمشیر جهالت شقی ترین افراد شکافته شد و تیغ کین منافقان بر جبین امیر مومنان نشست و علی مظلوم بود آن گاه که ندای «فزت و رب الکعبه» اش کران تا کران عرش و فرش را در نوردید.
مظلومیت حضرتش بدان پایه بود که قبر مبارکش نیز حدود صدسال مخفی ماند.
و اما علی همان وصی نبی و همان ولی حق و همان امام بر حق هنوز هم مظلوم است چرا که «قدرش» آنچنان که باید حتی در شب « قدر» ما ناشناخته مانده است که اگر ناشناخته نمی ماند ما، حداقل ما که ادعای شیعه بودنش را داریم، خالصانه، عارفانه و عاشقانه بر طریق نورانی اش گام برمی داشتیم به وصایا و اوامرش در باب ایمان به خدا و تقوای الهی عمل می کردیم، به نظم در امور باور عمیق پیدا می کردیم، رعایت و بسط عدالت را سرلوحه تصمیم ها و کارهایمان قرار می دادیم، عقل و خرد و دانایی و محبت را محور امور می دانستیم، دست جز به لقمه حلال دراز نمی کردیم، کاخ هایمان در کنار کوخ ها، سر به آسمان نمی سایید، یتیم و مستمند دل آزرده کمتر داشتیم، سهم خواهان گردن کلفت عربده کش نداشتیم، « نسل سوخته» نداشتیم، بدخرامان بدسگال نداشتیم.
چشم هایمان عفیف بود و کلاممان پرعفت، شرم و حیا فراوانی روزافزون داشت، دلق ریا خریداری نداشت، تملق بازاری نداشت، بازار عشق و ایمان، محبت و صفا، پاکی و وفا داغ داغ بود و سراچه حقد و کینه توزی سرد سرد و رو به خاموشی و بر این اساس است که می گویم باید در عشق و ارادت و شوق به راه علی، اشکریزان طی طریق کرد شاید خدای علی به وساطت علی در شب « قدر» قدر علی به ما بشناساند و ما را در صف و زمره رهپویان علی و شیعیان واقعی علی منزلت بخشد.